بورس شنبه منفجر میشود یا میریزد؟ همهچیز به سیاست گره خورد!
بازار سهام ایران هفته گذشته را با امیدی تازه آغاز کرد؛ امیدی که بیش از آنکه ریشه در متغیرهای اقتصادی یا گزارشهای مالی شرکتها داشته باشد، از دل تحولات سیاسی و سیگنالهای دیپلماتیک بیرون آمد. نتیجه نسبتا مطلوب گفتوگوهای عمان، فضای روانی تالار شیشهای را در همان روز نخست هفته تغییر داد و بورس شاهد یکی از سبزترین شنبههای ماههای اخیر بود. ورود بیش از 3.5 هزار میلیارد تومان پول حقیقی و معامله مثبت 93 درصد نمادها، نشانهای آشکار از غلبه خوشبینی بر ترسهای انباشته سرمایهگذاران بود؛ خوشبینیای که شاخص کل را با قدرت از مرز چهار میلیون و 100 هزار واحد عبور داد.
اما این رشد، برخلاف ظاهر پرقدرتش، بر بنیانی لرزان استوار بود. تجربه سالهای اخیر بهخوبی نشان داده که واکنشهای بورس به اخبار سیاسی، اگرچه سریع و پرهیجان است، اما اغلب دوام چندانی ندارد. هفته گذشته نیز از این قاعده مستثنی نبود و بازار خیلی زود وارد فاز تردید شد؛ فازی که بهتدریج جای امید اولیه را گرفت و مسیر شاخصها را معکوس کرد.
خوشبینی اولیه؛ اثر فوری دیپلماسی بر تالار شیشهای
شروع سبز هفته را باید محصول مستقیم فضای مثبت مذاکرات دانست. معاملهگران که ماهها زیر فشار اخبار منفی سیاسی و ریسکهای ژئوپلیتیک فعالیت کرده بودند، با دریافت نخستین سیگنالهای مثبت، بهسرعت دست به خرید زدند. تمرکز این تقاضا عمدتا بر نمادهای بزرگ و شاخصساز بود؛ سهمهایی که بیشترین حساسیت را به تحولات سیاست خارجی دارند و بهعنوان پیشران اصلی شاخص کل عمل میکنند.
عبور شاخص از قله چهار میلیون و 100 هزار واحد، از منظر تکنیکال نیز اهمیت داشت و همین موضوع به تشدید هیجان خرید کمک کرد. بسیاری از فعالان بازار این شکست مقاومت را نشانهای از آغاز یک موج صعودی جدید تلقی کردند؛ موجی که میتوانست بخشی از زیانهای انباشته ماههای گذشته را جبران کند. با این حال، آنچه در پس این رشد کمتر دیده شد، ضعف حجم معاملات پایدار و نبود پشتوانه بنیادی قوی بود؛ ضعفی که زمینهساز تغییر مسیر بازار در ادامه هفته شد.
بازگشت تردید؛ خاطره نوسانات سیاسی زنده شد
از میانه هفته، فضای معاملات بهتدریج تغییر کرد. ابهام درباره سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا و نبود اخبار قطعی، بار دیگر سایه تردید را بر سر بازار انداخت. معاملهگران که هنوز خاطره نوسانات شدید و شوکهای سیاسی ماههای گذشته را فراموش نکردهاند، اینبار محتاطتر عمل کردند. افزایش عرضهها، بهویژه در نمادهایی که رشد سریعی را تجربه کرده بودند، نخستین نشانههای این احتیاط بود.
این رفتار محافظهکارانه بهسرعت به یک موج اصلاحی تبدیل شد. رشد ابتدایی هفته، که عمدتا بر پایه انتظارات شکل گرفته بود، بهطور کامل تخلیه شد و شاخصها به سطوح پایینتر عقبنشینی کردند. بازار نشان داد که در شرایط کنونی، بیش از آنکه آماده یک روند صعودی پایدار باشد، مستعد نوسانهای رفتوبرگشتی و واکنشهای هیجانی است.
کوچ نقدینگی؛ وقتی بورس رقیب پیدا میکند
همزمان با افزایش ریسکهای سیاسی، بازارهای موازی بار دیگر جذاب شدند. رشد قیمت ارز و طلا، بهویژه برای سرمایههای کوتاهمدت، سیگنال خروج از بورس را تقویت کرد. بخشی از نقدینگی که در ابتدای هفته وارد بازار سهام شده بود، خیلی زود مسیر خود را تغییر داد و به سمت داراییهای امنتر حرکت کرد.
این جابهجایی نقدینگی، تعادل شکننده عرضه و تقاضا در بورس را بر هم زد. در شرایطی که بازار برای تثبیت شاخص در سطوح بالاتر نیازمند ورود پول تازه و ماندگار بود، خروج سرمایه فشار مضاعفی بر قیمتها وارد کرد. نتیجه این روند، افت تدریجی شاخصها و از دست رفتن کانالهای تازه فتحشده بود.
تابلوی پایانی هفته؛ آمارهایی که پیام دارند
در پایان هفته سوم بهمن، شاخص کل بورس با افت 0.73 درصدی در سطح چهار میلیون و 29 هزار واحد متوقف شد؛ عددی که بهوضوح پایینتر از شروع هفته قرار داشت و تمام رشد اولیه را پس داد. شاخص هموزن نیز با کاهش 0.65 درصدی به محدوده یک میلیون و پنج هزار واحد رسید. افت همزمان هر دو شاخص نشان میدهد که فشار فروش محدود به نمادهای بزرگ نبوده و کلیت بازار تحتتأثیر فضای منفی قرار گرفته است.
این آمارها تصویر روشنی از وضعیت فعلی بورس ترسیم میکند؛ بازاری پرنوسان، خبرمحور و کمرمق که هنوز نتوانسته مسیر مشخصی برای خود تعریف کند. هفته گذشته اگرچه با امید آغاز شد، اما در نهایت به یکی دیگر از هفتههای کمثمر بازار سهام تبدیل شد.
بورس در آستانه شنبه؛ بازار در انتظار خبر
با نزدیک شدن به معاملات شنبه 25 بهمن، یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند: بازار سهام بهشدت به تحولات سیاسی وابسته شده است. تجربه هفته گذشته نشان داد که حتی یک سیگنال مثبت از مذاکرات میتواند موج ورود نقدینگی ایجاد کند و شاخصها را جهش دهد؛ همانطور که تردید و ابهام، بهسرعت همان رشد را خنثی میکند.
برای معاملات شنبه، سناریوها کاملا سیاسی است. اگر اخبار منتشرشده در جهت تقویت دیپلماسی باشد یا نشانهای از باز بودن مسیر ادامه مذاکرات مخابره شود، بازار میتواند بار دیگر با افزایش تقاضا روبهرو شود. در چنین فضایی، بازگشت بخشی از پولهای پارکشده محتمل خواهد بود و نمادهای بزرگ و شاخصساز میتوانند نقش لیدر بازار را بر عهده بگیرند. احتمال بازپسگیری کانالهای از دسترفته نیز در این سناریو تقویت میشود.
سناریوی منفی؛ وقتی ریسک جنگ پررنگ میشود
در سمت مقابل، اگر فضای خبری به سمت تشدید تنشهای نظامی حرکت کند یا احتمال شکست مذاکرات پررنگتر شود، بازار سهام بار دیگر وارد مدار فروش خواهد شد. تجربه هفته قبل بهخوبی نشان داد که سرمایهگذاران در برابر ریسک جنگ، تعارف ندارند و نقد شدن را به ماندن در بازار ترجیح میدهند. در این حالت، حتی حمایتهای تکنیکال نیز ممکن است کارایی خود را از دست بدهند و فشار فروش تشدید شود.
نکته مهم اینجاست که در چنین فضایی، متغیرهای بنیادی و گزارشهای مالی شرکتها عملا به حاشیه رانده میشوند. حتی سهامی که از منظر سودآوری و ارزشگذاری در وضعیت مناسبی قرار دارند، ممکن است قربانی جو روانی منفی شوند.
جمعبندی؛ بورس در بنبست عدم قطعیت
در مجموع، بورس تهران در مقطع حساسی قرار دارد. بازار نه آنقدر قوی است که بتواند بدون پشتوانه سیاسی مسیر صعودی پایدار بسازد و نه آنقدر ضعیف که کاملا از جذابیت بیفتد. نتیجه این وضعیت، نوسانهای رفتوبرگشتی و واکنشهای سریع به اخبار است؛ وضعیتی که فعالان بازار را محتاط و تصمیمگیریها را دشوار کرده است.
تا زمانی که تکلیف فضای سیاسی روشن نشود، نمیتوان انتظار داشت که متغیرهای بنیادی نقش تعیینکنندهای در جهتدهی بازار داشته باشند. بورس شنبه 25 بهمن نیز بازاری خبرمحور خواهد بود؛ بازاری که جهت حرکت آن را نه تابلو معاملات و نه صورتهای مالی، بلکه تیترهای سیاسی مشخص میکند. سرمایهگذاران در چنین شرایطی بیش از هر چیز نیازمند مدیریت ریسک و پرهیز از تصمیمهای هیجانی هستند؛ چراکه تجربه هفته گذشته نشان داد امیدهای سیاسی، اگرچه میتوانند بازار را سبز کنند، اما بدون قطعیت، دوام چندانی ندارند.


