شوک ارزی و تلاطم قیمت در بازار لاستیک؛ تایر چگونه دو نرخی شد؟
بازار لاستیک کشور در ماههای اخیر یکی از پرتنشترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. اجرای سیاست تکنرخی شدن ارز در بهمنماه، اگرچه با هدف شفافسازی و حذف رانتهای ارزی انجام شد، اما در عمل زنجیره تامین بسیاری از صنایع وابسته به واردات مواد اولیه را تحت فشار قرار داد. صنعت تایر نیز بهعنوان یکی از بخشهایی که سهم قابل توجهی از مواد اولیه آن از خارج تامین میشود، به سرعت واکنش خود را در قالب افزایش قیمتها نشان داد. این واکنشها نهتنها به ثبات بازار منجر نشد، بلکه زمینهساز شکلگیری شرایطی پیچیده و چندلایه در بازار لاستیک شد که همچنان ادامه دارد.
آغاز موج افزایش قیمت تایر پس از تکنرخی شدن ارز
نخستین نشانههای شوک قیمتی در بازار تایر، اندکی پس از حذف ارز ترجیحی نمایان شد. یکی از شرکتهای بزرگ تایرسازی کشور با اعلام افزایش ۳۵ درصدی قیمت تایر رادیال سواری، عملاً مسیر جدید قیمتگذاری را ترسیم کرد. این شرکت در اطلاعیه رسمی خود در سامانه کدال تاکید کرد که حذف ارز ترجیحی، هزینه تامین مواد اولیه وارداتی را بهشدت افزایش داده و همین عامل باعث شده بهای تمامشده تولید بهطور متوسط حدود ۶۴ درصد رشد کند. این ارقام نشان میداد که افزایش قیمت اعلامشده حتی کمتر از رشد واقعی هزینههاست و تولیدکنندگان بخشی از فشار هزینه را همچنان جذب کردهاند.
نقش انجمن صنفی و افزایش مرحلهای قیمتها
در ادامه این روند، انجمن صنفی صنعت تایر نیز وارد میدان شد و اعلام کرد که از نیمه بهمنماه قیمت انواع لاستیک بهطور متوسط ۱۵ درصد افزایش مییابد. این تصمیم که با هدف هماهنگی نسبی میان تولیدکنندگان اتخاذ شد، عملاً موج دوم افزایش قیمت را به بازار تزریق کرد. افزایشهای مرحلهای، اگرچه در ظاهر با شیب ملایمتری نسبت به یک جهش ناگهانی همراه بود، اما در مجموع شوک قیمتی تازهای را رقم زد که اثر آن در سطح خردهفروشی بهوضوح قابل مشاهده بود. بازار بهجای رسیدن به یک قیمت تعادلی، وارد فاز نوسانی شد که در آن نرخها بسته به زمان خرید، برند و حتی محل عرضه تفاوت محسوسی داشت.
وضعیت فعلی بازار لاستیک و تداوم ناهماهنگی قیمتی
بررسیهای میدانی از بازار لاستیک داخلی نشان میدهد که پس از افزایشهای بهمنماه، ناهماهنگی قیمتی همچنان پابرجاست. در حال حاضر، برخی از تایرها بهصورت همزمان با نرخهای نزدیک به قیمتهای مصوب و با قیمتهای آزاد در بازار عرضه میشوند. این وضعیت دو نرخی، بیش از آنکه ناشی از تخلف آشکار باشد، ریشه در تفاوت شیوه تامین کالا و زمان خرید موجودی فروشگاهها دارد. فروشندگانی که موجودی خود را پیش از موج افزایش قیمت تامین کردهاند، همچنان قادرند محصولات را با نرخهای پایینتری عرضه کنند، در حالی که تامینکنندگان جدید ناگزیرند قیمتهای بالاتری را اعمال کنند.
تاثیر تاریخ تولید تایر بر قیمتگذاری
یکی از عوامل مهم و کمتر مورد توجه در شکلگیری دامنه قیمتی گسترده در بازار تایر، تاریخ تولید لاستیکهاست. تایرهایی که مربوط به تولید سالهای گذشته هستند و پیش از اجرای سیاست تکنرخی شدن ارز یا موجهای اخیر افزایش قیمت وارد چرخه توزیع شدهاند، در بسیاری از موارد با نرخ پایینتری به فروش میرسند. این در حالی است که تولیدات جدید، چه از محل تولید داخل با مواد اولیه گرانتر و چه از محل واردات با ارز آزاد، با هزینههای بهمراتب بالاتری به بازار میرسند. همین اختلاف در بهای تمامشده، بهطور مستقیم در قیمت نهایی مصرفکننده منعکس میشود.
ترکیب موجودیهای قدیمی و جدید در سطح خردهفروشی
بازار خردهفروشی لاستیک در شرایط فعلی ترکیبی ناهمگون از موجودیهای قدیمی و جدید را در خود جای داده است. این ترکیب باعث شده دامنه قیمتی در بسیاری از سایزها گسترده باشد و مصرفکننده با قیمتهای متفاوتی برای یک سایز مشخص مواجه شود. با این حال، باید توجه داشت که این تفاوتها لزوماً به معنای عرضه یک کالای واحد با قیمتهای متناقض نیست. در بسیاری از موارد، تفاوت قیمت به زمان ورود کالا به بازار و هزینه تامین آن بازمیگردد و نه صرفاً به سودجویی فروشنده.
تفاوت مدل و مشخصات فنی تایرها در یک سایز مشخص
نکته مهم دیگری که در تحلیل بازار لاستیک نباید نادیده گرفته شود، تنوع مدلها و مشخصات فنی در یک سایز مشخص است. هر برند تایرسازی معمولاً برای یک سایز واحد، چندین مدل با طرح آج متفاوت، نوع کاربری متمایز و حتی فناوری تولید مختلف عرضه میکند. این تفاوتها بر کیفیت رانندگی، میزان دوام، مصرف سوخت و سطح ایمنی تاثیر مستقیم دارند و بهطور طبیعی منجر به اختلاف قیمت میشوند. بنابراین، اعلام بازههای قیمتی در بازار، الزاماً به معنای وجود چند قیمت برای یک محصول یکسان نیست، بلکه اغلب ترکیبی از مدلهای مختلف با سطوح کیفی و قیمتی متنوع را شامل میشود.
دو نرخی بودن بازار و چالشهای پیشروی مصرفکننده
با وجود توضیحات فنی و ساختاری، واقعیت این است که دو نرخی بودن بازار لاستیک، فضای تصمیمگیری را برای مصرفکننده دشوار کرده است. خریدار نهایی در مواجهه با قیمتهای متفاوت، بهسختی میتواند تشخیص دهد کدام نرخ منصفانه و کدام محصول متناسب با نیاز اوست. این وضعیت علاوه بر کاهش شفافیت، زمینه بروز بیاعتمادی نسبت به بازار را فراهم میکند و میتواند تقاضای احتیاطی یا حتی رفتارهای هیجانی در خرید را تقویت کند؛ رفتاری که خود به تشدید نوسانات قیمتی دامن میزند.
نقش نظام توزیع و نظارت در بازگشت آرامش به بازار
فعالان بازار معتقدند که بخش قابل توجهی از مشکلات فعلی، نه در سطح تولید بلکه در نظام توزیع و نظارت ریشه دارد. شفافسازی مسیر توزیع، ثبت دقیق موجودیها و نظارت موثر بر نحوه عرضه میتواند به کاهش فاصله قیمتی و حذف تدریجی دو نرخی بودن کمک کند. زمانی که مصرفکننده از منطق قیمتگذاری و تفاوت میان مدلها و تاریخ تولید آگاه باشد، بازار نیز بهسمت تعادل و آرامش نسبی حرکت خواهد کرد. در غیر این صورت، حتی با تثبیت نسبی هزینههای تولید، ناهماهنگی قیمتی همچنان بهعنوان یک چالش ساختاری باقی میماند.
جمعبندی
بازار لاستیک کشور پس از اجرای سیاست تکنرخی شدن ارز، وارد مرحلهای پیچیده از تعدیل قیمتها شده است. افزایش ۳۵ درصدی قیمت تایر رادیال سواری از سوی یک شرکت تایرسازی و رشد متوسط ۱۵ درصدی قیمتها به اعلام انجمن صنفی، تنها بخشی از واکنش صنعت به رشد حدود ۶۴ درصدی بهای تمامشده تولید بود. نتیجه این تحولات، بازاری با دامنه قیمتی گسترده، موجودیهای ناهمگون و پدیده دو نرخی شدن است. بخشی از این تفاوت قیمتها به زمان تامین و تاریخ تولید بازمیگردد و بخشی دیگر ناشی از تنوع مدلها و مشخصات فنی تایرهاست. در چنین فضایی، شفافسازی نظام توزیع و تقویت نظارت میتواند نقش کلیدی در بازگرداندن اعتماد و آرامش نسبی به بازار ایفا کند؛ امری که بدون آن، مصرفکننده همچنان با ابهام و سردرگمی در خرید لاستیک مواجه خواهد بود.



