۱۲/شهريور/۱۴۰۵ ۰۹:۰۰ Thursday - 2026 03 September
۱۴۰۵/۰۶/۱۲ ۰۴:۵۱

۱۰۰ میلیون دیگر برای پلاک؛ مشتریان قبلی بهمن موتور چرا باید دوباره پول بدهند؟

فیدلیتی بهمن خودرو
مشتری خودرو را خریده، قرارداد بسته، میلیاردها تومان پرداخت کرده و منتظر تحویل مانده است؛ اما درست در انتهای مسیر، جایی میان فاکتور و پلاک، یک صورت‌حساب تازه مقابل او قرار می‌گیرد: حدود ۱۰۰ میلیون تومان دیگر بابت مابه‌التفاوت گواهی اسقاط.
کد خبر: ۲۳۹۱۳۲
تیتر یک اقتصاد |

دعوت‌نامه‌های منتشرشده برای برخی حواله‌های گروه بهمن از مطالبه این مابه‌التفاوت و تعیین مهلت پرداخت تا ۱۵ شهریور حکایت دارند. هم‌زمان، قیمت نهایی دو محصول مهم بهمن موتور نیز تغییر کرده است؛ ریسپکت ۲ نیوفیس از ۳ میلیارد و ۸۲۷ میلیون به ۳ میلیارد و ۹۳۰ میلیون تومان رسیده و فیدلیتی الیت هفت‌نفره نیز از ۵ میلیارد و ۷۷ میلیون و ۴۸۶ هزار تومان به ۵ میلیارد و ۱۸۰ میلیون تومان افزایش یافته است. منابع منتشرکننده قیمت‌های شهریور، این ارقام را با احتساب هزینه‌های جانبی اعلام کرده‌اند. 

اصل افزایش هزینه اسقاط را نباید با افزایش اختیاری قیمت از سوی خودروساز یکی دانست. تغییر مقررات و هزینه‌های مرتبط با گواهی اسقاط می‌تواند مبلغ نهایی شماره‌گذاری خودرو را بالا ببرد و پول اضافه‌شده الزاماً به جیب بهمن موتور نمی‌رود. اما برای مشتری که قراردادش را پیش‌تر بسته، این تفکیک یک سؤال اساسی را حل نمی‌کند: اگر هزینه جدید زمانی ایجاد شده که خودرو هنوز تحویل نشده، چه کسی باید بار مالی آن را بپذیرد؟

و یک سؤال حساس‌تر نیز وجود دارد. اگر خودرو باید پیش از این تحویل می‌شد اما هنوز به مرحله پلاک نرسیده، آیا مشتری باید هزینه‌ای را بپردازد که در صورت تحویل به‌موقع اساساً با آن مواجه نمی‌شد؟ پاسخ این پرسش را نمی‌توان با یک حکم کلی داد؛ تاریخ قرارداد، موعد تحویل، مفاد مربوط به دیون قانونی و زمان ایجاد الزام جدید برای هر پرونده تعیین‌کننده است. اما دقیقاً همین جاست که بهمن موتور باید شفاف‌تر از یک دعوت‌نامه پرداخت سخن بگوید.

خودرو خریده شده، اما قیمت هنوز تمام نشده است

برای مشتری جدید، مسئله چندان پیچیده نیست. فیدلیتی الیت هفت‌نفره امروز ۵.۱۸ میلیارد تومان قیمت دارد و ریسپکت ۲ نیوفیس ۳.۹۳ میلیارد تومان. مشتری این اعداد را می‌بیند و سپس درباره خرید تصمیم می‌گیرد. 

اما مشتری قبلی این امکان را نداشته است.

او در زمانی قرارداد بسته که هزینه نهایی دیگری مقابلش قرار داشته و حالا در انتهای فرآیند خرید با مطالبه جدید مواجه شده است. گزارش‌های منتشرشده از صدور دعوت‌نامه مابه‌التفاوت گواهی اسقاط برای حواله‌های محصولات گروه بهمن و مبلغی در حدود ۱۰۰ میلیون تومان خبر می‌دهند؛ برای پرداخت نیز تا ۱۵ شهریور مهلت اعلام شده است. 

اینجاست که تفاوت میان «قیمت قطعی خودرو» و «دیون قانونی متغیر» اهمیت پیدا می‌کند.

ممکن است قرارداد قیمت خودرو را قطعی کرده باشد اما تغییر مالیات، عوارض، بیمه، شماره‌گذاری یا هزینه‌های قانونی را تا زمان تحویل برعهده مشتری گذاشته باشد. در چنین حالتی، مطالبه مابه‌التفاوت الزاماً به معنای نقض قیمت قطعی نیست.

اما اگر چنین بندی وجود دارد، باید به زبان روشن برای مشتری توضیح داده شود: ۱۰۰ میلیون تومان جدید دقیقاً بابت چه تعداد گواهی، با چه نرخ جدیدی و براساس کدام الزام قانونی دریافت می‌شود؟

وقتی مشتری باید پول واقعی بپردازد، پاسخ نیز باید عدد واقعی باشد.

۱۰۳ میلیون تومان شاید فقط دو درصد باشد؛ اما زمان مطالبه مهم‌تر از درصد است

افزایش اخیر برای ریسپکت حدود ۱۰۳ میلیون تومان است. در مورد فیدلیتی نیز اختلاف دو قیمت اعلام‌شده ۵ میلیارد و ۷۷ میلیون و ۴۸۶ هزار تومان و ۵ میلیارد و ۱۸۰ میلیون تومان، حدود ۱۰۲.۵ میلیون تومان می‌شود. برخی بازنشرها رقم افزایش فیدلیتی را به اشتباه ۱۳۰ میلیون تومان نوشته‌اند، اما تفاضل خود دو قیمت اعلامی حدود ۱۰۲.۵ میلیون تومان است. 

روی یک خودرو پنج‌میلیاردی، ۱۰۰ میلیون تومان ممکن است در قالب درصد کوچک به نظر برسد.

اما مشتری خودرو را با درصد نمی‌خرد؛ با نقدینگی می‌خرد.

کسی که بخش عمده سرمایه خود را برای تکمیل وجه کنار گذاشته، ممکن است برای ۱۰۰ میلیون تومان اضافه نیازمند فروش دارایی، دریافت وام یا تأمین نقدینگی جدید باشد. مهم‌تر اینکه این هزینه زمانی مطالبه شده که مشتری عملاً بخش بزرگی از مسیر خرید را طی کرده است.

اگر این ۱۰۰ میلیون تومان پیش از ثبت‌نام در قیمت خودرو وجود داشت، خریدار حق انتخاب داشت. اکنون انتخاب او میان خریدن و نخریدن نیست؛ میان پرداخت هزینه تازه و احتمال عقب‌افتادن فرآیند تحویل است.

همین تفاوت است که مسئله را از یک افزایش ساده قیمت جدا می‌کند.

هزینه را بهمن موتور نساخته؛ اما تأخیر احتمالی معادله را عوض می‌کند

در تحلیل این پرونده باید یک مرز روشن حفظ شود. اگر افزایش مبلغ واقعاً ناشی از تغییر هزینه قانونی گواهی اسقاط باشد، نمی‌توان آن را بدون سند به‌عنوان «افزایش قیمت از سوی بهمن موتور» معرفی کرد.

این هزینه می‌تواند خارج از اختیار مستقیم شرکت ایجاد شده باشد.

اما فرض دیگری را در نظر بگیریم: مشتری طبق قرارداد باید پیش از ۱۲ شهریور خودرو را تحویل می‌گرفت و فرآیند شماره‌گذاری نیز تا آن زمان انجام می‌شد، اما خودرو به هر دلیل در موعد مقرر تحویل نشده است. سپس مقررات یا هزینه‌های جدید اعمال شده و اکنون همان مشتری باید ۱۰۰ میلیون تومان بیشتر بپردازد.

در چنین وضعیتی، سؤال ماهیت متفاوتی پیدا می‌کند.

دیگر فقط نمی‌پرسیم «قانون جدید چه می‌گوید؟»؛ باید پرسید آیا هزینه جدید نتیجه قرارگرفتن خودرو در دوره‌ای است که اصولاً نباید در آن باقی می‌ماند؟

البته برای پاسخ حقوقی باید قرارداد هر مشتری و تاریخ دقیق ایجاد تعهد اسقاط بررسی شود. صرف تأخیر در تحویل نیز خودبه‌خود ثابت نمی‌کند شرکت مکلف به پرداخت هزینه جدید است. اما اگر مشتریان دارای خودروهای معوق نیز مشمول مابه‌التفاوت شده باشند، این مهم‌ترین بخش پرونده‌ای است که بهمن موتور باید درباره آن توضیح دهد.

یک سؤال ساده: اگر خودرو سر موعد تحویل می‌شد، این ۱۰۰ میلیون وجود داشت؟

این شاید مهم‌ترین آزمون برای پرونده مشتریان معوق باشد.

اگر پاسخ «بله» باشد و خودرو حتی با تحویل به‌موقع نیز مشمول هزینه جدید می‌شد، نسبت‌دادن بار مالی به تأخیر شرکت دشوار خواهد بود.

اما اگر پاسخ «خیر» باشد، مسئله جدی‌تر است.

در آن صورت مشتری می‌تواند بپرسد چرا باید هزینه تغییری را تحمل کند که در فاصله تأخیر در تحویل ایجاد شده است.

برای پاسخ، چند تاریخ باید دقیقاً کنار هم قرار گیرد: موعد قراردادی تحویل، زمان آماده‌شدن خودرو، تاریخ فاکتور، تاریخ درخواست شماره‌گذاری، زمان لازم‌الاجراشدن هزینه جدید اسقاط و تاریخ دعوت مشتری به پرداخت مابه‌التفاوت.

بدون این خط زمانی، بحث به دو ادعای کلی تقلیل پیدا می‌کند: شرکت می‌گوید هزینه قانونی تغییر کرده و مشتری می‌گوید اگر خودرو را به‌موقع تحویل می‌دادید این هزینه ایجاد نمی‌شد.

اسناد باید مشخص کنند کدام روایت درباره هر قرارداد مصداق دارد.

یک میلیارد افزایش قبلی، ۱۰۰ میلیون افزایش تازه

مشتری فیدلیتی و ریسپکت در ماه‌های اخیر فقط با همین ۱۰۰ میلیون تومان مواجه نشده است.

در مرداد ۱۴۰۵، قیمت ریسپکت ۲ نیوفیس از حدود ۲ میلیارد و ۹۵۷ میلیون تومان به ۳ میلیارد و ۸۲۷ میلیون تومان رسید. قیمت فیدلیتی الیت هفت‌نفره نیز از حدود ۴ میلیارد و ۱۰۵ میلیون تومان به ۵ میلیارد و ۷۷ میلیون تومان افزایش یافت. یعنی در آن مرحله، ریسپکت حدود ۸۷۰ میلیون و فیدلیتی حدود ۹۷۲ میلیون تومان گران‌تر شدند. 

حالا مرحله دیگری به قیمت نهایی اضافه شده است.

ریسپکت ۳.۹۳ میلیارد تومان و فیدلیتی هفت‌نفره ۵.۱۸ میلیارد تومان.

اما ترکیب این دو افزایش در یک عنوان واحد اشتباه است. جهش بزرگ مرداد و افزایش حدود ۱۰۰ میلیونی شهریور الزاماً منشأ یکسانی ندارند. افزایش اخیر با هزینه‌های جانبی و مسئله اسقاط گره خورده و برای داوری دقیق باید قیمت پایه را از دیون دولتی جدا کرد.

برای مشتری اما خروجی نهایی ساده‌تر است.

ریسپکتی که پیش‌تر حدود ۲.۹۶ میلیارد تومان قیمت داشت اکنون در سطح ۳.۹۳ میلیارد تومان قرار گرفته و فیدلیتی هفت‌نفره نیز از حدود ۴.۱۱ میلیارد تومان به ۵.۱۸ میلیارد تومان رسیده است. 

یعنی ظرف مدت کوتاهی، بودجه لازم برای خرید هر دو خودرو بیش از یک میلیارد تومان تغییر کرده است.

خطر اصلی جایی است که «عدم پرداخت» به «عدم تحویل» برسد

دعوت‌نامه مابه‌التفاوت یک روی پرونده است؛ اثر نپرداختن آن روی دیگر ماجراست.

اگر شماره‌گذاری خودرو به پرداخت هزینه اسقاط وابسته باشد، مشتری‌ای که مابه‌التفاوت را نپردازد طبیعتاً ممکن است نتواند فرآیند پلاک را تکمیل کند. گزارش‌های منتشرشده نیز برای پرداخت این مبلغ تا ۱۵ شهریور مهلت ذکر کرده‌اند. 

اما اینجا باید یک خط قرمز زمانی وجود داشته باشد.

اگر شرکت پیش از مطالبه وجه جدید در تحویل خودرو تأخیر داشته، نباید دوره تأخیر قبلی در یک دوره جدید که مشتری هنوز مابه‌التفاوت را نپرداخته، گم شود.

فرض کنید خودرو باید یک ماه قبل تحویل می‌شد. سپس در شهریور مطالبه جدید ایجاد شده و مشتری پنج روز دیرتر از مهلت، وجه را پرداخت می‌کند. این پنج روز ممکن است از منظر قراردادی قابل انتساب به مشتری باشد؛ اما تکلیف یک ماه قبل چیست؟

هرگونه محاسبه جریمه تأخیر باید این دو بازه را از هم جدا کند.

درباره نحوه دقیق اعمال این موضوع برای همه مشتریان بهمن موتور، سند عمومی کافی در دسترس نیست و بنابراین نمی‌توان مدعی شد شرکت جریمه دوره قبلی را حذف کرده است. اما اگر در قرارداد یا دعوت‌نامه برخی مشتریان، دوره عدم تکمیل وجه از محاسبه خسارت تأخیر کنار گذاشته می‌شود، نقطه شروع آن باید کاملاً مشخص باشد.

هیچ مابه‌التفاوت جدیدی نباید تاریخ قبلی قرارداد را مبهم کند.

۱۰۰ میلیون تومان به جیب چه کسی می‌رود؟

این سؤال نیز باید روشن شود، چون در افکار عمومی افزایش قیمت کارخانه معمولاً مستقیماً به خودروساز نسبت داده می‌شود.

اگر مبلغ جدید ناشی از افزایش هزینه گواهی اسقاط باشد، تمام آن را نمی‌توان درآمد اضافی بهمن موتور تلقی کرد.

خودروساز در فرآیند شماره‌گذاری با مجموعه‌ای از تکالیف قانونی روبه‌روست و تغییر هزینه این تکالیف می‌تواند مبلغ نهایی پرداختی مشتری را افزایش دهد.

بنابراین تیتر دقیق این نیست که «بهمن موتور ۱۰۰ میلیون تومان دیگر روی فیدلیتی کشید».

داده‌های موجود چنین ادعایی را ثابت نمی‌کنند.

تیتر دقیق‌تر درباره انتقال هزینه است: مشتری برای تکمیل فرآیند تحویل باید مبلغ بیشتری تأمین کند و شرکت باید نشان دهد این پول دقیقاً بابت چه تکلیفی دریافت می‌شود.

این تفاوت کوچک در جمله‌بندی، تفاوت بزرگی در مسئولیت ایجاد می‌کند.

اگر پول قانونی است، صورت‌حسابش را منتشر کنید

بهمن موتور برای بستن این پرونده به توضیح پیچیده‌ای نیاز ندارد.

شرکت می‌تواند روشن کند چه تعداد از مشتریان قبلی مشمول مابه‌التفاوت شده‌اند، مبلغ دقیق برای هر خودرو چگونه محاسبه شده، چه قراردادهایی از آن مستثنا هستند، ملاک شمول تاریخ قرارداد است یا تاریخ شماره‌گذاری و تکلیف خودروهایی که پیش از تغییر هزینه‌ها باید تحویل داده می‌شدند چیست.

مهم‌تر از همه، باید وضعیت جریمه تأخیر شفاف شود.

اگر خودروی مشتری از قبل معوق بوده، خسارت آن دوره تا چه تاریخی محاسبه می‌شود؟ پس از صدور دعوت‌نامه، چه مدت برای پرداخت وجود دارد؟ پس از پرداخت ۱۰۰ میلیون تومان، شرکت چه تعهد زمانی مشخصی برای پلاک و تحویل خودرو می‌دهد؟

شفاف‌کردن این موارد حتی می‌تواند بخش مهمی از انتقاد را از دوش بهمن موتور بردارد.

اگر پول جدید مستقیماً ناشی از الزام قانونی است، شرکت سند آن را نشان می‌دهد. اگر خودروهای معوق وضعیت متفاوتی دارند، تکلیف آنها را جدا می‌کند. اگر تأخیر ناشی از مشتری از یک تاریخ مشخص آغاز می‌شود، همان تاریخ را اعلام می‌کند.

مسئله زمانی پیچیده می‌شود که مشتری فقط یک پیام دریافت کند: «پول بیشتری واریز کنید.»

مشتری نباید هزینه زمان ازدست‌رفته را دو بار بدهد

اصل پرونده همین‌جاست.

ممکن است مطالبه حدود ۱۰۰ میلیون تومان کاملاً ناشی از تغییر یک هزینه قانونی باشد. ممکن است قرارداد نیز صراحتاً پرداخت دیون جدید تا زمان شماره‌گذاری را برعهده مشتری گذاشته باشد. در چنین حالتی، صرف مطالبه وجه سند تخلف بهمن موتور نیست.

اما اگر خودرویی از موعد تحویل گذشته و به دلیل تأخیر در همان فاصله مشمول هزینه جدید شده باشد، داستان دیگر فقط درباره گواهی اسقاط نیست.

آن‌وقت پای «هزینه تأخیر» به میان می‌آید.

مشتری ممکن است یک بار با انتظار بیشتر هزینه داده باشد؛ خواب سرمایه، تغییر قیمت بازار و از دست رفتن امکان استفاده از خودرو. حالا اگر نتیجه همان انتظار، قرارگرفتن خودرو زیر یک هزینه قانونی جدید باشد، او عملاً بار دیگری را هم تحمل می‌کند.

اینکه از نظر حقوقی کدام طرف باید این بار دوم را بپردازد، به متن قرارداد و تاریخ‌های هر پرونده وابسته است و نمی‌توان پیشاپیش حکم صادر کرد.

اما بهمن موتور می‌تواند یک اصل را همین امروز شفاف کند: مشتری‌ای که خودرویش باید پیش از تغییر هزینه اسقاط تحویل می‌شد، آیا دقیقاً مانند مشتری‌ای محاسبه می‌شود که موعد تحویلش بعد از اجرای هزینه جدید بوده است؟

اگر پاسخ مثبت است، شرکت باید مبنای قراردادی و قانونی آن را توضیح دهد.

اگر پاسخ منفی است، باید مشخص کند مشتریان معوق چگونه شناسایی و مابه‌التفاوت آنها چگونه محاسبه می‌شود.

چون بحث دیگر فقط بر سر ۱۰۰ میلیون تومان نیست. بحث بر سر این است که وقتی قیمت انتظار بالا می‌رود، هزینه آن را چه کسی می‌دهد؛ شرکتی که باید خودرو را تحویل دهد یا مشتری‌ای که از قبل پول داده و هنوز منتظر پلاک است؟

گزارش خطا
آخرین اخبار