۲۰/شهريور/۱۴۰۵ ۱۷:۵۳ Friday - 2026 11 September
۱۴۰۵/۰۶/۲۰ ۱۶:۱۷

بورس ۷ میلیونی در آستانه تکرار سال ۹۹؟ سیگنال مهمی که تازه‌واردها نباید نادیده بگیرند

بورس
جهش‌های متوالی بورس تهران و عبور شاخص کل از مرز تاریخی هفت میلیون واحد دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است: آیا بازار سهام در حال تکرار مسیر پرهیجان سال ۱۳۹۹ است؟ پیام الیاس‌کردی، تحلیلگر بازار سرمایه، پاسخ منفی می‌دهد و معتقد است تفاوت نرخ بهره، ورود محدود پول تازه و ارزش دلاری پایین‌تر بازار، مقایسه این دو دوره را دشوار می‌کند. داده‌های آخرین روز معاملاتی نیز نکته مهم دیگری دارند؛ شاخص کل همچنان بالای ۷.۱ میلیون واحد ایستاده، اما پس از روزهای صف خرید سنگین، خروج پول حقیقی و افزایش تعداد نمادهای منفی نشان می‌دهد بازار وارد مرحله‌ای شده که «تنوع‌بخشی» و پرهیز از هیجان می‌تواند بسیار مهم‌تر از تعقیب هر سهم صعودی باشد.
کد خبر: ۲۳۹۳۴۰
تیتر یک اقتصاد |
 

آخرین داده‌های بازار نشان می‌دهد شاخص کل بورس تهران در پایان معاملات چهارشنبه ۱۸ شهریور به حدود ۷ میلیون و ۱۲۲ هزار واحد رسیده و رکورد تازه‌ای ثبت کرده است. تنها یک روز قبل، شاخص با جهش بیش از ۱۶۷ هزار واحدی برای نخستین بار بالای مرز هفت میلیون واحد تثبیت شده بود و نزدیک چهار هزار میلیارد تومان پول حقیقی به سهام، حق‌تقدم و صندوق‌های سهامی وارد شد.

اما رفتار بازار در آخرین جلسه معاملاتی هفته یک پیام متفاوت داشت.

طبق داده‌های بازار، حدود ۶۱ درصد نمادها همچنان مثبت بودند و ۳۳۷ نماد در سقف مجاز قیمت قرار داشتند، اما خالص جریان پول حقیقی به حدود منفی ۳۴۶ میلیارد تومان رسید. این تغییر پس از روزهایی رخ داد که صدها نماد در صف خرید بودند.

به بیان ساده، بورس هنوز قوی است، اما دیگر نمی‌توان گفت همه خریداران حاضرند به هر قیمتی سهم بخرند. این همان «استراحت» یا دست‌به‌دست شدن سهام است که الیاس‌کردی نیز انتظار آن را دارد.

چرا بورس ناگهان در میان پربازده‌ترین بازارها قرار گرفت؟

یک بخش از پاسخ به تورم و ارز بازمی‌گردد.

بخش بزرگی از شرکت‌های بورسی دارایی‌هایی دارند که ارزش جایگزینی آنها با تورم افزایش پیدا می‌کند. شرکت‌های صادراتی نیز مستقیماً از تغییر نرخ تسعیر ارز اثر می‌گیرند و شرکت‌های داخلی در نهایت با وقفه‌ای از رشد سطح عمومی قیمت‌ها تأثیر می‌پذیرند.

الیاس‌کردی از زاویه دیگری به موضوع نگاه می‌کند؛ او معتقد است بازار پیش از تشدید جنگ و ریسک‌های سیاسی در محدوده‌های ارزنده قرار گرفته بود، اما شوک سیاسی اجازه نداد این ارزندگی بلافاصله در قیمت سهام دیده شود.

داده‌های ارزش دلاری نیز تا حدی از این استدلال حمایت می‌کنند. خود الیاس‌کردی در روزهای اخیر ارزش دلاری بورس را حوالی ۱۰۲ تا ۱۰۷ میلیارد دلار برآورد کرده و تأکید کرده که با وجود رکوردشکنی ریالی شاخص، بازار از منظر دلاری هنوز با سقف‌های تاریخی فاصله دارد.

البته ارزش دلاری بورس به نرخ ارزی که برای محاسبه استفاده می‌شود وابسته است؛ بنابراین ارقام مختلفی در منابع دیده می‌شود. با این حال جهت کلی روشن است: شاخص ریالی رکورد زده، اما ارزش دلاری بازار هنوز بسیار پایین‌تر از اوج سال ۱۳۹۹ است.

آیا سال ۱۳۹۹ دوباره تکرار می‌شود؟

این مهم‌ترین پرسش برای سهامداران است.

در مرداد ۱۳۹۹، ارزش دلاری بورس تهران در برخی محاسبات به حدود ۴۲۷ میلیارد دلار رسید؛ یعنی چند برابر برآوردهای فعلی.

تفاوت دیگر به پول تازه واردشده به بورس مربوط می‌شود. بررسی‌های منتشرشده درباره مقایسه دو دوره نشان می‌دهد از مرداد ۱۳۹۸ تا مرداد ۱۳۹۹ حدود ۵.۸ میلیارد دلار سرمایه حقیقی وارد بورس شده بود، در حالی که برای یک سال اخیر رقم حدود ۴۲۰ میلیون دلار برآورد شده است. ارزش معاملات روزانه سال ۱۳۹۹ نیز در مقاطعی به حدود یک میلیارد دلار می‌رسید، در حالی که در دوره فعلی حتی روزهای پررونق عمدتاً پایین‌تر از آن قرار دارند.

بنابراین یک تفاوت بنیادین وجود دارد: در سال ۹۹ مردم خارج از بازار با سرعت بالایی وارد بورس شدند؛ امروز بخش قابل توجه معاملات همچنان توسط کسانی انجام می‌شود که از قبل در بازار حضور داشته‌اند.

همین مسئله یکی از دلایلی است که الیاس‌کردی معتقد است هنوز «پول جامانده» از طلا و ارز به شکل گسترده وارد بورس نشده است.

نرخ بهره؛ بزرگ‌ترین تفاوت بورس امروز با سال ۹۹

یکی دیگر از تفاوت‌های جدی به بازار بدون ریسک مربوط می‌شود.

در سال ۱۳۹۹ نرخ‌های بازار پول در مقاطعی به شدت پایین آمده بود و بانک مرکزی ناچار شد کف دالان نرخ سود را ابتدا در سطح ۱۰ درصد تعیین و بعد به ۱۲ و ۱۳ درصد افزایش دهد. سقف سود سپرده یک‌ساله بانکی نیز در تیر همان سال به ۱۶ درصد افزایش یافت.

امروز وضعیت کاملاً متفاوت است.

داده‌های تازه سازمان بورس نشان می‌دهد نرخ بازده تا سررسید اوراق خزانه اسلامی در هفته منتهی به ۱۱ شهریور به ۴۰.۶۸ درصد رسیده است. بنابراین وقتی از نرخ‌های حوالی ۴۰ تا ۴۲ درصد در مقایسه با سال ۹۹ صحبت می‌شود، دقیق‌تر است که آن را به بازده اوراق بدهی و نرخ‌های موثر بدون ریسک نسبت دهیم، نه اینکه همه آن را «نرخ سود بانکی» بنامیم.

این تفاوت بسیار مهم است.

سهام امروز باید با یک رقیب بدون ریسک با بازده بالای ۴۰ درصد رقابت کند. در سال ۱۳۹۹ چنین مانع قدرتمندی در برابر ورود نقدینگی به بورس وجود نداشت.

پس چرا بورس با وجود نرخ بهره بالا رشد می‌کند؟

پاسخ در تورم و رشد نرخ ارز نهفته است.

اگر سرمایه‌گذار تصور کند سود اسمی شرکت‌ها، ارزش دارایی‌ها و نرخ ارز سریع‌تر از بازده اوراق رشد خواهند کرد، همچنان سهام برای او جذاب باقی می‌ماند.

به همین دلیل ممکن است همزمان هم نرخ بهره بالا باشد و هم بورس رشد کند. آنچه تعیین‌کننده است «بازده مورد انتظار» سرمایه‌گذار است.

در مقابل اگر انتظارات تورمی کاهش پیدا کند، نرخ ارز آرام شود و بازده بدون ریسک بالای ۴۰ درصد باقی بماند، سهام برای ادامه رشد باید افزایش واقعی و قابل توجهی در سود شرکت‌ها نشان دهد.

از همین جاست که رشد بورس سخت‌تر می‌شود و انتخاب سهم اهمیت بیشتری از خرید کل بازار پیدا می‌کند.

شاخص ۱۰ میلیون واحدی؛ هدف یا دام روانی؟

الیاس‌کردی معتقد است عبور شاخص از ۱۰ میلیون واحد می‌تواند نقطه‌ای باشد که بخشی از سرمایه‌گذاران بیرون بورس احساس جاماندگی کنند و پول تازه وارد بازار شود.

اما خود او نیز تأکید می‌کند که حرکت مستقیم از هفت میلیون به ۱۰ میلیون واحد بدون اصلاح و استراحت، سناریوی معقولی نیست.

این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا شاخص ۱۰ میلیون واحدی یک پیش‌بینی قطعی نیست و نباید به هدف تضمین‌شده برای بازار تبدیل شود.

بورس برای رسیدن از سطح فعلی به ۱۰ میلیون واحد به حدود ۴۰ درصد رشد دیگر نیاز دارد. اینکه چنین رشدی در چه زمانی رخ دهد به سودآوری شرکت‌ها، دلار، سیاست‌های اقتصادی، نرخ بهره و مهم‌تر از همه ریسک‌های سیاسی وابسته است.

بنابراین خرید سهام صرفاً با استدلال «شاخص حتماً ۱۰ میلیون می‌شود» می‌تواند همان رفتاری باشد که سرمایه‌گذاران در اوج‌های تاریخی از آن آسیب دیده‌اند.

عرضه اولیه تابان، شستا و ترس از تکرار تاریخ

یکی دیگر از شباهت‌هایی که مطرح می‌شود عرضه‌های اولیه بزرگ است.

در سال ۱۳۹۹ عرضه اولیه شستا به نمادی از موج ورود مردم به بورس تبدیل شد. شستا با قیمت ۸۶۰ تومان عرضه شد و بیش از دو میلیون نفر در عرضه اولیه آن شرکت کردند. ارزش عرضه اولیه آن حدود ۶.۹ هزار میلیارد تومان برآورد شده بود. برخی برآوردها برای عرضه سهام «تابان فردا» رقم اسمی بسیار بزرگ‌تری را مطرح کرده‌اند.

اما عرضه اولیه بزرگ به‌تنهایی حباب نمی‌سازد.

آنچه در سال ۹۹ اهمیت داشت ترکیب عرضه‌های دولتی، نرخ بهره پایین، تبلیغات گسترده عمومی، ورود میلیون‌ها سرمایه‌گذار تازه‌کار و رشد سریع ارزش‌گذاری سهام بود.

امروز همه این عناصر با همان شدت کنار هم قرار ندارند. بنابراین وجود یک عرضه اولیه بزرگ را نمی‌توان مدرک کافی برای تکرار سقوط ۱۳۹۹ دانست.

تنوع‌بخشی؛ چرا از پیش‌بینی بازار مهم‌تر شده است؟

شاید مهم‌ترین بخش حرف‌های الیاس‌کردی توصیه او درباره سبد دارایی باشد.

در اقتصادی که یک خبر سیاسی، تصمیم سیاست‌گذار یا درگیری نظامی می‌تواند ظرف چند ساعت جهت بازارها را تغییر دهد، هیچ تحلیلگری قادر نیست تمام ریسک‌ها را پیش‌بینی کند.

تنوع‌بخشی دقیقاً برای همین شرایط طراحی شده است.

سرمایه‌گذار به جای اینکه تمام دارایی خود را روی یک سهم، یک صنعت یا حتی یک بازار قرار دهد، ریسک را میان چند دارایی تقسیم می‌کند. در این صورت خطای تحلیل درباره یک بخش، کل سرمایه را تهدید نمی‌کند.

این توصیه مخصوصاً پس از چند هفته رشد سریع بورس اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا تجربه بازارها نشان می‌دهد خطرناک‌ترین زمان برای سرمایه‌گذار تازه‌کار معمولاً زمانی است که احساس می‌کند «همه دارند سود می‌کنند و فقط من جا مانده‌ام».

سیمان، دارو و غذا؛ گزینه‌های بعدی بازار؟

الیاس‌کردی صنایع سیمانی، غذایی و دارویی را از گروه‌هایی می‌داند که به دلیل دخالت کمتر دولت می‌توانند گزینه‌های قابل بررسی باشند. او پیش‌تر نیز همین سه صنعت را در میان گروه‌های جذاب بازار معرفی کرده بود.

اما داده‌های آخرین روزهای معاملات یادآوری می‌کند که حتی در این صنایع نیز مسیر یکسان نیست. در آخرین داده‌های بخشی بازار، گروه غذایی مثبت بود، سیمانی‌ها رشد محدود داشتند و دارویی‌ها در مقطعی منفی معامله شدند.

بنابراین خرید یک سهم صرفاً به دلیل قرار گرفتن در صنعت «خوب» منطقی نیست. بدهی، حاشیه سود، قیمت‌گذاری محصولات، نرخ مواد اولیه، وضعیت صادرات و ارزش‌گذاری خود شرکت باید جداگانه بررسی شود.

بورس هنوز ارزنده است، اما دیگر ارزانِ بدون ریسک نیست

مقایسه با سال ۱۳۹۹ نشان می‌دهد بازار امروز از چند جهت وضعیت متفاوتی دارد: ارزش دلاری آن بسیار پایین‌تر است، موج ورود عمومی پول هنوز دیده نمی‌شود و نرخ بازده بدون ریسک چند برابر دوره اوج بورس ۹۹ است.

از طرف دیگر، این تفاوت‌ها به معنای حذف ریسک نیست.

شاخص در مدت کوتاهی چند سقف تاریخی را پشت سر گذاشته و نسبت P/E متوسط بازار اکنون حدود ۱۳.۹ واحد گزارش می‌شود. در آخرین جلسه نیز پس از موج قدرتمند خرید روزهای قبل، جریان حقیقی منفی شد؛ نشانه‌ای که می‌تواند آغاز دست‌به‌دست شدن سهام و افزایش حساسیت سرمایه‌گذاران به قیمت باشد.

بنابراین شاید بهترین جمع‌بندی همان بخش محتاطانه صحبت‌های الیاس‌کردی باشد: بازار می‌تواند همچنان صعودی بماند، اما هیچ روندی بدون توقف ادامه پیدا نمی‌کند.

برای تازه‌واردان، خطر اصلی شاید نه ریزش شبیه سال ۹۹، بلکه ورود هیجانی پس از چند هفته رشد باشد. شاخص هفت میلیونی به‌تنهایی نه نشانه حباب است و نه تضمین ادامه صعود؛ آنچه اهمیت دارد این است که سهامدار بداند چه چیزی می‌خرد، چرا می‌خرد و چه میزان از دارایی خود را حاضر است در معرض ریسک بازار سهام قرار دهد.

بورس ۱۴۰۵ فعلاً شبیه بورس ۱۳۹۹ نیست؛ اما اگر خاطره سال ۹۹ یک درس داشته باشد، آن درس این است که بزرگ‌ترین خطر معمولاً زمانی آغاز می‌شود که سرمایه‌گذار تصور کند بازار دیگر هرگز پایین نمی‌آید.

گزارش خطا
آخرین اخبار
پربازدیدها