۳۰/تير/۱۴۰۵ ۲۰:۱۰ Tuesday - 2026 21 July
۱۴۰۵/۰۴/۲۷ ۱۱:۰۱

نخستین سقوط هفتگی بورس در سال ۱۴۰۵؛ شاخص پنج‌میلیونی دوباره برمی‌گردد؟

بورس تهران پس از هشت هفته رشد متوالی، سرانجام نخستین بازدهی هفتگی منفی خود در سال ۱۴۰۵ را ثبت کرد. شاخص کل در تمام پنج روز معاملاتی هفته منتهی به ۲۴ تیر کاهش یافت و با افت ۷.۴ درصدی در ارتفاع چهار میلیون و ۸۹۳ هزار واحد ایستاد. خروج حدود ۱۹ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی، از دست رفتن مرز روانی پنج میلیون واحد و کاهش گسترده قیمت سهام نشان داد که افزایش ریسک‌های سیاسی، فعلاً ارزندگی بنیادی شرکت‌ها را به حاشیه رانده است.
کد خبر: ۲۳۸۰۰۸
تیتر یک اقتصاد |

شاخص کل بورس روز سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ با رشد بیش از ۱۲۴ هزار واحدی برای نخستین‌بار وارد کانال ۵.۳ میلیون واحد شد و در سطح پنج میلیون و ۳۱۱ هزار واحد قرار گرفت. در آن روز ۹۴ درصد نمادهای بازار مثبت بودند و ارزش معاملات خرد نیز حدود ۲۲.۷ هزار میلیارد تومان گزارش شد؛ آماری که از غلبه کامل تقاضا حکایت داشت.

اما این رکورد دوام چندانی نداشت. شاخص تا پایان معاملات چهارشنبه ۲۴ تیر به چهار میلیون و ۸۹۳ هزار و ۸۳۲ واحد عقب نشست. فاصله شاخص از نقطه اوج دقیقاً ۴۱۷ هزار و ۶۹۶ واحد، معادل حدود ۷.۹ درصد است. افت هفتگی بازار نیز ۷.۴ درصد محاسبه شده؛ تفاوت این دو رقم به این دلیل است که اوج تاریخی شاخص در میانه دوره مقایسه ثبت شده و با نقطه آغاز هفته یکسان نیست.

بازدهی شاخص کل از ابتدای سال که در مقطعی به حدود ۴۳ درصد رسیده بود، پس از این عقب‌نشینی به حدود ۳۲ درصد کاهش یافت. با وجود این اصلاح، بورس بر مبنای گزارش دنیای اقتصاد همچنان یکی از پربازده‌ترین بازارهای دارایی از ابتدای سال بوده است.

چرا کانال پنج میلیون واحد اهمیت داشت؟

مرز پنج میلیون واحد، علاوه بر اهمیت عددی، برای معامله‌گران یک سطح روانی محسوب می‌شد. شاخص کل از ۲۶ خرداد بالاتر از این سطح قرار گرفته بود و حدود سه هفته توانسته بود آن را حفظ کند. بازگشت نماگر بازار به کانال چهار میلیون واحدی می‌تواند انتظارات کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاران را تغییر دهد و فروشندگان مردد را فعال‌تر کند.

بااین‌حال، شکسته شدن یک سطح روانی به‌تنهایی به معنای آغاز یک روند نزولی بلندمدت نیست. برای تشخیص تغییر روند باید رفتار ارزش معاملات، جریان پول حقیقی، قدرت خریداران، گزارش‌های مالی شرکت‌ها و میزان پایداری ریسک‌های سیاسی هم‌زمان بررسی شود.

اگر شاخص در روزهای آینده با افزایش تقاضا دوباره به مرز پنج میلیون واحد نزدیک شود، افت اخیر می‌تواند در قالب یک اصلاح سریع پس از رشد پرشتاب تفسیر شود. در مقابل، تثبیت طولانی‌مدت زیر این سطح و ادامه خروج نقدینگی، احتمال عمیق‌تر شدن اصلاح را افزایش می‌دهد.

خروج ۱۹.۴ همت پول حقیقی چه پیامی دارد؟

نگران‌کننده‌ترین بخش آمار هفته گذشته، خروج پیوسته سرمایه‌گذاران حقیقی بود. در هر پنج روز معاملاتی، تراز پول حقیقی منفی شد و مجموع خروج سرمایه خرد به حدود ۱۹ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان رسید. میانگین ارزش معاملات بازار نیز در محدوده ۲۲ هزار میلیارد تومان باقی ماند؛ به این معنا که نقدشوندگی کاملاً از بین نرفته، اما بخش بزرگی از معاملات با هدف کاهش ریسک انجام شده است.

تنها در معاملات چهارشنبه ۲۴ تیر، حدود دو هزار و ۶۷۲ میلیارد تومان پول حقیقی از سهام، حق‌تقدم‌ها و صندوق‌های سهامی خارج شد. در همان روز صندوق‌های درآمد ثابت حدود ۶۱۲ میلیارد تومان ورود نقدینگی ثبت کردند؛ نشانه‌ای از اینکه بخشی از معامله‌گران به جای خروج کامل از بازار سرمایه، سرمایه خود را به ابزارهای کم‌نوسان‌تر منتقل کرده‌اند.

خروج پول حقیقی معمولاً بیانگر کاهش تحمل ریسک سرمایه‌گذاران خرد است، اما به‌تنهایی جهت آینده بازار را تعیین نمی‌کند. گاهی سرمایه پس از کاهش قیمت‌ها و آرام شدن فضای سیاسی با سرعت به سهام بازمی‌گردد. آنچه اهمیت دارد، استمرار یا توقف این جریان در چند جلسه بعدی است.

افت شاخص هم‌وزن چه چیزی را نشان می‌دهد؟

شاخص هم‌وزن در هفته گذشته ۴.۲ درصد کاهش یافت. از آنجا که این شاخص به شرکت‌های کوچک و بزرگ وزن تقریباً برابری می‌دهد، افت آن نشان می‌دهد فشار فروش فقط به صنایع بزرگ، فلزی، پتروشیمی یا بانکی محدود نبوده و بخش وسیعی از بازار را دربر گرفته است.

البته کاهش ۴.۲ درصدی هم‌وزن از افت ۷.۴ درصدی شاخص کل کمتر بود. این اختلاف نشان می‌دهد شرکت‌های بزرگ و شاخص‌ساز فشار بیشتری تحمل کرده‌اند. در آخرین روز هفته نیز شاخص کل ۰.۶۳ درصد افت کرد، اما شاخص هم‌وزن ۰.۲۱ درصد افزایش یافت؛ عملکردی که از شکل‌گیری تقاضای محدود در برخی سهام کوچک حکایت داشت.

این واگرایی می‌تواند یکی از نشانه‌های اولیه کاهش شدت فروش باشد، اما برای نتیجه‌گیری درباره بازگشت بازار کافی نیست. ادامه رشد هم‌وزن، کاهش صف‌های فروش و مثبت شدن جریان پول حقیقی می‌تواند این نشانه را معتبرتر کند.

ریسک سیاسی چگونه تحلیل بنیادی را کنار زد؟

گزارش‌های بازار، تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی و افزایش نااطمینانی میان ایران و آمریکا را مهم‌ترین عامل تغییر مسیر بورس معرفی کرده‌اند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاران پیش از بررسی سودآوری شرکت‌ها به احتمال توقف معاملات، اختلال در صادرات، افزایش هزینه حمل‌ونقل، نوسان ارز و آسیب احتمالی به زیرساخت‌ها توجه می‌کنند.

حتی رشد قیمت نفت نیز در کوتاه‌مدت نتوانست به‌طور کامل از سهام پالایشی و پتروشیمی حمایت کند؛ زیرا معامله‌گران افزایش نفت را نه فقط عاملی برای افزایش درآمد شرکت‌ها، بلکه نشانه‌ای از تشدید بحران و بالا رفتن ریسک اقتصادی تلقی کردند.

این وضعیت توضیح می‌دهد که چرا سهامی با نسبت‌های ارزش‌گذاری پایین نیز با فشار فروش مواجه شدند. ارزندگی می‌تواند مانع ریزش نامحدود قیمت‌ها شود، اما در دوره‌های بحرانی الزاماً باعث ورود فوری خریداران نمی‌شود.

اصلاح طبیعی یا آغاز روند نزولی؟

رشد هشت‌هفته‌ای بورس بدون یک اصلاح قابل‌توجه، احتمال شناسایی سود را افزایش داده بود. بخشی از معامله‌گرانی که در قیمت‌های پایین‌تر وارد شده بودند، با مشاهده افزایش ریسک‌های سیاسی ترجیح دادند سود خود را قطعی کنند. از این منظر، افت اخیر ترکیبی از اصلاح پس از رشد سریع و واکنش به شوک بیرونی است.

برای آنکه اصلاح به روند نزولی میان‌مدت تبدیل نشود، بازار به چند علامت نیاز دارد: کاهش خروج پول حقیقی، افزایش قدرت خریداران، حفظ ارزش معاملات، آرام‌تر شدن فضای سیاسی و انتشار گزارش‌های مالی قابل‌قبول.

اگر سود شرکت‌ها با رشد نرخ ارز، افزایش فروش یا بهبود حاشیه سود همراه شده باشد، کاهش قیمت می‌تواند ارزش‌گذاری برخی نمادها را جذاب کند. اما شرکت‌هایی که با محدودیت انرژی، نرخ‌گذاری دستوری، بدهی سنگین یا کاهش تولید مواجه‌اند، صرفاً به دلیل افت قیمت الزاماً ارزنده نشده‌اند.

گزارش‌های سه‌ماهه چه نقشی خواهند داشت؟

بازار در هفته‌های آینده عملکرد بهار شرکت‌ها را با دقت بررسی خواهد کرد. رشد مقدار فروش، افزایش نرخ محصولات، کنترل هزینه‌ها و بهبود جریان نقد عملیاتی می‌تواند توجه خریداران را به سهام بنیادی بازگرداند.

در مقابل، اگر رشد درآمد شرکت‌ها عمدتاً اسمی باشد و هزینه مواد اولیه، انرژی، دستمزد و تأمین مالی سریع‌تر افزایش یافته باشد، گزارش‌ها حمایت بنیادی قدرتمندی ایجاد نخواهند کرد.

معامله‌گران همچنین باید میان سود عملیاتی و سودهای غیرتکرارشونده تفاوت بگذارند. سود ناشی از فروش دارایی یا تسعیر یک‌باره ارز ممکن است نتیجه یک فصل را جذاب کند، اما برای ارزش‌گذاری بلندمدت به اندازه رشد پایدار تولید و فروش اهمیت ندارد.

سه سناریو برای هفته‌های آینده بورس

در سناریوی خوش‌بینانه، کاهش تنش‌های سیاسی و انتشار گزارش‌های مناسب موجب توقف خروج نقدینگی می‌شود. در این وضعیت، بازگشت شاخص به مرز پنج میلیون واحد و تلاش برای تثبیت بالاتر از آن دور از انتظار نخواهد بود.

در سناریوی میانه، بازار مدتی میان حمایت‌ها و مقاومت‌های نزدیک نوسان می‌کند. سهام بنیادی خریدار دارند، اما نبود اعتماد کافی مانع شکل‌گیری یک موج صعودی فراگیر می‌شود. در این حالت، انتخاب صنعت و شرکت از جهت عمومی شاخص مهم‌تر خواهد بود.

در سناریوی منفی، تداوم تنش‌ها و خروج سرمایه می‌تواند شاخص را به سطوح پایین‌تر هدایت کند. در چنین فضایی، حتی قیمت‌های ظاهراً ارزان نیز ممکن است مدتی تحت فشار باقی بمانند و نقدشوندگی به اولویت اصلی سرمایه‌گذاران تبدیل شود.

سهامداران چه رویکردی داشته باشند؟

سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای بهتر است تصمیم خود را تنها بر اساس افت چندروزه شاخص یا ترس از ادامه ریزش نگیرند. بررسی افق سرمایه‌گذاری، میزان نیاز به نقدینگی، کیفیت دارایی‌های سبد و تحمل ریسک ضروری است.

خرید یک‌باره در روزهای پرنوسان می‌تواند ریسک زمان‌بندی را افزایش دهد. ورود تدریجی، تنوع‌بخشی و استفاده از صندوق‌های سرمایه‌گذاری برای افرادی که زمان یا دانش تحلیل مستقیم ندارند، می‌تواند ریسک انتخاب تک‌سهم را کاهش دهد.

در مقابل، نگهداری سهم صرفاً به دلیل پایین آمدن قیمت نیز منطقی نیست. اگر فرضیات بنیادی شرکت تغییر کرده، تولید کاهش یافته یا بدهی‌ها افزایش پیدا کرده باشد، ارزان‌تر شدن قیمت لزوماً فرصت خرید ایجاد نمی‌کند.

جمع‌بندی

بورس تهران پس از هشت هفته رشد، نخستین هفته منفی سال ۱۴۰۵ را با افت ۷.۴ درصدی شاخص کل به پایان رساند. نماگر بازار از رکورد پنج میلیون و ۳۱۱ هزار واحدی به چهار میلیون و ۸۹۳ هزار واحد رسید و در کمتر از دو هفته حدود ۴۱۸ هزار واحد عقب نشست. هم‌زمان خروج ۱۹.۴ همت پول حقیقی نشان داد سرمایه‌گذاران خرد در برابر افزایش ریسک‌های سیاسی به‌شدت محتاط شده‌اند.

با وجود این، افت کمتر شاخص هم‌وزن، حفظ میانگین ارزش معاملات در کانال ۲۲ همت و بهبود نسبی تقاضا در آخرین روز هفته نشان می‌دهد بازار هنوز کاملاً وارد فاز رکودی نشده است. مسیر بعدی بورس به آرام شدن ریسک‌های سیاسی، توقف خروج پول و کیفیت گزارش‌های سه‌ماهه وابسته خواهد بود.

اصلاح اخیر می‌تواند فرصتی برای بازنگری ارزش سهام باشد، اما هنوز شواهد کافی برای اعلام پایان ریزش یا آغاز موج صعودی جدید وجود ندارد. در این شرایط، انتخاب دارایی بر اساس سودآوری، جریان نقد و توان تحمل ریسک، منطقی‌تر از معامله صرفاً براساس سطح شاخص است.

 

گزارش خطا

برچسب ها:

بورس
آخرین اخبار