مس، طلای جدید مردم شد؟ هشدار درباره موج تازه سرمایهگذاری روی فلز سرخ
مهمترین زمینه شکلگیری این موج، رشد قابل توجه قیمت جهانی مس است.
در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۵ قیمت مس در بورس فلزات لندن رکورد اسمی ۱۱ هزار و ۲۰۰ دلار را ثبت کرده بود؛ چند ماه بعد در ژانویه ۲۰۲۶ قیمت برای نخستینبار از ۱۴ هزار دلار نیز عبور کرد. معاملات امسال تحت تأثیر نگرانی درباره عرضه معادن، رشد تقاضای شبکه برق، خودروهای برقی و زیرساختهای مراکز داده و هوش مصنوعی قرار گرفته است.
تا ۱۸ آگوست نیز قیمت مس در برخی شاخصهای معاملاتی نسبت به یک سال قبل حدود ۴۶ درصد بالاتر بود. همین بازدهی چشمگیر طبیعی است که توجه سرمایهگذارانی را که به دنبال «طلای بعدی» هستند جلب کند.
اما افزایش قیمت یک کالا الزاماً به معنای مناسب بودن شکل فیزیکی آن برای سرمایهگذار خرد نیست.
کشتیآرای: مس بازار طلا را ندارد
محمد کشتیآرای، کارشناس صنعت طلا و فلزات گرانبها، در گفتوگو با ایسنا نسبت به گسترش تبلیغات خرید فیزیکی مس هشدار داده است.
او تفاوت اصلی را در نقدشوندگی میبیند. طلای استاندارد را تقریباً در همه شهرها میتوان به شبکه گسترده طلافروشیها فروخت؛ نقره نیز اگرچه بازار محدودتری دارد، اما همچنان شبکه مشخصی برای معامله آن شکل گرفته است. مس عمدتاً ماده اولیه صنایع برق، الکترونیک، ساختمان و تولید تجهیزات است و بازار اصلی آن میان معدن، تولیدکننده، بورس کالا و مصرفکننده صنعتی قرار دارد.
آمار USGS نیز ماهیت صنعتی مس را تأیید میکند؛ در دادههای سال ۲۰۲۶، بخش ساختمان، محصولات برقی و الکترونیکی و حملونقل از بزرگترین مصرفکنندگان مس و آلیاژهای آن هستند.
بنابراین کسی که یک قطعه مسی بستهبندیشده میخرد، نباید تصور کند بازاری مشابه سکه و طلای آبشده برای فروش فوری آن در اختیار دارد.
یک مثال عجیب؛ ارزش فلز داخل یک قطعه مسی چقدر است؟
اینجا یکی از مهمترین تفاوتهای طلا و مس آشکار میشود.
با نرخ حدود ۱۴ هزار و ۸۵۰ دلار برای هر تن، ارزش جهانی یک کیلو مس خام تقریباً ۱۴.۸۵ دلار است. بنابراین ارزش فلزی یک قطعه یک اونسی مس ــ حدود ۲۸.۳ گرم ــ تنها نزدیک ۴۲ سنت میشود. این محاسبه بر پایه نرخ رسمی مس در بورس فلزات لندن است و هزینه ساخت، حمل، بستهبندی و فروشندگی را در بر نمیگیرد.
در مقابل، یکی از بزرگترین فروشندگان فلزات در آمریکا اکنون قطعات یک اونسی مس با خلوص ۹۹.۹ درصد را بسته به تعداد سفارش حدود ۶.۹۹ تا ۷.۹۹ دلار میفروشد. یعنی قیمت یک محصول خردهفروشی کلکسیونی میتواند بیش از ۱۵ برابر ارزش خود فلز باشد.
این نمونه الزاماً نماینده تمام فروشندگان مس نیست، اما یک ریسک مهم را روشن میکند: در قطعات کوچک فیزیکی، ممکن است بخش بزرگی از پول خریدار بابت ساخت، بستهبندی، برند و حاشیه فروشنده پرداخت شود نه خود مس.
در زمان فروش نیز هیچ تضمینی وجود ندارد که خریدار بعدی حاضر باشد همان حاشیه را پرداخت کند.
مشکل دوم؛ برای سرمایهگذاری جدی باید مس زیادی نگه دارید
پایین بودن ارزش هر کیلو مس، نگهداری آن را هم دشوار میکند.
با قیمت فعلی جهانی، هزار دلار مس خالص معادل حدود ۶۷ کیلوگرم فلز است؛ رقمی که نشان میدهد اگر سرمایهگذار بخواهد رقم قابل توجهی را به شکل فیزیکی وارد مس کند، به سرعت با مسئله وزن، فضای انبار، جابهجایی و امنیت روبهرو خواهد شد.
همین ویژگی یکی از دلایلی است که خرید فیزیکی طلا برای خانوار بسیار سادهتر است: ارزش زیادی در وزن بسیار کمی ذخیره میشود.
مس دقیقاً نقطه مقابل آن است.
خطر مهمتر؛ این مس واقعاً چقدر خالص است؟
بازار نوظهور محصولات مسی خرد یک ریسک دیگر نیز دارد: استاندارد و خلوص.
کشتیآرای هشدار داده است با افزایش تقاضای عمومی ممکن است محصولاتی با خلوص پایین یا ترکیبشده با فلزات دیگر به مشتری فروخته شود. برای فرد عادی نیز تشخیص مس خالص از برخی آلیاژها یا تعیین درصد دقیق خلوص بدون تجهیزات تخصصی ساده نیست.
در بازار صنعتی این مسئله با استانداردهای دقیق حل میشود. کاتد مس، مفتول و سایر محصولات قابل معامله مشخصات فنی و خلوص تعریفشده دارند و معاملات رسمی بر همین اساس صورت میگیرد.
اما وقتی یک قطعه چندصدگرمی یا چندکیلویی در شبکه اجتماعی با عنوان «شمش سرمایهگذاری مس» فروخته میشود، خریدار باید بداند چه نهادی وزن و خلوص آن را تضمین میکند، فاکتور فروش چگونه صادر میشود و هنگام بازفروش چه کسی آن را تحویل میگیرد.
آیا واقعاً در خارج از ایران کسی روی مس سرمایهگذاری نمیکند؟
اینجا یک اصلاح مهم لازم است.
این ادعا که «در هیچ جای دنیا مردم برای سرمایهگذاری سراغ مس نمیروند» اگر به صورت مطلق بیان شود، دقیق نیست. مس سالهاست یک دارایی مالی قابل معامله در بازارهای جهانی است.
بورس کالای شیکاگو قراردادهای آتی مس را به عنوان یکی از ابزارهای اصلی معامله و پوشش ریسک این فلز ارائه میکند و خود CME تصریح میکند این قرارداد علاوه بر فعالان صنعت، توسط جامعه سرمایهگذاری نیز استفاده میشود.
در آمریکا حتی صندوق قابل معامله CPER از سال ۲۰۱۱ فعال است و از طریق مجموعهای از قراردادهای آتی مس، امکان گرفتن موقعیت سرمایهگذاری روی قیمت این فلز را فراهم میکند.
بازار خردهفروشی شمش و سکههای مسی نیز وجود دارد؛ فروشگاههایی مانند APMEX قطعات مس با خلوص بالا در وزنهای مختلف عرضه میکنند.
پس تفاوت اصلی جای دیگری است: خرید فیزیکی مس برای پسانداز خانوار، برخلاف طلا، یک رفتار سرمایهگذاری فراگیر و استاندارد نیست. در بازارهای توسعهیافته، بخش عمده سرمایهگذاری روی مس از مسیر ابزارهای مالی، سهام شرکتهای معدنی، قراردادهای آتی یا صندوقهای تخصصی انجام میشود.
در ایران هم مس بورسی داریم
بازار رسمی ایران نیز سالهاست میزبان معاملات کاتد مس است و اخیراً ابزارهای مبتنی بر گواهی سپرده کاتد مس توسعه بیشتری پیدا کردهاند.
بررسی بازار در اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میداد گواهی سپرده کاتد مس از ابتدای سال آن زمان حدود ۶۶ درصد بازدهی ثبت کرده بود؛ رشدی که تحت تأثیر همزمان قیمت جهانی مس و نرخ ارز داخلی قرار داشت.
بورس کالای ایران نیز در خرداد امسال همچنان معاملات گواهی سپرده مس کاتد را در فهرست معاملات خود داشت.
این نکته اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد سرمایهگذاری روی «قیمت مس» الزاماً نیازی به خرید یک قطعه سنگین فلز و نگهداری آن در خانه ندارد. البته ابزارهای بورسی نیز ریسک قیمت دارند و شرایط معاملاتی و تحویل آنها باید پیش از ورود دقیق بررسی شود.
چرا قیمت مس اینقدر بالا رفته است؟
دلیل جذاب شدن مس فقط تبلیغات نیست؛ پشت رشد قیمت یک داستان بنیادی نیز وجود دارد.
LME مس را فلزی کلیدی برای شبکههای برق، ساختمان، خودروهای برقی و انرژیهای تجدیدپذیر میداند. USGS نیز تأکید میکند رسانایی بالا و کاربرد گسترده در انتقال و تولید برق، الکترونیک و ساختمان، مس را به یکی از مهمترین فلزات صنعتی جهان تبدیل کرده است.
در سال ۲۰۲۶ نگرانی درباره عرضه نیز افزایش یافته است. رویترز گزارش داده محدودیتهای عرضه و توسعه سریع زیرساختهای هوش مصنوعی و مراکز داده از عوامل حمایتکننده قیمت بودهاند و شرکت معدنی BHP نیز در سال مالی منتهی به ژوئن، به لطف قیمتهای رکوردی مس شاهد جهش درآمد این بخش بوده است.
اما همین بازار میتواند بسیار پرنوسان باشد. تحلیلگران در فوریه امسال هشدار داده بودند جهشهای سریع قیمت فلزات پایه لزوماً پایدار نیست و بخشی از رشد مس نیز میتواند تحت تأثیر معاملات سفتهبازانه قرار گیرد.
قبل از خرید مس فیزیکی چه سؤالهایی باید پرسید؟
اگر فردی با تبلیغ «سرمایهگذاری در مس» روبهرو شد، مهمترین مسئله نه پیشبینی قیمت، بلکه سازوکار معامله است.
باید مشخص باشد محصول چه عیاری دارد، وزن آن توسط چه مرجعی تضمین شده، اختلاف قیمت آن با ارزش روز مس جهانی و داخلی چقدر است، فروشنده با چه فاصلهای آن را بازخرید میکند و اگر پلتفرم یا فروشگاه تعطیل شد، مشتری در بازار آزاد به چه کسی میتواند مس خود را بفروشد.
حتی مهمتر از همه، باید پرسید آیا واقعاً مس خریده میشود یا فقط یک اعتبار دیجیتال با ادعای پشتوانه مس در حساب کاربر نمایش داده میشود. در حالت دوم، محل نگهداری فلز، حسابرسی موجودی، امکان تحویل فیزیکی و مسئولیت حقوقی پلتفرم اهمیتی اساسی پیدا میکند.
مس میتواند گرانتر شود؛ اما این به معنی مناسب بودن «شمش مس خانگی» نیست
رشد قیمت جهانی مس واقعی است. قیمت این فلز در سال گذشته جهش چشمگیری داشته و تقاضای شبکه برق، خودروهای برقی، مراکز داده و هوش مصنوعی میتواند در بلندمدت از بازار حمایت کند.
اما دو موضوع را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت: چشمانداز مثبت قیمت مس و مناسب بودن خرید فیزیکی مس از یک فروشنده یا پلتفرم برای خانوار.
ممکن است قیمت جهانی مس ۲۰ درصد افزایش پیدا کند اما فردی که یک قطعه مسی را با حاشیه ۳۰، ۵۰ یا حتی چندصددرصدی نسبت به ارزش واقعی فلز خریده، همچنان هنگام فروش زیان کند.
به همین دلیل داستان «مس، طلای جدید» بیش از هر چیز نیازمند احتیاط است.
مس یک فلز مهم و حتی جذاب برای سرمایهگذاری تخصصی است، اما ویژگیهای طلا را ندارد: ارزش بسیار کمتری در واحد وزن دارد، بازار بازخرید عمومی آن محدودتر است، استانداردسنجی برای مصرفکننده دشوارتر است و اختلاف قیمت محصولات فیزیکی خرد با ارزش خود فلز میتواند قابل توجه باشد.
تبلیغ «مس بخرید چون طلا گران شده» به تنهایی منطق سرمایهگذاری نیست. مهمتر از اینکه قیمت مس در آینده بالا میرود یا نه، این است که خریدار امروز دقیقاً چه چیزی، با چه خلوصی، با چه حاشیه قیمتی و با چه تضمینی برای فروش دوباره خریداری میکند.