نفت ۱۶ درصد در یک هفته جهش کرد؛ هرمز و دریای سرخ بازار انرژی را لرزاندند
برنت سومین هفته افزایشی متوالی و نفت آمریکا دومین هفته مثبت خود را ثبت کردند. بااینحال، حرکت اخیر فقط ناشی از افزایش تقاضای واقعی برای سوخت نیست؛ بخش مهمی از قیمت کنونی نفت، «حق بیمه ریسک جنگ» است که معاملهگران برای احتمال کاهش عرضه، حمله به نفتکشها و افزایش هزینه بیمه و حملونقل پرداخت میکنند.
چرا نفت در یک روز بیش از چهار درصد گران شد؟
مهمترین محرک بازار، گسترش درگیریهای آمریکا و ایران در منطقه خلیج فارس بود. گزارش رویترز از حمله آمریکا به پلها و یک فرودگاه در ایران و هدف قرار گرفتن یک نیروگاه برق و تأسیسات آبشیرینکن در کویت خبر داد. تهران نیز اعلام کرد حملات دیگری علیه مراکز مرتبط با آمریکا در منطقه، از جمله در سوریه، انجام داده است. بخشی از این ادعاها از سوی طرفهای درگیر مطرح شده و همه جزئیات آنها بهطور مستقل تأیید نشدهاند.
اندرو لیپو، رئیس مؤسسه لیپو اویل اسوشیتس، هشدار داده است که آسیب دیدن نفتکشهای بیشتر میتواند مالکان کشتیها را از ورود به خلیج فارس منصرف کند. اهمیت این موضوع در آن است که حتی بدون بسته شدن رسمی یک آبراه، کاهش تمایل شرکتهای کشتیرانی، افزایش حق بیمه و کمبود کشتی میتواند جریان عرضه را مختل و قیمت نفت را بالا ببرد.
بازار نفت در چنین شرایطی به خود حملات محدود نگاه نمیکند، بلکه احتمال گسترش آنها را قیمتگذاری میکند. یک حمله به بندر، نفتکش یا زیرساخت انتقال ممکن است برای چند ساعت جریان عرضه را مختل کند؛ اما اگر شرکتهای کشتیرانی نتیجه بگیرند که خطر سیستماتیک شده است، اثر آن میتواند هفتهها ادامه داشته باشد.
تردد در تنگه هرمز چقدر کاهش یافته است؟
دادههای کشتیرانی نشان میدهد عبور کشتیهای بزرگ نفت خام و حاملهای گاز طبیعی مایع از هرمز بهشدت محدود شده است. روز پنجشنبه، برای دومین روز متوالی هیچ نفتکش بسیار بزرگ یا حامل LNG در دادههای عبور ثبت نشد. عراق نیز پس از برخورد یک پهپاد با یک نفتکش در پایانه بصره، برای مدتی بارگیری نفت را متوقف کرد و سپس فعالیت را از سر گرفت.
پیش از آغاز جنگ، حدود ۲۰ درصد عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. این آبراه مسیر اصلی صادرات ایران، عراق، کویت، قطر و بحرین است و بخش زیادی از صادرات عربستان سعودی و امارات نیز به آن وابسته است. به همین دلیل، حتی کاهش نسبی عبور کشتیها میتواند قیمتها را سریعتر از تغییر واقعی تولید بالا ببرد.
سپاه پاسداران اعلام کرده است تا زمانی که حملات آمریکا ادامه داشته باشد، اجازه صادرات نفت و گاز از مسیر هرمز داده نخواهد شد. این موضع، ادعای رسمی ایران است؛ اما میزان اجرای عملی آن باید با دادههای مستقل ردیابی کشتیها و آمار بارگیری سنجیده شود.
چرا تهدید دریای سرخ این بار جدیتر است؟
در دورههای قبلی ناامنی دریای سرخ، بخش زیادی از نفت کشورهای خلیج فارس همچنان میتوانست از هرمز عبور کند. اکنون شرایط متفاوت است؛ زیرا عربستان برای دور زدن هرمز، بخش عمده صادرات خود را از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل کرده است. بسته شدن یا ناامن شدن بابالمندب میتواند این مسیر جایگزین را نیز با مشکل مواجه کند.
عربستان از آغاز جنگ بیش از ۷۰ درصد صادرات معمول روزانه نفت خام خود را به بندر ینبع هدایت کرده است. متوسط محمولههای خروجی این بندر در هفتههای اخیر به حدود چهار میلیون بشکه در روز رسیده؛ در حالی که این رقم در دوره مشابه سال قبل نزدیک ۹۷۳ هزار بشکه در روز بود.
در ماه ژوئن حدود ۷.۴ میلیون بشکه نفت و فرآورده در روز از بابالمندب عبور کرده است که تقریباً هفت درصد تولید جهانی نفت را تشکیل میدهد. اختلال همزمان در هرمز و بابالمندب میتواند دو مسیر اصلی انتقال انرژی خاورمیانه را تحت فشار قرار دهد؛ سناریویی که بازار از آن بهعنوان یکی از بزرگترین ریسکهای عرضه جهانی یاد میکند.
ایران از احتمال ورود حوثیهای یمن به بحران دریای سرخ سخن گفته است؛ اما میزان استقلال تصمیمگیری این گروه و آمادگی آن برای اجرای چنین تهدیدی روشن نیست. حوثیها ارتباط سیاسی و نظامی با ایران دارند، ولی خود را نیروی نیابتی تهران نمیدانند و ملاحظات داخلی یمن نیز بر تصمیمهای آنان اثر میگذارد.
نقش حمله به زیرساختهای کویت و قطر
وزارت دفاع قطر اعلام کرد نیروهای این کشور یک حمله موشکی ایران را رهگیری کردهاند و وزارت کشور قطر از زخمی شدن یک کودک بر اثر ترکش عملیات پدافندی خبر داد. کویت نیز اعلام کرد یک نیروگاه تولید برق و آبشیرینکن این کشور هدف حمله قرار گرفته است. حمله به تأسیسات آب و برق، نگرانی بازار را از عبور جنگ از اهداف نظامی به زیرساختهای حیاتی افزایش داده است.
این تأسیسات مستقیماً چاه نفت نیستند، اما آسیب به برق، آب، بنادر، فرودگاهها و شبکه حملونقل میتواند فعالیت پالایشگاهها، پایانههای صادراتی و نیروی انسانی صنعت انرژی را مختل کند. به همین دلیل، بازار نفت دامنه وسیعی از حملات زیرساختی را بهعنوان خطر بالقوه برای عرضه در نظر میگیرد.
حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه چه اثری دارد؟
همزمان با بحران خلیج فارس، جنگ روسیه و اوکراین نیز بر زیرساختهای انرژی فشار وارد کرده است. ارتش اوکراین اعلام کرد پالایشگاهی را در منطقه یاروسلاول روسیه هدف قرار داده است. گزارشهای قبلی نیز از حملات به پالایشگاههای یاروسلاول، اومسک، سیزران، ساراتوف و تأسیسات دیگر حکایت داشتهاند. جزئیات خسارت هر حمله معمولاً از سوی منابع مستقل با تأخیر تأیید میشود.
پالایشگاه یاروسلاول ظرفیت فرآوری حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز دارد. حملات به پالایشگاهها الزاماً صادرات نفت خام روسیه را فوراً کاهش نمیدهد، اما میتواند عرضه گازوئیل، بنزین و سایر فرآوردهها را محدود و حاشیه سود پالایشگاهها را افزایش دهد.
بنابراین بازار جهانی همزمان با خطر کاهش نفت خام خاورمیانه، با ریسک محدود شدن فرآوردههای نفتی روسیه نیز مواجه است. این همپوشانی سبب میشود واکنش قیمتها به اخبار نظامی شدیدتر باشد.
آیا نفت به ۹۰ دلار میرسد؟
برنت با بسته شدن در ۸۸ دلار و ۱۰ سنت، کمتر از دو دلار با مرز روانی ۹۰ دلار فاصله دارد. در صورتی که تردد هرمز کمتر شود، نفتکش دیگری هدف قرار گیرد یا تهدید بابالمندب عملی شود، عبور کوتاهمدت برنت از ۹۰ دلار محتمل خواهد بود. این یک سناریوی تحلیلی است و نه پیشبینی قطعی.
تثبیت بالای ۹۰ دلار نیازمند آن است که بازار شواهدی از کاهش واقعی و ماندگار عرضه ببیند. اگر تنشها فروکش کند، عبور کشتیها افزایش یابد یا منابع جایگزین وارد بازار شوند، بخشی از حق بیمه جنگ میتواند با سرعت از قیمت نفت خارج شود.
عامل محدودکننده دیگر، تأثیر نفت گران بر اقتصاد جهانی است. افزایش هزینه سوخت میتواند تورم را بالا ببرد، نرخ بهره را برای مدت بیشتری در سطح بالا نگه دارد و در نهایت رشد اقتصادی و مصرف انرژی را کاهش دهد. بازار نفت ممکن است در کوتاهمدت با کمبود عرضه صعود کند، اما در قیمتهای بسیار بالا با خطر افت تقاضا مواجه میشود.
نفت ۱۶ درصدی چه اثری بر تورم دارد؟
رشد حدود ۱۶ درصدی برنت و WTI در یک هفته میتواند با تأخیر بر قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما، حملونقل دریایی و هزینه تولید کالاها اثر بگذارد. شدت انتقال این افزایش به تورم مصرفکننده به مدتزمان ماندگاری قیمتهای بالا، نرخ ارز و سیاست یارانه انرژی هر کشور بستگی دارد.
برای بانکهای مرکزی، نفت گران یک چالش دوگانه ایجاد میکند: از یک طرف تورم را بالا میبرد و از طرف دیگر با کاهش قدرت خرید خانوارها، رشد اقتصادی را تضعیف میکند. همین ترکیب میتواند بازار سهام، اوراق قرضه، ارز و طلا را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
سه سناریو برای ادامه بازار نفت
در سناریوی نخست، درگیریها ادامه مییابد اما تردد محدود نفتکشها متوقف نمیشود. در این حالت، برنت احتمالاً در محدوده ۸۰ تا ۹۰ دلار پرنوسان باقی میماند و هر خبر نظامی موجب جهش یا اصلاح کوتاهمدت خواهد شد.
در سناریوی دوم، حملات به کشتیها افزایش مییابد یا مسیر دریای سرخ نیز مختل میشود. چنین وضعیتی میتواند برنت را بالاتر از ۹۰ دلار ببرد و خطر جهش قیمت فرآوردهها و تورم جهانی را افزایش دهد.
در سناریوی سوم، آتشبس جدید یا توافقی برای امنیت کشتیرانی شکل میگیرد. افزایش عبور کشتیها و کاهش هزینه بیمه میتواند بخشی از رشد ۱۶ درصدی اخیر را پس بگیرد؛ حتی اگر مشکلات سیاسی میان طرفها بهطور کامل حل نشده باشد.
جمعبندی
نفت برنت روز جمعه با رشد ۴.۵۹ درصدی به ۸۸ دلار و ۱۰ سنت و WTI با افزایش ۴.۴۸ درصدی به ۸۲ دلار و ۴۹ سنت رسید. هر دو شاخص طی هفته حدود ۱۶ درصد افزایش یافتند و بالاترین سطح خود از اواسط ژوئن را ثبت کردند.
علت اصلی این جهش، ترکیب سه ریسک است: کاهش تردد در تنگه هرمز، احتمال اختلال در بابالمندب و حمله به زیرساختهای منطقهای. انتقال بیش از ۷۰ درصد صادرات معمول عربستان به بندر ینبع باعث شده دریای سرخ به مسیر حیاتیتری برای بازار انرژی تبدیل شود.
برنت اکنون در نزدیکی مرز ۹۰ دلار قرار دارد؛ اما جهت بعدی بازار را نه صرفاً خبرهای جنگ، بلکه میزان واقعی کاهش عرضه و رفتار شرکتهای کشتیرانی تعیین خواهد کرد. ادامه حمله به نفتکشها میتواند صعود را تشدید کند، در حالی که کاهش تنش یا بازگشت جریان کشتیرانی احتمالاً بخشی از حق بیمه جنگ را از قیمتها خارج خواهد کرد.