۱۵/مهر/۱۴۰۵ ۲۱:۲۳ Wednesday - 2026 07 October
۱۴۰۵/۰۷/۱۵ ۱۸:۱۶

معمای نفت ۱۴۰ دلاری؛ چرا بازار فیزیکی با برنت ۱۰۰ دلاری فاصله ۴۰ دلاری پیدا کرد؟

معمای نفت ۱۴۰ دلاری؛ چرا بازار فیزیکی با برنت ۱۰۰ دلاری فاصله ۴۰ دلاری پیدا کرد؟
در حالی که قرارداد آتی برنت حوالی ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله می‌شود و دولت دونالد ترامپ بر بهبود جریان نفت از تنگه هرمز و خطوط لوله جایگزین تأکید دارد، قیمت واقعی بعضی محموله‌های نفت در بازار فیزیکی اروپا به محدوده ۱۴۰ دلار رسیده است. فورتیز در هفته گذشته به‌طور متوسط حدود ۱۴۰.۲ دلار و اوزبرگ ۱۴۲.۵ دلار قیمت داشته، در حالی که متوسط Dated Brent حدود ۱۲۳.۳ دلار بوده است. این شکاف کم‌سابقه نشان می‌دهد مسئله بازار نفت دیگر فقط «تعداد بشکه‌های صادرشده» نیست؛ هزینه حمل، بیمه جنگ، کمبود نفت قابل تحویل فوری، اختلال پالایشگاه‌ها و خطر عبور از هرمز باعث شده نفتی که واقعاً امروز به پالایشگاه می‌رسد بسیار گران‌تر از قراردادهای آتی روی صفحه معاملات باشد.
کد خبر: ۲۴۰۰۹۰
تیتر یک اقتصاد |

داده‌های منتشرشده درباره بازار فیزیکی، اصل شکاف بزرگ میان نفت نقدی و آتی را تأیید می‌کنند.

بیارن شیلدروپ، تحلیلگر ارشد SEB، اعلام کرده متوسط قیمت کامل نفت Forties در هفته گذشته حدود ۱۴۰.۲ دلار و Oseberg حدود ۱۴۲.۵ دلار در هر بشکه بوده است. همزمان Dated Brent به‌طور متوسط ۱۲۳.۳ دلار قیمت داشته، در حالی که قرارداد نزدیک‌سررسید برنت حوالی ۱۰۲ دلار قرار گرفته بود.

با این حال یک نکته نیازمند اصلاح است: قیمت ۱۴۰ دلار فورتیز بالاترین نرخ از زمان آغاز جنگ نیست. فورتیز در آوریل امسال حتی تا حدود ۱۴۷ دلار بالا رفت و رکورد تازه‌ای ثبت کرد. جان کمپ نیز در آوریل نوشته بود متوسط قیمت فورتیز در آن مقطع حدود ۱۳۹ دلار و سقف روزانه آن ۱۴۷ دلار بوده است.

بنابراین توصیف دقیق‌تر این است که فورتیز بار دیگر به محدوده بسیار بالای ۱۴۰ دلار بازگشته و بازار فیزیکی دوباره به سطوح بحرانی نزدیک شده است.

چرا برنت ۱۰۰ دلار است اما نفت واقعی ۱۴۰ دلار؟

در نگاه اول این اختلاف عجیب به نظر می‌رسد، اما قرارداد آتی برنت و نفت فیزیکی دقیقاً یک چیز را قیمت‌گذاری نمی‌کنند.

قرارداد آتی برنت نشان‌دهنده انتظار بازار برای تحویل در یک تاریخ آینده است. معامله‌گر می‌تواند موقعیت خود را قبل از سررسید ببندد و لزوماً هیچ بشکه‌ای تحویل نگیرد.

اما Dated Brent، Forties و دیگر گریدهای فیزیکی به نفتی مربوط‌اند که باید واقعاً در بازه زمانی کوتاهی بارگیری و تحویل شود.

اکنون مشکل اصلی دقیقاً همین «تحویل فوری» است.

بازار برای یک بشکه نفتی که امروز در شمال اروپا یا آسیا قابل دریافت باشد حاضر است بسیار بیشتر از بشکه‌ای که برای ماه‌های آینده روی بورس معامله می‌شود پول بدهد.

این ساختار به شکل Backwardation شدید ظاهر شده است؛ یعنی نفت نزدیک‌تر بسیار گران‌تر از نفت با تحویل دورتر است.

در اول اکتبر، داده‌های بازار نشان می‌داد Dated Brent حدود ۱۲۷.۱۱ دلار بوده، در حالی که برنت آتی حدود ۱۰۲.۳۱ دلار قیمت داشته؛ شکافی نزدیک به ۲۵ دلار در هر بشکه.

بازار فیزیکی چه چیزی می‌بیند که بازار آتی نمی‌بیند؟

بازار فیزیکی بیش از هر چیز با سه هزینه واقعی روبه‌روست: حمل، بیمه و دسترسی فوری.

هزینه اجاره نفتکش بزرگ برای مسیر خاورمیانه به آسیا در برخی مقاطع از ۱.۲ میلیون دلار در روز عبور کرده، در حالی که پیش از بحران چنین ارقامی به‌مراتب پایین‌تر بود.

از طرف دیگر، عبور از تنگه هرمز هنوز یک عملیات عادی تجاری نیست. فایننشال تایمز گزارش داده برخی ناخداهای نفتکش برای عبور از هرمز تا ۱۰۰ هزار دلار در ماه و پاداش‌های جداگانه دریافت می‌کنند و حق بیمه جنگی نیز به‌شدت افزایش یافته است.

در چنین وضعیتی حتی اگر تعداد بشکه‌های بارگیری‌شده بیشتر شود، هزینه رساندن همان نفت به مقصد همچنان بسیار بالاست.

این همان چیزی است که قرارداد آتی ۱۰۰ دلاری به‌تنهایی نشان نمی‌دهد.

صادرات خلیج فارس واقعاً به حالت عادی برگشته است؟

داده‌های تازه پاسخ پیچیده‌تری می‌دهند.

طبق آمار Vortexa که رویترز منتشر کرده، صادرات انرژی کشورهای خلیج فارس به‌جز ایران در ماه سپتامبر به‌طور متوسط به ۱۹.۲ میلیون بشکه در روز رسید؛ حدود ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ که ۲۳.۶ میلیون بشکه در روز بود.

اگر فقط نفت خام و میعانات را در نظر بگیریم، بازیابی بسیار بیشتر بوده و جریان‌ها به حدود ۹۱ درصد سطح پیش از جنگ رسیده‌اند.

اما فرآورده‌های پالایشی فقط به ۶۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته‌اند.

پس جمله «صادرات به شرایط عادی برگشته» برای کل بازار انرژی دقیق نیست.

نفت خام تا حد زیادی برگشته، اما دیزل، سوخت جت و دیگر فرآورده‌ها همچنان با کمبود روبه‌رو هستند.

حتی صادرات نفت در بعضی روزها از قبل جنگ بیشتر شد

داده‌های دیگری نیز نشان می‌دهد صادرات نفت خاورمیانه در ۱۴ روز ماه سپتامبر حتی از سطح پیش از جنگ عبور کرده است.

میانگین صادرات نفت منطقه به حدود ۱۸.۳ میلیون بشکه در روز رسیده و عربستان نقش اصلی را در افزایش جریان‌ها داشته است. عراق نیز صادرات خود را افزایش داده است.

به همین دلیل دولت آمریکا می‌تواند به‌درستی بگوید حجم نفت بیشتری در حال حرکت است.

اما نتیجه دوم ــ اینکه بازار به شرایط عادی بازگشته ــ الزاماً از این آمار به دست نمی‌آید.

چرا؟ چون حجم بشکه فقط یک بخش از معادله است. زمان رسیدن، امنیت مسیر، قیمت بیمه، ظرفیت پالایشگاه و موجودی انبارها نیز تعیین‌کننده‌اند.

مدیرعامل شورون: نفت واقعی در آسیا به ۱۵۰ دلار نزدیک شده است

شاید روشن‌ترین نشانه شکاف میان «نفت روی صفحه معاملات» و «نفت تحویلی واقعی» را مایک ورث، مدیرعامل Chevron، ارائه کرده باشد.

او گفته قیمت تحویل‌شده نفت فیزیکی در آسیا اکنون به نزدیکی ۱۵۰ دلار در هر بشکه رسیده؛ رقمی که فاصله عظیمی با برنت آتی ۱۰۰ دلاری دارد.

این تفاوت شامل هزینه نفت خام، حمل، بیمه و هزینه‌های ناشی از اختلال زنجیره تأمین است.

به همین دلیل یک پالایشگاه آسیایی ممکن است در رسانه‌ها قیمت برنت ۱۰۰ دلار را ببیند، اما برای دریافت واقعی یک محموله هزینه‌ای بسیار نزدیک‌تر به ۱۴۰ یا حتی ۱۵۰ دلار پرداخت کند.

بازار نفت با کمبود بشکه روبه‌روست یا بحران لجستیک؟

شواهد فعلی بیشتر به یک بحران ترکیبی اشاره دارند.

رویترز در تحلیلی نوشته مشکل تازه بازار نفت دیگر فقط کمبود عرضه نیست، بلکه لجستیک است. صادرات از هرمز بالا رفته، اما شبکه انتقال بسیار پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر شده است.

بخشی از نفت عربستان از خط لوله شرق-غرب به دریای سرخ منتقل می‌شود. امارات از فجیره استفاده می‌کند. انتقال کشتی‌به‌کشتی افزایش یافته و برخی نفتکش‌ها مسیرهایی را انتخاب می‌کنند که زمان و هزینه بیشتری دارند.

همزمان ظرفیت پالایش بخشی از خاورمیانه و روسیه آسیب دیده است.

در نتیجه جهان ممکن است نفت خام داشته باشد، اما دقیقاً در همان نقطه، همان زمان و همان کیفیتی که پالایشگاه نیاز دارد، نفت کافی وجود نداشته باشد.

چرا نفت غرب آفریقا هم گران شده است؟

وقتی نفت خاورمیانه پرریسک یا گران می‌شود، پالایشگاه‌ها به سمت گریدهای جایگزین حرکت می‌کنند.

نفت‌های سبک نیجریه، آنگولا و دریای شمال از مهم‌ترین جانشین‌ها هستند. افزایش تقاضا برای این بشکه‌ها باعث می‌شود قیمت فیزیکی آنها نیز از قراردادهای آتی فاصله بگیرد.

Platts در ماه اکتبر حتی روش قیمت‌گذاری چند گرید نیجریه‌ای را به ارزیابی مستقیم بازار نقدی تغییر داده که نشان‌دهنده اهمیت دوباره بازار فیزیکی غرب آفریقاست.

به همین دلیل رشد قیمت فورتیز فقط داستان دریای شمال نیست؛ در عمل، فورتیز به یکی از شاخص‌های میزان فشار واردشده بر عرضه فوری جهانی تبدیل شده است.

ماجرای «شوک VaR» چیست؟

در روزهای اخیر اصطلاح VaR Shock نیز وارد بحث بازار نفت شده است.

VaR یا Value at Risk معیاری است که بانک‌ها، صندوق‌ها و معامله‌گران برای اندازه‌گیری ریسک احتمالی زیان سبد خود استفاده می‌کنند.

وقتی نوسان بازار ناگهان افزایش پیدا می‌کند، مدل‌های ریسک ممکن است صندوق‌ها را مجبور کنند موقعیت‌های معاملاتی خود را کاهش دهند. این فروش اجباری خود می‌تواند افت قیمت را تشدید کند.

گزارش‌هایی که به تحلیل بلومبرگ استناد کرده‌اند، از الگویی سخن گفته‌اند که برخی خبرهای دیپلماتیک درباره ایران و آمریکا حوالی ظهر به وقت شرق آمریکا ــ زمانی که نقدشوندگی پایین‌تر می‌شود ــ منتشر شده و به افت سریع نفت منجر شده است. این پدیده در آن تحلیل با عنوان «VaR Shock strategy» توصیف شده است.

با این حال، از وجود چنین الگویی نمی‌توان نتیجه گرفت که دولت آمریکا عمداً برای دستکاری بازار نفت اقدام می‌کند. این برداشت یک تفسیر بازار است و برای اثبات قصد یا هماهنگی نیاز به شواهد مستقلی وجود دارد که فعلاً منتشر نشده است.

همچنین نامی که در برخی بازنشرها «فرانک مانکام» آمده، در منابع ثانویه به شکل Frank Monkam و به‌عنوان تحلیلگر بلومبرگ ذکر شده است.

حملات به نفتکش‌ها بیشتر شده، نه کمتر

یکی دیگر از دلایلی که بازار فیزیکی حاضر نیست ریسک را نادیده بگیرد، وضعیت امنیتی هرمز است.

رویترز امروز گزارش داد در فاصله ۲۸ سپتامبر تا ۵ اکتبر دست‌کم ۱۲ مورد حمله، تلاش برای حمله یا آزار و تهدید کشتی‌های نفت، LNG و LPG گزارش شده که بالاترین تعداد هفتگی از شروع جنگ است.

بنابراین حتی در شرایط افزایش جریان نفت، ریسک مسیر کاهش نیافته است.

این تضاد دقیقاً همان چیزی است که بازار فیزیکی قیمت‌گذاری می‌کند.

ذخایر نفت جهان نیز دیگر حاشیه امن سابق را ندارد

عامل نگران‌کننده دیگر، کاهش ذخایر است.

مدیران صنعت انرژی در نشست Energy Intelligence Forum گفته‌اند ذخایر تجاری جهان به‌شدت کاهش یافته و بیش از یک میلیارد بشکه از ذخایر اضطراری و تجاری در جریان بحران‌های اخیر آزاد شده است.

اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز همین هفته پیش‌بینی قیمت نفت خود را افزایش داده و اکنون انتظار دارد برنت در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ به‌طور متوسط حدود ۱۰۵ دلار قیمت داشته باشد.

این پیش‌بینی مربوط به قراردادهای شاخص است، نه لزوماً هزینه نهایی بشکه فیزیکی تحویلی.

شکاف ۴۰ دلاری چه پیامی برای بازار دارد؟

اگر فورتیز حدود ۱۴۰ دلار و برنت آتی حدود ۱۰۰ دلار باشد، فاصله به حدود ۴۰ دلار در هر بشکه می‌رسد.

این شکاف معادل حدود ۴۰ درصد قیمت قرارداد آتی است و در شرایط عادی بازار نفت عددی بسیار بزرگ محسوب می‌شود.

پیام آن روشن است: بازار برای نفت امروز بسیار بیشتر از نفت فردا پول می‌دهد.

چنین ساختاری معمولاً نشانه یکی یا ترکیبی از این عوامل است:

کمبود موجودی، مشکل حمل، ریسک سیاسی، نبود ظرفیت پالایشی مناسب و نگرانی از دسترسی فوری به محموله.

تا زمانی که این مشکلات برطرف نشوند، صرف افزایش تعداد بشکه‌های خروجی از خلیج فارس الزاماً قیمت فیزیکی را به سطح قراردادهای آتی بازنمی‌گرداند.

نفت ۱۰۰ دلاری یا ۱۴۰ دلاری؛ کدام قیمت واقعی است؟

پاسخ این است: هر دو واقعی‌اند، اما چیز متفاوتی را اندازه می‌گیرند.

برنت ۱۰۰ دلاری قیمت یک قرارداد استاندارد برای تحویل آینده است؛ فورتیز ۱۴۰ دلاری یا نفت تحویلی ۱۵۰ دلاری آسیا هزینه‌ای است که برخی خریداران برای گرفتن بشکه واقعی در کوتاه‌مدت می‌پردازند.

در شرایط فعلی، بازار آتی بهبود صادرات و احتمال آرام‌تر شدن بحران در آینده را قیمت‌گذاری می‌کند؛ در مقابل، بازار فیزیکی هزینه جنگ، بیمه، نفتکش، کمبود پالایش و دسترسی فوری را می‌سنجد.

به همین دلیل ممکن است خبر افزایش صادرات خلیج فارس قیمت آتی برنت را به حوالی ۱۰۰ دلار پایین بیاورد، اما همان روز پالایشگاه برای نفت واقعی ۱۴۰ دلار پرداخت کند.

مهم‌ترین علامت برای تشخیص بازگشت واقعی بازار نفت به شرایط عادی، فقط تعداد بشکه‌های عبوری از هرمز نیست؛ زمانی می‌توان از عادی‌شدن سخن گفت که فاصله Dated Brent و فورتیز با بازار آتی نیز به سطوح معمول بازگردد. فعلاً این اتفاق رخ نداده و شکاف کم‌سابقه بازار فیزیکی و کاغذی نشان می‌دهد بحران انرژی هنوز در زیر سطح قیمت ۱۰۰ دلاری برنت زنده است.

گزارش خطا
آخرین اخبار
پربازدیدها