صندوقهای طلا ارزانتر از داراییشان؛ سیگنال خرید یا هشدار؟
بازارهای دارایی در ایران بار دیگر وارد مرحلهای از واگرایی معنادار شدهاند؛ واگراییای که این بار میان بازار ارز و بازار طلا خودنمایی میکند. در شرایطی که قیمت دلار آزاد در محدوده ۱۶۳ هزار تومان نوسان دارد، محاسبات قیمتی در بازار طلا، از طلای فیزیکی گرفته تا گواهی سپرده شمش و صندوقهای طلا، بر مبنای دلار ۱۵۷ تا ۱۵۸ هزار تومانی شکل گرفته است. این اختلاف، صرفاً یک ناهماهنگی عددی نیست، بلکه نشانهای جدی از تفاوت انتظارات و ارزیابی ریسک در دو بازار مهم اقتصاد ایران به شمار میرود؛ جایی که طلا برخلاف انتظار، از تبعیت کامل از دلار آزاد سر باز زده است.
در ادبیات اقتصادی ایران، طلا همواره بهعنوان آیینه تمامنمای نرخ ارز تلقی شده و انتظار میرود تغییرات دلار آزاد بهصورت مستقیم و حتی با ضریب بزرگتری در قیمت طلا منعکس شود. با این حال، آنچه اکنون در بازار مشاهده میشود، نوعی بیاعتمادی ساختاری بازار طلا به ماندگاری سطوح فعلی دلار است؛ بیاعتمادیای که خود را در قیمتگذاری محتاطانهتر داراییهای مبتنی بر طلا نشان داده است.
شکاف قیمتی میان دلار آزاد و بازار طلا
ناهمسویی فعلی میان بازار ارز و بازار طلا از این منظر اهمیت دارد که بازیگران حرفهای بازار طلا معمولاً نگاه میانمدتتری به متغیرهای کلان دارند. وقتی قیمت طلای فیزیکی، گواهی سپرده شمش و صندوقهای طلا بر مبنای دلاری پایینتر از نرخ آزاد معامله میشوند، این پیام به بازار مخابره میشود که فعالان این حوزه، نرخهای فعلی ارز را شکننده و ناپایدار ارزیابی میکنند. به بیان دیگر، بازار طلا در حال قیمتگذاری سناریوی تعدیل یا اصلاح در بازار ارز است؛ سناریویی که هنوز در معاملات نقدی دلار بازتاب نیافته است.
این وضعیت باعث شده جذابیت نسبی طلا برای سرمایهگذاران کوتاهمدت کاهش یابد و در عین حال، نگاههای تحلیلی به سمت بررسی عوامل بیرونی، بهویژه تحولات بازار جهانی طلا، سوق داده شود. چرا که در غیاب سیگنال شفاف از دلار، وزن اونس جهانی در معادلات داخلی پررنگتر شده است.
نقش سفتهبازی چین در جهش و ریزش اونس جهانی
در همین زمینه، حسین اسدینیا، کارشناس بازارهای مالی، با اشاره به تحولات کمسابقه بازار جهانی طلا تأکید میکند که سال ۲۰۲۵ و آغاز ۲۰۲۶ یکی از پرنوسانترین دورههای تاریخی این بازار بوده است. به گفته او، اونس جهانی طلا در ابتدای سال ۲۰۲۶ به سقف تاریخی حدود ۵۶۰۰ دلار رسید، اما پس از آن با ریزشی سنگین تا محدوده ۴۴۰۰ دلار عقبنشینی کرد؛ نوسانی که کمتر در چنین بازه زمانی کوتاهی مشاهده شده است.
بر اساس اظهارات وزیر خزانهداری آمریکا، بخش مهمی از این رشد عجیب و جهشهای سریع، ناشی از سفتهبازی سرمایهگذاران چینی بوده است. ورود سرمایههای بزرگ و کوتاهمدت، بدون اتکا به متغیرهای بنیادین، باعث شد قیمت طلا با شتابی غیرمتعارف افزایش یابد و به همان نسبت، زمینهساز اصلاحهای تند بعدی شود. این رفتار، ثبات تحلیلی بازار جهانی طلا را بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده است.
آشوب قیمتی و دشواری تشخیص روند کوتاهمدت
اسدینیا معتقد است ثبت همزمان سقف ۵۶۰۰ دلاری و کف ۴۴۰۰ دلاری در همان ماههای ابتدایی سال ۲۰۲۶، نشانهای روشن از ورود بازار طلا به فاز آشوب و سردرگمی است. اختلاف حدود ۱۲۰۰ دلاری میان سقف و کف قیمتی، معمولاً به این معناست که بازار در کوتاهمدت از الگوهای قابل اتکا فاصله میگیرد و پیشبینی روند سهماهه آن با خطای بالا همراه میشود.
چنین شرایطی، تحلیلگران و معاملهگران را وادار میکند با احتیاط بیشتری تصمیم بگیرند و وزن سناریوهای مختلف را در سبد تحلیلی خود افزایش دهند. نتیجه طبیعی این وضعیت، کاهش حجم معاملات هیجانی و افزایش رفتارهای محافظهکارانه است؛ رفتاری که اثر آن بهسرعت به بازارهای داخلی، از جمله بازار طلای ایران، منتقل میشود.
بازتاب سردرگمی جهانی در بازار طلای ایران
نوسانات شدید اونس جهانی، فعالان بازار داخلی طلا را نیز در موقعیتی دوگانه قرار داده است. از یک سو، قیمتهای فعلی میتواند در نگاه بلندمدت جذاب به نظر برسد و از سوی دیگر، احتمال اصلاحهای بیشتر، بسیاری از خریداران را به انتظار واداشته است. این تردید بهوضوح در معاملات گواهی سپرده شمش طلای ۲۴ عیار در بورس کالا قابل مشاهده است؛ بازاری که هنوز جهت مشخص و پرقدرتی از خود نشان نداده و میان عرضه و تقاضا در تعادل شکنندهای قرار دارد.
در چنین فضایی، قیمتها نه توان صعود معنادار دارند و نه تمایل به ریزش سنگین از خود نشان میدهند. این رفتار خنثی، بیش از هر چیز، محصول نبود اجماع درباره مسیر کوتاهمدت اونس جهانی و نرخ ارز داخلی است.
معامله شمش طلای بورسی زیر ارزش ذاتی
یکی از نشانههای عینی این بلاتکلیفی، اختلاف قیمت شمش طلای ۲۴ عیار در بورس کالای ایران با بازارهای منطقهای است. به گفته اسدینیا، هر گرم شمش طلای ۲۴ عیار در قالب گواهی سپرده بورس کالا در محدوده ۲۵ میلیون و ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومان معامله میشود؛ رقمی که زیر ۲۶ میلیون تومان قرار دارد. در مقابل، همان شمش در بازار فیزیکی دبی با قیمت حدود ۲۷ میلیون و ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان دادوستد میشود.
از آنجا که بازار طلای دبی همواره یکی از معیارهای مهم ارزشگذاری طلا برای فعالان ایرانی بوده، اختلاف حدود یک میلیون و پانصد هزار تومانی میان این دو بازار، پیام روشنی دارد. این شکاف قیمتی نشان میدهد شمش طلا در بورس کالا با حفره قیمتی و پایینتر از ارزش ذاتی خود معامله میشود؛ وضعیتی که در شرایط عادی، میتواند توجه سرمایهگذاران را به فرصتهای آربیتراژی جلب کند، اما در فضای پرریسک فعلی، با احتیاط بیشتری دنبال میشود.
سرایت تخفیف قیمتی به صندوقهای طلا
این کاهش قیمت تنها به گواهی سپرده شمش محدود نمانده و به صندوقهای طلا در بازار سرمایه نیز سرایت کرده است. بسیاری از صندوقهای طلا اکنون زیر ارزش خالص داراییهای خود معامله میشوند؛ چرا که مبنای ارزشگذاری آنها، همان گواهی سپرده شمش در بورس کالاست. به این ترتیب، تخفیف قیمتی در بازار شمش، بهصورت زنجیرهای به کل اکوسیستم ابزارهای مالی مبتنی بر طلا منتقل شده است.
برای سرمایهگذاران، این وضعیت دو تفسیر متفاوت دارد. گروهی آن را نشانهای از ریسک بالای بازار و احتمال تداوم اصلاح میدانند و گروهی دیگر، این فاصله قیمتی را فرصتی برای سرمایهگذاری میانمدت ارزیابی میکنند؛ فرصتی که تحقق آن، به آرام شدن فضای سیاسی و تثبیت متغیرهای کلان گره خورده است.
سایه ریسکهای ژئوپلیتیک بر طلا
در کنار عوامل اقتصادی، ریسکهای ژئوپلیتیک نقش پررنگی در رفتار بازار طلا ایفا میکنند. اسدینیا تأکید میکند که در مقطع کنونی، مهمترین چالش امنیتی جهان، تهدیدات دونالد ترامپ علیه ایران است. این تهدیدات، هم اونس جهانی طلا را در سطوح بالایی حوالی ۵۱۷۰ دلار نگه داشته و هم بازار طلای ایران را در وضعیت بلاتکلیف قرار داده است.
با این حال، او یادآور میشود که ترامپ اساساً رئیسجمهوری جنگطلب تلقی نمیشود و معمولاً از تهدید بهعنوان ابزار فشار در مذاکرات استفاده میکند. بر همین اساس، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این سطح از تنش ممکن است در نهایت عملی نشود یا در بدترین حالت، به درگیری بسیار محدود ختم شود؛ سناریویی که میتواند به کاهش قیمت طلا در بازار جهانی و به تبع آن، در بازار داخلی ایران منجر شود.
چشمانداز تکنیکال و احتمال اونس ۶۵۰۰ دلاری
از منظر تحلیل تکنیکال، نمودار اونس جهانی طلا همچنان ظرفیت یک اصلاح دیگر را در خود دارد؛ اصلاحی که میتواند قیمت را به محدوده ۵۰۰۰ دلار یا حتی ۴۸۰۰ دلار هدایت کند. اسدینیا معتقد است پس از چند بار معامله شدن در این سطوح پایینتر و تخلیه فشار فروش، احتمال حرکت طلا به سمت سطوح ۶۰۰۰ تا ۶۵۰۰ دلار در پایان سال ۲۰۲۶ وجود دارد.
نکته مهم آن است که در بازار جهانی طلا، خریداران بزرگ هنوز بهطور کامل از بازار خارج نشدهاند. وجود سفارشهای سنگین در محدوده ۴۸۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار نشان میدهد تقاضای بلندمدت همچنان فعال است و بازار از منظر بنیادی، به اشباع نرسیده است. این عامل، پشتوانهای مهم برای سناریوی صعودی در افق یکساله به شمار میرود.
جمعبندی
مجموع شواهد نشان میدهد بازار طلا در ایران، چه در بخش فیزیکی، چه در بورس کالا و چه در صندوقهای طلا، در کوتاهمدت با سردرگمی و نبود جهت مشخص مواجه است. ناهمسویی قیمت طلا با دلار آزاد، نوسانات شدید اونس جهانی و سایه ریسکهای ژئوپلیتیک، تصمیمگیری را برای فعالان بازار دشوار کرده است. با این حال، در افق ۱۲ ماهه، نوعی اجماع تحلیلی وجود دارد که سطوح قیمتی طلا در آینده بالاتر از مقادیر فعلی خواهد بود. به این ترتیب، اگرچه مسیر کوتاهمدت همچنان محل اختلاف است، اما چشمانداز کلی نشان میدهد سال ۲۰۲۶ نیز میتواند، مانند ۲۰۲۵، سالی صعودی برای طلا باشد.


