۱۲/مهر/۱۴۰۵ ۰۷:۵۲ Sunday - 2026 04 October
۱۴۰۵/۰۷/۱۲ ۰۶:۳۲

املاک مازاد بانک شهر روی دست «وشهر» ماند؟ ۶۰ ملک بدون مشتری و یک سؤال درباره نقدشوندگی دارایی‌ها

نماد وشهر
بانک شهر در تازه‌ترین مزایده فروش املاک مازاد خود، ۷۱ رقبه را به بازار عرضه کرد اما برای ۶۰ ملک هیچ پیشنهادی ثبت نشد و تنها ۱۱ ردیف وارد مرحله بررسی و مذاکره شدند؛ نتیجه‌ای که بار دیگر تفاوت میان «ارزش دارایی روی ترازنامه» و «قابلیت تبدیل آن به پول نقد» را در بانک شهر برجسته کرده است.
کد خبر: ۲۳۹۹۶۴
تیتر یک اقتصاد |

بانک شهر در حالی برنامه فروش دارایی‌های مازاد خود را با برگزاری مزایده‌های متعدد دنبال می‌کند که نتیجه تازه‌ترین مزایده نشان می‌دهد بخش بزرگی از املاک عرضه‌شده هنوز مشتری واقعی در بازار پیدا نکرده‌اند. از ۷۱ رقبه‌ای که برای واگذاری در نظر گرفته شده بود، ۶۰ مورد بدون پیشنهاد باقی ماندند و تنها برای ۱۱ ملک پیشنهاد خرید ارائه شد؛ آن هم بدون آنکه در مرحله فعلی بتوان از نهایی‌شدن معامله سخن گفت. این نتیجه از منظر یک بانک بورسی فقط یک اتفاق ملکی نیست. برای «وشهر»، مسئله اصلی این است که چه میزان از دارایی‌های مازاد واقعاً قابلیت تبدیل‌شدن به منابع نقد را دارند و این فرآیند با چه سرعتی انجام می‌شود. هرچه فاصله میان ارزش کارشناسی دارایی و قیمتی که بازار حاضر به پرداخت آن است بیشتر شود، برنامه آزادسازی منابع نیز طولانی‌تر خواهد شد.

وقتی ۸۵ درصد املاک پیشنهادی خریدار ندارد

در آخرین مزایده، تقریباً ۸۴.۵ درصد املاک عرضه‌شده فاقد متقاضی باقی ماندند. این نسبت به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره ارزش واقعی دارایی‌ها کافی نیست، اما درباره نقدشوندگی آنها در شرایط فعلی اطلاعات مهمی می‌دهد.

بازار املاک، به‌ویژه در معاملات بزرگ و سازمانی، الزاماً بازاری سریع و نقدشونده نیست. یک دارایی می‌تواند ارزش کارشناسی بالایی داشته باشد اما ماه‌ها یا حتی بیشتر زمان ببرد تا خریداری حاضر شود همان قیمت یا قیمتی نزدیک به آن بپردازد.

برای بانک، تفاوت اصلی همین‌جاست. دارایی تا زمانی که فروخته نشده، همچنان بخشی از منابع بانک را در خود نگه می‌دارد. وقتی معامله قطعی شود، بانک می‌تواند آن دارایی را به وجه نقد تبدیل کند و منابع آزادشده را در بخش‌های دیگری به کار گیرد.

در شرایطی که تنها ۱۱ ردیف از ۷۱ ردیف توانسته‌اند پیشنهاد دریافت کنند، پرسش اصلی این است که بازار در قیمت‌ها و شرایط فعلی چه میزان از این پرتفوی را واقعاً قابل معامله می‌داند.

ارزش کارشناسی یک چیز است، قیمت معامله چیز دیگر

یکی از نکات کلیدی در تحلیل املاک بانک‌ها تفاوت میان ارزش کارشناسی و قیمت کشف‌شده در بازار است. ارزش کارشناسی بر اساس مجموعه‌ای از معیارها از جمله موقعیت، کاربری، متراژ و قیمت معاملات مشابه تعیین می‌شود؛ اما قیمت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که خریدار و فروشنده روی یک عدد به توافق برسند.

اگر ملکی بارها در مزایده عرضه شود و متقاضی نداشته باشد، لزوماً نمی‌توان گفت ارزش کارشناسی آن اشتباه است. ممکن است بازار در آن مقطع نقدینگی کافی نداشته باشد، اندازه معامله بزرگ باشد، موقعیت دارایی خاص باشد یا شرایط پرداخت برای خریداران جذاب نباشد.

با این حال، برای صورت‌های مالی و مدیریت منابع بانک، یک تفاوت مهم وجود دارد: دارایی کارشناسی‌شده تا زمانی که فروخته نشده، پول نقد ایجاد نمی‌کند.

همین موضوع باعث می‌شود نقدشوندگی دارایی به اندازه ارزش اسمی آن اهمیت داشته باشد.

بانک شهر حتی فروش اقساطی و تهاتر را هم روی میز گذاشت

بانک شهر برای افزایش شانس فروش، گزینه‌های متنوعی برای پرداخت در نظر گرفته بود. خریداران می‌توانستند بسته به شرایط دارایی از روش نقدی، ترکیب نقد و اقساط همراه با تسهیلات یا حتی نقد و تهاتر استفاده کنند.

این انعطاف نشان می‌دهد بانک برای خروج از دارایی‌های مازاد صرفاً بر فروش نقدی فوری اصرار نکرده است. با وجود این، ۶۰ ملک همچنان بدون پیشنهاد باقی مانده‌اند.

از منظر اقتصادی، همین نکته اهمیت دارد. زمانی که فروشنده شرایط پرداخت را نیز تا حدی تسهیل می‌کند اما همچنان بخش عمده دارایی‌ها مشتری پیدا نمی‌کنند، باید عوامل دیگری مانند قیمت، نوع ملک، اندازه دارایی، موقعیت جغرافیایی و تقاضای واقعی بازار نیز بررسی شوند.

اما بدون اطلاعات جزئی‌تر درباره هر ردیف نمی‌توان یکی از این عوامل را به عنوان علت قطعی عدم فروش معرفی کرد.

املاک مازاد چرا برای بانک‌ها مسئله‌ساز می‌شوند؟

وظیفه اصلی بانک نگهداری بلندمدت املاک نیست. بانک منابع سپرده‌گذاران و سرمایه خود را جمع‌آوری می‌کند تا در قالب تسهیلات، اوراق و سایر دارایی‌های مالی به کار گیرد.

ملک مازاد ممکن است ارزشمند باشد و حتی در بلندمدت رشد قیمت داشته باشد، اما از منظر عملیات بانکی لزوماً بهترین استفاده از منابع نیست. دارایی ملکی می‌تواند نقدینگی را حبس کند و تا زمان فروش جریان نقد محدودی ایجاد کند.

برای همین بانک مرکزی و مقررات مرتبط طی سال‌های اخیر بر کاهش دارایی‌های مازاد بانک‌ها تأکید کرده‌اند.

وقتی بانک بتواند ملکی غیرعملیاتی را بفروشد، بخشی از سرمایه حبس‌شده آزاد می‌شود و امکان استفاده از منابع در بخش‌های دیگر فراهم خواهد شد.

برعکس، هرچه فروش این دارایی‌ها طولانی‌تر شود، برنامه اصلاح ساختار دارایی نیز کندتر پیش می‌رود.

آیا ۶۰ ملک بدون مشتری یعنی کاهش ارزش؟

خیر؛ دست‌کم از اطلاعات موجود نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت.

نبود متقاضی در یک مزایده صرفاً نشان می‌دهد در قیمت و شرایط اعلام‌شده، خریداری حاضر به ثبت پیشنهاد نشده است.

این اتفاق می‌تواند ناشی از قیمت، شرایط بازار، نوع کاربری، اندازه معامله یا مجموعه‌ای از عوامل باشد. برای اعلام کاهش ارزش یک دارایی معمولاً به ارزیابی‌های مالی و حسابداری دقیق‌تری نیاز است.

اما از سوی دیگر، نبود خریدار یک علامت درباره نقدشوندگی است.

یک دارایی ممکن است از نظر کارشناسی ارزش بالایی داشته باشد اما فروش آن زمان‌بر باشد. برای یک بانک، همین زمان‌بر بودن موضوع مهمی است؛ زیرا قابلیت تبدیل دارایی به پول یکی از مؤلفه‌های مهم مدیریت منابع است.

سابقه مزایده ۱۱۹ ملکی هم سؤال را جدی‌تر می‌کند

این نخستین بار نیست که بانک شهر در فروش گسترده املاک با نتیجه محدود مواجه می‌شود. در مزایده قبلی مربوط به ۱۱۹ ملک نیز فرآیند فروش همه دارایی‌ها به نتیجه نهایی نرسید و بخش‌هایی از پرتفوی برای مراحل بعدی باقی ماند.

قرارگرفتن دو مزایده در فاصله زمانی کوتاه در کنار یکدیگر، نشان می‌دهد فروش املاک مازاد «وشهر» فرآیندی چندمرحله‌ای و احتمالاً زمان‌بر است.

این وضعیت الزاماً نشانه ضعف مالی بانک نیست. اما از منظر ارزیابی برنامه خروج از دارایی‌های غیرعملیاتی، سرعت واقعی فروش اهمیت دارد.

اگر بانک هر بار تعداد زیادی ملک عرضه کند اما بخش بزرگی از آنها بدون معامله باقی بمانند، تحقق هدف اصلی یعنی آزادسازی منابع نیز با تأخیر همراه می‌شود.

آیا باید املاک ارزان‌تر شوند؟

این سؤال بعد از هر مزایده ناموفق مطرح می‌شود، اما پاسخ ساده‌ای ندارد.

بانک نمی‌تواند دارایی خود را بدون رعایت تشریفات قانونی و ارزش‌گذاری کارشناسی با هر قیمتی واگذار کند. فروش دارایی زیر ارزش منصفانه می‌تواند به منافع سهامداران و سپرده‌گذاران آسیب بزند.

از طرف دیگر، اصرار بر قیمتی که بازار حاضر به پذیرش آن نیست نیز می‌تواند باعث شود دارایی برای مدت طولانی در ترازنامه باقی بماند.

نقطه تعادل باید جایی باشد که هم منافع بانک حفظ شود و هم احتمال واقعی معامله وجود داشته باشد.

برای همین نتیجه مزایده‌های بعدی اهمیت زیادی خواهد داشت. اگر همان دارایی‌ها با شرایط متفاوت یا قیمت کارشناسی جدید عرضه شوند و همچنان متقاضی نداشته باشند، مسئله نقدشوندگی جدی‌تر خواهد شد.

فروش دارایی چه اثری بر سود «وشهر» دارد؟

اثر مالی فروش یک ملک به تفاوت قیمت معامله با ارزش دفتری آن بستگی دارد.

اگر ملک بالاتر از ارزش دفتری فروخته شود، بانک می‌تواند سود واگذاری شناسایی کند. اگر قیمت فروش نزدیک ارزش دفتری باشد، اثر سود و زیانی محدودتر خواهد بود.

اما حتی زمانی که سود حسابداری قابل توجهی ایجاد نشود، دریافت وجه نقد می‌تواند برای ساختار منابع بانک مفید باشد.

به همین دلیل فروش دارایی دو اثر متفاوت دارد: یکی اثر حسابداری بر سود و دیگری اثر نقدینگی بر ترازنامه.

در پرونده فعلی، هنوز هیچ‌کدام از این دو اثر برای ۶۰ ملک ایجاد نشده است؛ زیرا معامله‌ای انجام نشده. برای ۱۱ پیشنهاد نیز باید منتظر نتیجه مذاکرات و اعلام قیمت نهایی ماند.

۱۱ پیشنهاد هنوز به معنی ۱۱ فروش نیست

یکی از نکات مهمی که در تحلیل نتیجه مزایده باید رعایت شود، تفاوت میان دریافت پیشنهاد و نهایی‌شدن معامله است.

برای ۱۱ ردیف پیشنهاد دریافت شده، اما بانک اعلام کرده بررسی و مذاکره ادامه دارد. بنابراین هنوز مشخص نیست چند مورد از این پیشنهادها به قرارداد نهایی تبدیل خواهند شد.

ممکن است همه پیشنهادها تأیید شوند، بخشی پذیرفته شوند یا حتی در نهایت برخی مذاکرات بدون نتیجه باقی بمانند.

از این رو، در وضعیت فعلی نمی‌توان رقم فروش قطعی، سود شناسایی‌شده یا نقدینگی آزادشده از این ۱۱ ملک را محاسبه کرد.

بازار باید منتظر افشای مرحله بعد باشد.

کندی فروش املاک چه ریسکی برای بانک دارد؟

مهم‌ترین ریسک، ادامه حبس منابع در دارایی‌هایی است که در عملیات اصلی بانک نقشی ندارند.

این موضوع وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بانک به منابع تازه برای تسهیلات‌دهی، مدیریت بدهی‌ها یا سرمایه‌گذاری‌های مالی نیاز داشته باشد.

دارایی ملکی می‌تواند پشتوانه ارزشمندی باشد، اما اگر قابلیت فروش سریع نداشته باشد، نقش آن در تأمین نقدینگی محدودتر خواهد بود.

البته بانک برای مدیریت نقدینگی تنها به فروش ملک وابسته نیست و منابع متنوعی در اختیار دارد. بنابراین نمی‌توان از نتیجه این مزایده به تنهایی درباره وضعیت نقدینگی بانک شهر حکم داد.

موضوع اصلی، سرعت اجرای برنامه خروج از اموال مازاد است.

توقف «وشهر» را با تعلیق نظارتی اشتباه نگیریم

پس از افشای اطلاعات مربوط به مزایده، نماد «وشهر» نیز متوقف شد، اما دلیل اعلام‌شده افشای اطلاعات بااهمیت گروه «ب» بوده است.

این نوع توقف بخشی از روال معمول بازار سرمایه پس از انتشار برخی اطلاعات مهم است و نباید با تعلیق ناشی از ابهام جدی در شفافیت یا ظن تخلف یکسان تلقی شود.

بنابراین موضوع منفی گزارش حاضر خودِ توقف نماد نیست؛ مسئله اصلی نتیجه مزایده و نقدشوندگی دارایی‌های مازاد است.

تفکیک این دو موضوع اهمیت حقوقی دارد و مانع از ایجاد برداشت نادرست درباره وضعیت نظارتی بانک می‌شود.

سهامداران باید منتظر سه عدد باشند

در مرحله بعد، سه عدد می‌توانند تصویر دقیق‌تری از این پرونده ارائه دهند.

نخست، تعداد ۱۱ پیشنهاد فعلی که نهایتاً به معامله قطعی تبدیل می‌شوند.

دوم، ارزش ریالی فروش‌های نهایی.

سوم، تفاوت قیمت فروش با ارزش دفتری دارایی‌ها.

ترکیب این سه عدد مشخص می‌کند مزایده چه میزان نقدینگی و چه مقدار سود یا زیان برای بانک ایجاد کرده است.

پس از آن نیز باید دید برای ۶۰ ملک باقی‌مانده چه تصمیمی گرفته می‌شود و آیا بانک دور جدید مزایده را با شرایط فعلی تکرار خواهد کرد یا تغییراتی در ساختار واگذاری ایجاد می‌کند.

مسئله اصلی «وشهر» تعداد ملک نیست؛ سرعت تبدیل دارایی به پول است

بانک شهر ممکن است پرتفوی ملکی باارزشی در اختیار داشته باشد، اما برای ارزیابی برنامه خروج از دارایی‌های مازاد، صرف دانستن تعداد و ارزش کارشناسی املاک کافی نیست.

آنچه برای سهامدار اهمیت دارد، قابلیت تبدیل این دارایی‌ها به منابع واقعی است.

در آخرین مزایده، ۶۰ ملک از ۷۱ رقبه پیشنهادی حتی یک متقاضی هم نداشتند. یعنی بخش عمده دارایی‌های عرضه‌شده هنوز از مرحله «دارایی قابل فروش» به «فروش تحقق‌یافته» نرسیده‌اند.

برای ۱۱ ملک دیگر نیز هنوز معامله‌ای قطعی نشده است.

در نتیجه، آخرین مزایده بانک شهر بیش از آنکه سود تازه‌ای برای بانک نشان دهد، یک پرسش اقتصادی مهم ایجاد کرده است: دارایی‌های مازاد «وشهر» با چه سرعتی و با چه نسبتی از ارزش کارشناسی خود واقعاً قابلیت نقدشدن دارند؟

پاسخ این پرسش در مزایده‌های بعدی و افشای نتیجه ۱۱ پیشنهاد فعلی مشخص خواهد شد. اگر فروش‌ها نهایی شوند و دورهای بعدی نیز با استقبال بیشتری همراه باشند، برنامه آزادسازی دارایی بانک سرعت می‌گیرد. اما اگر بخش بزرگی از املاک همچنان بدون مشتری باقی بمانند، نقدشوندگی پرتفوی ملکی به یکی از متغیرهای مهم‌تر در تحلیل بانک شهر تبدیل خواهد شد.

گزارش خطا
آخرین اخبار
پربازدیدها