بازار لوازم خانگی قفل شد؛ چرا مردم بهجای خرید، وسایل قدیمی را تعمیر میکنند؟
اظهارات اسلامیان تناقض فعلی بازار را آشکار میکند: ویترین فروشگاهها پر است، اما مشتری مؤثر وجود ندارد. مقامهای صنعتی نیز میگویند کمبود جدی در عرضه دیده نمیشود و حدود شش میلیون دستگاه لوازم خانگی در انبارها موجود است. بنابراین مسئله اصلی بازار را باید بیشتر «بحران تقاضا» دانست تا «بحران تأمین». ی آینده صنعت اهمیت زیادی دارد. وقتی کالا موجود است اما فروش نمیرود، افزایش تولید بهتنهایی نمیتواند رکود بازار لوازم خانگی را درمان کند. اگر درآمد خانوار متناسب با قیمت کالاهای بادوام رشد نکند، موجودی انبار افزایش مییابد، گردش نقدینگی تولیدکننده کند میشود و فروشنده نیز توان سفارشگذاری جدید را از دست میدهد.
در چنین شرایطی، رکود بهتدریج از بخش خردهفروشی به خطوط تولید، شرکتهای قطعهساز و شبکه توزیع منتقل خواهد شد. به همین دلیل، پر بودن انبارها را نباید نشانه ثبات بازار دانست؛ زیرا انباشت کالا بدون فروش میتواند به قفل شدن سرمایه بنگاهها و کاهش تولید در ماههای آینده منجر شود.
تورم سهرقمی، خرید لوازم خانگی را دشوار کرد
دادههای تورمی خرداد ۱۴۰۵ عمق فشار بر مصرفکنندگان را نشان میدهد. بر پایه گزارشهای منتشرشده از دادههای مرکز آمار ایران، تورم ماهانه گروه «مبلمان و لوازم خانگی» در خرداد به حدود ۹.۷ درصد و تورم نقطهبهنقطه این گروه به بیش از ۱۱۱ درصد رسیده است.
این آمار به آن معناست که هزینه خرید مجموعهای مشابه از لوازم خانگی در مقایسه با خرداد سال قبل بیش از دو برابر شده است. های بادوام، چنین جهشی فقط به معنای گرانتر شدن یک محصول نیست؛ بلکه کل الگوی تصمیمگیری خانوار را تغییر میدهد. خانوادهای که پیشتر میتوانست با پسانداز چندماهه یخچال، تلویزیون یا ماشین لباسشویی بخرد، اکنون با فاصلهای روبهرو است که ممکن است هر ماه بزرگتر شود.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای ضروری مانند خوراک، مسکن، درمان و حملونقل باعث شده است خرید لوازم خانگی حتی در صورت نیاز واقعی نیز به تعویق بیفتد. در نتیجه، تقاضای بازار بیشتر از «خرابی غیرقابل تعمیر» میآید تا «تمایل خانوار به نوسازی».
به بیان دیگر، خرید کالای جدید به آخرین گزینه و تعمیر وسیله قدیمی به نخستین واکنش خانوار تبدیل شده است.
اقتصاد تعمیرات چگونه جای بازار فروش را گرفت؟
رونق بازار تعمیرات در نگاه اول میتواند برای تعمیرکاران و مراکز خدمات خبر خوبی باشد، اما در سطح کلان نشانهای از کاهش رفاه خانوار است. مصرفکننده معمولاً زمانی تعمیر را انتخاب میکند که هزینه تعویض از توان مالی او خارج شده یا قیمت کالای نو در مقایسه با ارزش استفاده از وسیله قدیمی بیش از اندازه بالا رفته باشد.
گزارشهای منتشرشده از بازار نیز نشان میدهد مراجعه مردم برای تعمیر لوازم فرسوده افزایش یافته و برخی خانوارها حتی برای تأمین هزینه تعمیر یخچال، لباسشویی یا کولر با مشکل روبهرو شدهاند. ار، بازار قطعات یدکی را نیز مهمتر میکند. با افزایش عمر استفاده از یخچال، کولر، تلویزیون و ماشین لباسشویی، تقاضا برای موتور، برد الکترونیکی، کمپرسور و قطعات مصرفی بالا میرود.
اگر قطعه اصلی کمیاب یا گران باشد، خطر استفاده از قطعات بیکیفیت و تقلبی نیز بیشتر میشود. در نتیجه ممکن است خانوار چند بار برای تعمیر یک وسیله هزینه کند، بدون آنکه عمر مفید قابلتوجهی به دست آورد.
توسعه خدمات پس از فروش، تأمین قطعات استاندارد و اعلام شفاف هزینه تعمیر میتواند بخشی از فشار موجود را کاهش دهد. صنعت لوازم خانگی در دوره رکود فقط با فروش محصول نو زنده نمیماند؛ خدمات، تعمیر، ضمانت و تأمین قطعات نیز به بخش مهمی از مدل اقتصادی این صنعت تبدیل میشود.
کاهش تولید در کنار موجودی بالای انبارها
آمارهای اعلامشده از سوی سخنگوی وزارت صنعت، معدن و تجارت نشانههایی از تعدیل تولید را نشان میدهد. تولید لوازم خانگی از حدود ۱۹ میلیون و ۳۲۸ هزار دستگاه در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۸ میلیون دستگاه در سال ۱۴۰۴ رسیده است.
در دو ماه نخست سال ۱۴۰۵ نیز حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار دستگاه لوازم خانگی تولید شده؛ درحالیکه این رقم در مدت مشابه سال گذشته نزدیک به یک میلیون و ۹۰۰ هزار دستگاه بوده است. ن میدهد تولیدکنندگان بهتدریج در حال واکنش به افت تقاضای بازار هستند. ادامه رکود میتواند هزینه مالی بنگاهها را افزایش دهد؛ زیرا سرمایه تولیدکننده بهجای بازگشت سریع از محل فروش، در موجودی کالا قفل میشود.
بااینحال، کاهش شدید تیراژ تولید نیز ریسکهای خاص خود را دارد. افت تیراژ میتواند هزینه تمامشده هر دستگاه را بالا ببرد و فشار تازهای بر قیمت مصرفکننده ایجاد کند.
راهحل پایدار نه انباشت کالا در انبارها و نه تعطیلی خطوط تولید، بلکه بازسازی تقاضا از مسیر ثبات اقتصادی، اعتبار خرید هدفمند و افزایش قدرت خرید واقعی خانوارهاست.
کالای قاچاق؛ رقیبی که در رکود خطرناکتر میشود
در کنار رکود، حضور کالای قاچاق دومین تهدید جدی بازار لوازم خانگی است. اسلامیان تأکید میکند باید میان کالای واردشده از مسیر قانونی و کالای قاچاق تفاوت قائل شد.
کالاهای دارای شناسه کالا و کد رهگیری امکان رصد منشأ و اصالت محصول را بیشتر میکنند، درحالیکه کالای قاچاق معمولاً خارج از شبکه رسمی ضمانت، مالیات و خدمات پس از فروش عرضه میشود. قدرت خرید، کالای قاچاق ممکن است به دلیل قیمت ظاهراً پایینتر برای برخی مشتریان جذابتر شود؛ اما این تخفیف اولیه میتواند هزینههای پنهان بزرگی داشته باشد. نبود ضمانت معتبر، دشواری تأمین قطعه، احتمال تقلبی بودن محصول و نبود مرجع پاسخگو در صورت خرابی از مهمترین ریسکهای خرید لوازم خانگی قاچاق است.
برای تولیدکننده داخلی نیز قاچاق به معنای رقابت با کالایی است که بخشی از هزینههای قانونی زنجیره رسمی، از جمله مالیات، عوارض، استاندارد و خدمات پس از فروش را پرداخت نکرده است.
قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز و مقررات مرتبط، ابزارهای شناسایی و رهگیری کالا را برای شفافسازی زنجیره تجارت پیشبینی کردهاند. بااینحال، موفقیت این سیاست فقط به درج یک کد روی محصول وابسته نیست؛ مصرفکننده باید بتواند شناسه را بهآسانی استعلام کند و نهادهای ناظر نیز باید بهصورت مستمر با عرضهکنندگان متخلف برخورد کنند. از رکود بازار لوازم خانگی چیست؟
بازار لوازم خانگی بیش از هر چیز به بازگشت قدرت خرید نیاز دارد. فروش اقساطی با نرخ شفاف، تسهیلات هدفمند برای زوجهای جوان، اجرای طرح تعویض لوازم فرسوده با محصولات کممصرف و تقویت خدمات پس از فروش میتواند بخشی از تقاضای متوقفشده را فعال کند.
البته اعتبار خرید نباید به شکلی طراحی شود که قیمت نهایی کالا، مصرفکننده را زیر بار اقساط سنگین و فرساینده ببرد.
در سمت تولید نیز ثبات در تأمین مواد اولیه، انرژی، ارز و مقررات ضروری است. تولیدکنندهای که با تغییر پیدرپی هزینهها روبهرو باشد، نمیتواند قیمت قابل پیشبینی ارائه دهد.
مقابله با قاچاق نیز باید از مبادی ورود تا انبار، فروشگاه و پلتفرمهای آنلاین ادامه پیدا کند و صرفاً به برخوردهای مقطعی در سطح عرضه محدود نشود.
چشمانداز بازار روشن است: تا زمانی که سرعت رشد درآمد خانوار از قیمت لوازم خانگی عقبتر باشد، تعمیر جای خرید را خواهد گرفت. رکود فعلی فقط مشکل فروشندگان نیست؛ بلکه نشانهای از کاهش توان نوسازی خانههای ایرانی، افزایش فشار بر تولید داخلی و گسترش بازار غیررسمی است.
بازار زمانی دوباره حرکت میکند که مصرفکننده بتواند بدون ترس از قیمت فردا و بدون تحمل بدهی سنگین، کالای مورد نیاز خود را بخرد.