رشد شغدیر روی دوش قیمت PVC؛ اگر نرخها برگردد چه میشود؟
کارنامه نیمه نخست پتروشیمی غدیر در ظاهر یک داستان رشد است؛ درآمد شرکت از حدود ۲.۹۴ همت به نزدیک ۶.۱۸ همت رسیده و بیش از دو برابر شده است، اما همین گزارش وقتی به جای ریال با «تن» خوانده شود، داستان دیگری تعریف میکند. تولید PVC از محدوده ۶۰ هزار تن به حدود ۲۱.۹ هزار تن رسیده و نزدیک به دو سوم کاهش یافته، در حالی که مقدار فروش مجموع PVC و VCM نیز از حدود ۵۷ هزار تن به ۲۴.۵ هزار تن سقوط کرده است. بنابراین موتور رشد شرکت در این دوره کارخانهای نبوده که محصول بیشتری تولید کند یا بازاری که حجم بیشتری بخرد؛ موتور اصلی، قیمت بوده است و همین موضوع کیفیت رشد درآمد را به یکی از مهمترین محورهای تحلیل «شغدیر» تبدیل میکند.
شغدیر رشد کرد؛ اما نه از مسیر تولید
رشد یک شرکت تولیدی معمولاً زمانی از منظر عملیاتی قدرتمندتر تلقی میشود که افزایش درآمد با رشد تولید و فروش همراه باشد، اما در شغدیر دقیقاً عکس این وضعیت رخ داده است. شرکت حدود ۶۳.۵ درصد کمتر تولید کرده و نزدیک به ۵۷ درصد کمتر فروخته، اما درآمد آن بیش از ۱۱۰ درصد رشد کرده است. این فاصله بزرگ نشان میدهد ارزش ریالی هر تن محصول نسبت به سال قبل به شکل محسوسی افزایش یافته و همین افزایش نرخ توانسته سقوط مقدار را پوشش دهد.
این نوع رشد الزاماً ضعیف یا بیارزش نیست. اگر شرکت بتواند محصول کمتر را با حاشیه سود بالاتر بفروشد، حتی ممکن است سودآوری مناسبی ایجاد کند؛ اما پایداری چنین رشدی با شرکتی که از محل افزایش ظرفیت و فروش بیشتر رشد کرده متفاوت است. در شغدیر، بخش مهمی از عملکرد مالی به متغیری وابسته شده که شرکت کنترل کاملی بر آن ندارد؛ یعنی قیمت PVC در بازار.
نرخ فروش کاری کرد که ۶۳ درصد افت تولید دیده نشود
شدت اثر نرخ زمانی روشنتر میشود که به توضیحات خود شرکت درباره سهماهه نخست نگاه کنیم. شغدیر اعلام کرده بود متوسط نرخ فروش محصول در آن مقطع نسبت به دوره مشابه حدود ۳۸۸ درصد افزایش یافته و از حدود ۵۵ میلیون تومان برای هر تن به محدوده ۲۶۹ میلیون تومان رسیده است. افزایش تقاضا، نحوه عرضه و اصلاح قیمت پایه از عواملی بودهاند که شرکت در توضیح این جهش نرخ به آنها اشاره کرده است.
با چنین تغییر بزرگی در قیمت، طبیعی است که رابطه سنتی میان مقدار فروش و مبلغ درآمد تغییر کند. شرکتی میتواند نصف محصول سال قبل را بفروشد اما به دلیل چند برابر شدن قیمت هر تن، درآمد بیشتری ثبت کند. مسئله برای سهامدار از اینجا آغاز میشود که آیا نرخهای فعلی یک وضعیت پایدار هستند یا بخشی از آنها حاصل شرایط خاص بازار در یک مقطع بودهاند.
۶.۱۸ همت درآمد روی چه پایهای ساخته شد؟
تقریباً تمام درآمد ششماهه شغدیر از PVC به دست آمده و همین تمرکز، اهمیت نرخ این محصول را چند برابر میکند. شرکتی با سبد متنوع محصولات در صورت افت قیمت یک محصول میتواند بخشی از فشار را از محل سایر محصولات جبران کند، اما وقتی بخش عمده درآمد به یک محصول وابسته است، تغییرات قیمت همان محصول با سرعت بیشتری در کل عملکرد شرکت منعکس میشود.
در نیمه نخست، این تمرکز برای شغدیر نتیجه مثبتی داشته است؛ PVC گرانتر شده و شرکت با وجود حجم کمتر، درآمد بسیار بیشتری ساخته است. اما همین ساختار در صورت برگشت شرایط بازار میتواند اثر معکوس داشته باشد. اگر تولید همچنان پایین باشد و همزمان نرخ PVC کاهش پیدا کند، دو عامل حمایتی درآمد بهطور همزمان تضعیف خواهند شد؛ یکی از قبل ضعیف بوده و دیگری نیز ممکن است از مسیر قیمت عقبنشینی کند.
تولید فقط ۳۶ درصد سال قبل بود
مقدار تولید حدود ۲۱.۹ هزار تنی ششماهه به این معناست که پتروشیمی غدیر تنها حدود ۳۶.۵ درصد تولید دوره مشابه را تکرار کرده است. این نسبت شاید از درصد کاهش ۶۳.۵ درصدی نیز تصویر روشنتری ارائه دهد؛ کارخانه در نیمه نخست کمتر از چهار دهم سطح تولید سال گذشته را داشته است.
افت تولید نیز از ابتدای سال در آمار دیده میشد و منحصر به شهریور نبود. حتی با بهبودهایی که در برخی ماهها رخ داد، شرکت تا پایان نیمه نخست نتوانست فاصله ایجادشده را جبران کند. به همین دلیل نیمه دوم برای شغدیر صرفاً دوره ادامه فعالیت نیست؛ دورهای است که باید مشخص کند آیا شرکت میتواند دوباره حجم واقعی کسبوکار خود را بالا ببرد یا رشد درآمد همچنان عمدتاً بر دوش قیمت خواهد ماند.
فروش هم بیش از نصف کوچک شد
فروش مقداری نیز تقریباً همجهت با تولید حرکت کرده است. حجم فروش از حدود ۵۷ هزار تن به نزدیک ۲۴.۵ هزار تن رسیده و حدود ۵۷ درصد افت کرده است. بنابراین نمیتوان گفت شرکت تولید کمتر داشته اما از موجودی قبلی توانسته سطح فروش سال گذشته را حفظ کند؛ خود بازار فروش مقداری نیز بسیار کوچکتر شده است.
البته در برخی ماهها فروش از تولید همان ماه بیشتر بوده و موجودی محصول نقش ضربهگیر داشته است، اما در مقیاس ششماهه، مقدار کل فروش نشان میدهد حتی این موجودی نیز نتوانسته فاصله بزرگ تولید را کاملاً پوشش دهد. همین مسئله باعث میشود بازگشت تولید برای درآمد ماههای آینده اهمیت بیشتری پیدا کند.
شغدیر صادرات هم نداشت
یک نکته دیگر، صفر بودن فروش صادراتی در گزارش ششماهه است. به این ترتیب رشد درآمد شغدیر در این دوره از بازار داخلی حاصل شده و شرکت برای ایجاد درآمد گزارششده به صادرات متکی نبوده است. این وضعیت از یک طرف ریسکهایی مانند نقلوانتقال ارز و وصول مطالبات خارجی را کاهش میدهد، اما از طرف دیگر وابستگی شرکت به تقاضا، قیمتگذاری و شرایط رقابتی بازار داخلی PVC را بیشتر میکند.
وقتی تقریباً یک محصول و یک بازار بار اصلی درآمد را به دوش میکشند، هر تغییر در تقاضای داخلی میتواند سریعتر بر شرکت اثر بگذارد. بنابراین برای تحلیل پاییز، تنها تولید شغدیر کافی نیست و میزان رقابت خریداران برای PVC در بورس کالا و روند قیمت پایه نیز باید در کنار آن دیده شود.
توقف شهریور یک هشدار عملیاتی جداگانه بود
در کنار افت ششماهه، شهریور یک اتفاق عملیاتی مستقل نیز برای شرکت داشت. تولید شغدیر از سوم شهریور به دنبال محدودیت برق منطقه ماهشهر و توقف تولید خوراک کلر در پتروشیمی اروند متوقف شد و قطع تأمین وینیل کلراید باعث خروج خطوط شرکت از مدار شد. فعالیت تولیدی از دهم شهریور دوباره آغاز شد و شرکت اعلام کرد آثار مالی توقف در بودجه دیده شده است.
مسئله مهمتر از اثر مالی همان هفت روز، وابستگی زنجیره تولید شغدیر به عملکرد تأمینکننده بالادستی است. شرکت برای تولید به خوراکی وابسته است که اختلال در تأمین آن میتواند حتی در شرایط آماده بودن تجهیزات خود غدیر، تولید را متوقف کند. بنابراین پایداری تولید نیمه دوم فقط به وضعیت داخلی شرکت وابسته نیست و شرایط زیرساختی منطقه و استمرار فعالیت تأمینکنندگان نیز اهمیت دارد.
ریسک شغدیر فقط قیمت PVC نیست
اگرچه نرخ PVC اکنون مهمترین متغیر مالی شرکت است، ریسک عملیاتی تأمین خوراک نیز در کنار آن قرار دارد. این دو متغیر میتوانند در بهترین حالت به نفع شرکت عمل کنند؛ یعنی خوراک پایدار باشد، تولید بالا برود و PVC نیز همچنان با نرخ مناسب فروخته شود. در چنین شرایطی شغدیر میتواند همزمان از رشد حجم و قیمت بهره ببرد.
اما سناریوی معکوس نیز وجود دارد؛ تولید پایین بماند و نرخ PVC کاهش یابد. در چنین حالتی همان عاملی که در نیمه نخست اجازه داد افت ۶۳ درصدی تولید زیر رشد درآمد پنهان شود، دیگر در دسترس نخواهد بود و اثر کاهش حجم با شدت بیشتری در مبلغ فروش نمایان خواهد شد.
درآمد اسمی با رشد واقعی فرق دارد
اعداد شغدیر نمونه مناسبی برای نشان دادن تفاوت میان رشد اسمی و رشد عملیاتی در بورس هستند. درآمد ۱۱۰ درصدی بالاتر از نظر حسابداری کاملاً واقعی است؛ شرکت واقعاً مبلغ فروش بیشتری شناسایی کرده است. اما وقتی سؤال از رشد سطح فعالیت باشد، پاسخ متفاوت است، زیرا تولید و فروش هر دو کاهش سنگینی داشتهاند.
این تمایز برای ارزشگذاری نیز مهم است. اگر تحلیلگر فرض کند نرخهای بسیار بالای فعلی PVC در آینده تکرار خواهند شد، درآمد و سود پیشبینیشده میتواند در سطوح بالایی باقی بماند؛ اما اگر بخشی از این افزایش نرخ مقطعی باشد، باید در برآورد آینده محتاطتر بود و به بازیابی تولید وزن بیشتری داد.
هزینهها میتوانند بخش دیگری از داستان باشند
برای تعیین اینکه افزایش نرخ تا چه اندازه برای سهامدار ارزش ساخته، باید بهای تمامشده نیز بررسی شود. ارزش مواد اولیه ششماهه در محدوده ۱.۴ همت قرار داشته و نسبت به دوره مشابه تغییر بزرگی نشان نداده است، در حالی که درآمد بیش از دو برابر شده است. این اختلاف در نگاه اولیه میتواند برای حاشیه سود جذاب باشد، اما مواد اولیه تمام هزینه شرکت نیستند.
هزینه انرژی، یوتیلیتی، دستمزد، استهلاک و هزینه ناشی از توقف یا کارکرد با ظرفیت پایین نیز در نتیجه نهایی نقش دارند. بنابراین گزارش سود و زیان ششماهه باید مشخص کند جهش نرخ PVC چه مقدار از خود را در سود ناخالص و عملیاتی حفظ کرده است. اگر حاشیه سود نیز همراه درآمد رشد کرده باشد، افزایش نرخ واقعاً برای سهامدار ارزش ساخته؛ در غیر این صورت بخشی از این درآمد بزرگ در سمت هزینهها جذب شده است.
کارخانه کوچکتر، درآمد بزرگتر
شاید بهترین خلاصه عملکرد شغدیر همین باشد؛ کارخانه از منظر مقدار تولید و فروش کوچکتر از سال قبل فعالیت کرده، اما درآمد بسیار بزرگتری ساخته است. چنین وضعیتی فقط وقتی ممکن است که ارزش هر واحد محصول به شکل قابل توجهی تغییر کرده باشد و در نیمه نخست دقیقاً همین اتفاق افتاده است.
برای بازار، چالش از اینجا آغاز میشود که درآمد گذشته را نمیتوان بدون بررسی منشأ آن به آینده تعمیم داد. اگر پایه رشد، نرخ محصول بوده است، پیشبینی آینده نیز باید با فرض مشخص درباره قیمت PVC انجام شود. تصور تکرار خودکار رشد بیش از ۱۱۰ درصدی درآمد بدون فرض ماندگاری نرخهای بالا، تحلیل ناقصی خواهد بود.
موجودی تا کجا میتواند کمک کند؟
در شرایط تولید پایین، موجودی کالا میتواند برای مدتی فروش را پشتیبانی کند. شغدیر نیز در برخی ماهها از این امکان استفاده کرده و مقدار فروختهشده الزاماً معادل تولید همان ماه نبوده است. اما موجودی یک منبع تجدیدشونده نیست؛ اگر تولید جای محصول فروختهشده را نگیرد، در نهایت موجودی کاهش پیدا میکند و فروش باید با ظرفیت جاری کارخانه هماهنگ شود.
به همین دلیل موجودی پایان شهریور یکی از اعداد مهم برای فهم قدرت فروش شرکت در ماههای بعد است. اگر موجودی به شکل محسوسی کاهش یافته باشد، بازگشت تولید اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد و اگر هنوز سطح مناسبی از محصول قابل فروش باقی مانده باشد، شرکت زمان بیشتری برای جبران افت تولید خواهد داشت.
مهر باید «حجم» را به شغدیر برگرداند
بعد از نیمه نخست، بازار دیگر نیازی به اثبات قدرت قیمت PVC ندارد؛ اعداد به اندازه کافی نشان دادهاند افزایش نرخ تا چه اندازه میتواند درآمد شرکت را متحول کند. آنچه اکنون باید اثبات شود قدرت تولید است. گزارش مهر و ماههای بعد باید نشان دهند کارخانه میتواند پس از توقف شهریور به سطح تولید پایدار و بالاتری برگردد.
هرچه تولید به سال قبل نزدیکتر شود، وابستگی درآمد به قیمت کاهش مییابد و شرکت از دو موتور نرخ و مقدار به صورت همزمان بهره خواهد برد. اما ادامه تولید پایین، شغدیر را در شرایطی نگه میدارد که هر تغییر منفی در قیمت PVC اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند.
اگر PVC ارزان شود، شغدیر چه دارد؟
این سؤال شاید مهمترین محور تحلیل نیمه دوم باشد. در نیمه نخست افزایش شدید قیمت PVC توانسته یکی از بزرگترین افتهای تولید شرکت را بپوشاند؛ تولید ۶۳.۵ درصد پایین آمده، فروش ۵۷ درصد کم شده، اما درآمد بیش از ۱۱۰ درصد رشد کرده است. از منظر ریالی این عملکرد قابل توجه است، اما از منظر پایداری باید دید چه مقدار از شرایط قیمتی فعلی قابلیت تکرار دارد.
اگر نرخ PVC بالا بماند و تولید نیز احیا شود، شغدیر میتواند وارد وضعیت بسیار قویتری شود. اگر قیمت بالا بماند اما تولید پایین باشد، شرکت همچنان به نرخ وابسته خواهد بود. دشوارترین وضعیت زمانی شکل میگیرد که تولید پایین بماند و قیمت نیز کاهش پیدا کند؛ زیرا در آن صورت پوششی که تاکنون افت عملیات را از درآمد پنهان کرده، ضعیف خواهد شد.
به همین دلیل سؤال اقتصادی اصلی درباره شغدیر دیگر این نیست که چطور با ۶۳ درصد تولید کمتر درآمدش را دو برابر کرد؛ پاسخ روشن است: جهش قیمت PVC. سؤال مهمتر برای سرمایهگذار این است که اگر آن جهش قیمتی تکرار نشود، پتروشیمی غدیر برای حفظ درآمد خود چه میزان تولید واقعی در اختیار خواهد داشت؟