۱۵/شهريور/۱۴۰۵ ۱۹:۴۰ Sunday - 2026 06 September
۱۴۰۵/۰۶/۱۵ ۱۸:۳۶

برنج پاکستانی ۱۰ کیلویی از ۴ میلیون تومان عبور کرد | وارداتی‌ها دیگر گزینه ارزان سفره نیستند

برنج
بازار برنج وارداتی در شهریور ۱۴۰۵ به نقطه‌ای رسیده که عنوان «جایگزین ارزان برنج ایرانی» دیگر برای همه محصولات پاکستانی صدق نمی‌کند. براساس نرخ‌های تازه بازار، برخی کیسه‌های ۱۰ کیلویی سوپر باسماتی و باسماتی پاکستانی بین ۳ میلیون و ۶۵۰ هزار تا بیش از ۴ میلیون تومان قیمت دارند؛ یعنی هر کیلو تا حدود ۴۰۵ هزار تومان. این سطح قیمتی حالا با بخشی از برنج‌های ایرانی میان‌رده و حتی ممتاز همپوشانی دارد. در پس این تغییر، فقط تقاضای مصرف‌کننده قرار ندارد؛ حذف ارز ترجیحی، معوقات سنگین ارزی واردکنندگان، هزینه تأمین و حمل و کاهش قدرت مالی زنجیره واردات، ساختار قیمت برنج خارجی را تغییر داده است.
کد خبر: ۲۳۹۲۲۱
تیتر یک اقتصاد |

برنج پاکستانی طی سال‌های گذشته برای بسیاری از خانوارها زمانی جذاب بود که فاصله قابل توجهی با ارقام ایرانی داشت. خانواده‌ای که توان خرید طارم یا هاشمی ممتاز را نداشت، می‌توانست با هزینه‌ای بسیار کمتر سراغ باسماتی پاکستانی برود و همچنان محصولی دانه‌بلند و مناسب پخت روزانه تهیه کند.

اما تازه‌ترین قیمت‌ها نشان می‌دهد این فاصله به شکل محسوسی کوچک شده است.

در فهرست فعلی، کیسه ۱۰ کیلویی سوپر باسماتی هزاردستان ۴ میلیون و ۵۳ هزار تومان، سوپر باسماتی پلو ۳ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان، سوپر باسماتی هاشمی میریان ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان و باسماتی ۳۸۶ انجیر حدود ۳ میلیون و ۹۵۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده‌اند.

یعنی قیمت مؤثر هر کیلو از حدود ۳۶۵ هزار تا ۴۰۵ هزار تومان متغیر است.

برنج پاکستانی کیلویی ۴۰۵ هزار تومان؛ فاصله با ایرانی چقدر مانده؟

این اعداد زمانی جالب‌تر می‌شوند که با بازار برنج ایرانی مقایسه شوند.

فهرست‌های قیمت امروز برای برنج ایرانی دامنه‌ای گسترده نشان می‌دهند؛ برنج ندا خوش‌پخت گرگان حدود کیلویی ۲۶۵ هزار تومان، فجر سوزنی ممتاز حدود ۲۹۰ هزار تومان، طارم هاشمی ممتاز حدود ۳۸۷ هزار تومان، هاشمی ممتاز حدود ۴۳۰ هزار تومان و صدری دم‌سیاه فوق ممتاز تا حدود ۴۸۰ هزار تومان قیمت دارد.

بنابراین یک سوپر باسماتی پاکستانی ۴۰۵ هزار تومانی دیگر الزاماً از همه برنج‌های ایرانی ارزان‌تر نیست.

حتی در این فهرست، قیمت آن از برنج ندا، فجر و برخی انواع طارم بالاتر است و با ارقام ایرانی میان‌رده تا ممتاز وارد رقابت مستقیم شده است.

این تحول برای بازار اهمیت دارد، زیرا مزیت تاریخی برنج پاکستانی بیش از هر چیز بر ترکیب قیمت پایین‌تر و کیفیت قابل قبول استوار بود. هرچه فاصله قیمت آن با محصول داخلی کمتر شود، بخشی از مشتریان ممکن است ترجیح دهند مبلغ بیشتری پرداخت کنند و سراغ برنج ایرانی بروند.

متوسط قیمت این چهار برنج به ۳۸۳ هزار تومان رسید

اگر چهار نرخ ذکرشده در بازار را مبنا قرار دهیم، متوسط قیمت یک کیلو برنج پاکستانی در این نمونه به حدود ۳۸۳ هزار تومان می‌رسد.

فقط چند روز قبل نیز گزارش بازار خارجی، قیمت برخی کیسه‌های ۱۰ کیلویی پاکستانی را حدود ۳ میلیون و ۶۵۰ تا ۳ میلیون و ۶۹۰ هزار تومان نشان می‌داد.

در هفته نخست شهریور نیز برخی محصولات پاکستانی به حدود ۳ میلیون و ۶۴۸ هزار تومان رسیده بودند.

بنابراین عبور بعضی برندها از چهار میلیون تومان را می‌توان ادامه همان روند افزایشی دانست، نه یک اتفاق منفرد.

البته قیمت‌های فروشگاهی یکسان نیستند. برند، رقم برنج، سال برداشت، نوع فرآوری، بسته‌بندی، محل فروش و حاشیه توزیع می‌تواند باعث شود دو محصول پاکستانی با وزن مشابه صدها هزار تومان اختلاف قیمت داشته باشند.

یک عامل مهم حذف شد؛ ممنوعیت فصلی امسال اجرا نمی‌شود

در تحلیل بازار امروز باید یک تصور قدیمی را کنار گذاشت.

در سال‌های گذشته واردات و ترخیص برنج در فصل برداشت داخلی، معمولاً از اول مرداد تا پایان آبان محدود می‌شد تا از تولیدکننده داخلی حمایت شود. اما وزارت جهاد کشاورزی در سال ۱۴۰۵ این ممنوعیت را لغو کرد و وزارت صمت نیز اجرای آن را به گمرک ابلاغ کرد.

در نتیجه واردکنندگان امسال می‌توانند در همین دوره نسبت به ترخیص محموله‌ها اقدام کنند.

این تصمیم اصولاً باید ریسک کمبود ناشی از توقف ترخیص را کاهش دهد.

پس اگر قیمت برنج پاکستانی همچنان بالا می‌رود، نمی‌توان آن را مستقیماً به «بسته بودن واردات در فصل برداشت» نسبت داد؛ عوامل ارزی، هزینه واردات و ساختار تأمین اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

گره ۹۶۰ میلیون یورویی واردکنندگان

یکی از جدی‌ترین مشکلات بازار برنج خارجی، مسئله ارز است.

انجمن واردکنندگان برنج ایران در مرداد اعلام کرد بازار از نظر موجودی فعلاً در وضعیت نسبتاً باثباتی قرار دارد، اما حدود ۹۶۰ میلیون یورو مطالبات ارزی در زنجیره واردات باقی مانده و کاهش توان مالی واردکنندگان می‌تواند تأمین ماه‌های آینده را تهدید کند. این انجمن سهم واردات از نیاز کشور را حدود ۴۰ درصد برآورد کرده و می‌گوید سالانه حدود ۱.۳ تا ۱.۵ میلیون تن برنج باید از خارج تأمین شود.

پیش‌تر نیز دبیر انجمن از حدود یک میلیارد یورو ارز پرداخت‌نشده مربوط به محموله‌های وارداتی خبر داده بود. طبق اظهارات او، نیاز ماهانه کشور به برنج خارجی معمولاً بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تن است و در دوره‌های پرتقاضا ممکن است به ۲۰۰ هزار تن برسد.

این بدهی‌ها فقط یک مسئله حسابداری نیستند.

واردکننده‌ای که ماه‌ها منتظر دریافت ارز یا تسویه منابع قبلی است، توان کمتری برای سفارش محموله جدید دارد. نتیجه می‌تواند کاهش رقابت، افزایش هزینه مالی و انتقال بخشی از فشار به قیمت مصرف‌کننده باشد.

حذف ارز ترجیحی معادله برنج خارجی را تغییر داد

تحول ساختاری دیگری نیز از اواخر سال ۱۴۰۴ رخ داد.

وزیر جهاد کشاورزی در آذر ۱۴۰۴ حذف ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی برای واردات برنج را تأیید کرد. از آن زمان قیمت برنج خارجی بیش از گذشته در معرض نرخ‌های تجاری ارز و هزینه واقعی تأمین قرار گرفته است.

این اتفاق یکی از دلایلی است که مقایسه قیمت امروز با سال‌های قبل را دشوار می‌کند.

برنج وارداتی دیگر الزاماً با همان سازوکار یارانه‌ای گذشته وارد بازار نمی‌شود و تغییر نرخ ارز تجاری، هزینه مبدأ، حمل، بیمه، انبارداری و توزیع سریع‌تر به قیمت مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

همین مسئله توضیح می‌دهد چرا برنج پاکستانی که زمانی یکی از ارزان‌ترین گزینه‌های بازار بود، اکنون در بعضی برندها در محدوده قیمتی برنج ایرانی قرار گرفته است.

آیا واقعاً تقاضای برنج در پایان تابستان «به اوج» رسیده؟

در متن اولیه افزایش تقاضای خانوارها در پایان تابستان به‌عنوان یکی از دلایل اصلی رشد قیمت مطرح شده است، اما برای ادعای «اوج گرفتن تقاضا» آمار عمومی قابل اتکایی در دسترس نیست.

ضمن اینکه امروز ۱۵ شهریور است و هنوز نیمه نخست سال تمام نشده است.

ممکن است خرید خانوار، ذخیره‌سازی بنکداران یا نیاز برخی مجموعه‌های مصرفی در شهریور افزایش پیدا کند، اما شواهد فعلی بیشتر بر مشکلات سمت عرضه و تأمین مالی واردات تمرکز دارند.

انجمن واردکنندگان نیز در آخرین ارزیابی خود گفته موجودی بازار فعلاً باثبات است و ریسک اصلی را در تداوم مشکلات ارزی و کاهش توان مالی واردکنندگان می‌بیند.

بنابراین برای تحلیل گرانی فعلی، بهتر است تقاضای فصلی را عامل فرعی و سیاست ارزی و هزینه تأمین را عوامل بنیادی‌تر بدانیم.

برنج پاکستانی هنوز اقتصادی است؟

پاسخ دیگر مثل گذشته ساده نیست.

در بازار امروز هنوز نمونه‌های ارزان‌تر پاکستانی وجود دارند. داده‌های تجمیعی قیمت در ابتدای شهریور دامنه بسیار متفاوتی برای محصولات پاکستانی نشان می‌داد و بعضی کیسه‌های ۱۰ کیلویی حدود ۲.۸ تا ۳ میلیون تومان عرضه می‌شدند.

اما در بخش سوپر باسماتی و برخی برندهای ممتاز، قیمت به ۳.۶ تا بیش از چهار میلیون تومان رسیده است.

این یعنی خریدار باید قبل از خرید، مقایسه را نه فقط میان «ایرانی و پاکستانی»، بلکه میان هر برند، رقم و قیمت کیلویی واقعی انجام دهد.

اگر یک پاکستانی ممتاز کیلویی ۴۰۵ هزار تومان باشد و یک طارم یا فجر ایرانی در محدوده مشابه عرضه شود، مزیت اقتصادی وارداتی بسیار محدودتر می‌شود.

برنج وارداتی دیگر حاشیه بازار نیست

اهمیت ماجرا فقط به قیمت چند برند محدود نمی‌شود.

بر اساس برآورد انجمن واردکنندگان، حدود ۴۰ درصد نیاز برنج کشور باید از مسیر واردات پوشش داده شود.

بنابراین هر اختلال در تأمین ارز، ترخیص یا توان مالی واردکنندگان مستقیماً می‌تواند روی سفره بخش بزرگی از خانوارها اثر بگذارد.

لغو ممنوعیت فصلی ترخیص در سال جاری اقدام مثبتی برای حفظ جریان کالا بوده، اما به تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. تا زمانی که مسئله مطالبات ارزی، هزینه تأمین و استمرار واردات حل نشود، بازار همچنان در برابر شوک‌های جدید آسیب‌پذیر خواهد ماند.

پیام قیمت‌های ۱۵ شهریور روشن است: برنج پاکستانی هنوز یکی از پایه‌های اصلی تأمین بازار ایران است، اما دیگر نمی‌توان آن را به‌طور مطلق «برنج ارزان» نامید. وقتی یک کیسه ۱۰ کیلویی سوپر باسماتی از چهار میلیون تومان عبور می‌کند و قیمت هر کیلو به محدوده ۴۰۰ هزار تومان می‌رسد، مرز میان برنج وارداتی و ایرانی از نظر قیمت در حال محو شدن است.

در چنین شرایطی، آنچه می‌تواند بازار را آرام کند نه فقط افزایش واردات، بلکه استمرار قابل پیش‌بینی تأمین ارز، رقابت میان واردکنندگان و جلوگیری از ایجاد گره در زنجیره ترخیص تا خرده‌فروشی است؛ زیرا برای خانواری که با کاهش قدرت خرید روبه‌روست، گران شدن گزینه‌ای که قرار بود جایگزین اقتصادی باشد، فشار مضاعفی بر سبد غذایی ایجاد می‌کند.

گزارش خطا
آخرین اخبار
پربازدیدها