آیا نقره میتواند جای طلا را بگیرد؟
در حالی که فضای سیاسی جهان همچنان ملتهب است و ریسکهای ژئوپلیتیک، بازارهای مالی بینالمللی را در وضعیت عدم قطعیت مزمن نگه داشته، رفتار فلزات گرانبها بار دیگر به کانون توجه سرمایهگذاران بازگشته است. طلا بهعنوان دارایی سنتی امن، همواره مقصد نخست سرمایههای محتاط در دوران بحران بوده، اما در سالهای اخیر، نقره نیز بهویژه در بازار داخلی ایران، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است. افزایش نوسانات اونس جهانی طلا، رشد تقاضای سرمایهگذاری خرد و در عین حال کاهش قدرت خرید مردم، زمینهای فراهم کرده تا نقره بهعنوان جایگزینی ارزانتر برای طلا مطرح شود؛ جایگزینی که اگرچه در ظاهر جذاب است، اما در عمق ساختار خود، تفاوتهای بنیادینی با طلا دارد.
همسویی نقره با طلا؛ شباهت ظاهری، تفاوت ماهوی
بررسی روندهای قیمتی نشان میدهد که نقره در مقاطع متعددی همسو با طلای جهانی حرکت کرده است. این همسویی، بهویژه در دورههایی که هیجانات سیاسی یا اقتصادی بازار طلا را ملتهب میکند، پررنگتر میشود. میلاد زمانی، کارشناس بازارهای مالی، در تحلیل این رفتار قیمتی معتقد است نقره در شرایط کنونی، بهدلیل تأثیرپذیری مستقیم از نوسانات اونس جهانی طلا، مسیر مشابهی را طی میکند. با این حال، این شباهت بیش از آنکه ریشه در کارکرد یکسان داشته باشد، حاصل همبستگی کوتاهمدت بازارهاست و نه همارزی ماهوی این دو فلز گرانبها.
شتاب نوسانات؛ چرا نقره تندتر از طلا حرکت میکند
یکی از ویژگیهای بارز بازار نقره، دامنه نوسانات بالاتر آن نسبت به طلاست. به گفته این کارشناس، زمانی که طلا افزایش قیمت را تجربه میکند، نقره نیز صعودی میشود و در زمان اصلاح یا ریزش طلا، نقره نیز کاهش مییابد، اما شدت این حرکات در نقره بهمراتب بیشتر است. علت این موضوع، برخلاف تصور برخی فعالان بازار، پیچیدگی خاصی ندارد. قیمت پایینتر نقره باعث میشود حرکات قیمتی آن ذاتاً شتابدارتر باشد؛ ویژگیای که در بسیاری از داراییها با قیمت اسمی پایینتر نیز مشاهده میشود و محدود به فلزات گرانبها نیست.
نقره و نقش دارایی امن؛ خطایی رایج در تحلیل
با وجود رشد تقاضا و تبلیغاتی که گاه نقره را همتراز طلا معرفی میکند، واقعیت بازارهای جهانی تصویر متفاوتی را نشان میدهد. نقره از نظر ساختاری و کارکردی، توان ایفای نقش پناهگاه امن سرمایه را ندارد. میلاد زمانی با تأکید بر این نکته میگوید که در شرایط باثبات یا نیمهباثبات اقتصادی، شاید بتوان نقره و طلا را تا حدی با هم مقایسه کرد، اما در سناریوهای پرتنش مانند جنگهای گسترده یا بحرانهای عمیق مالی، مسیر این دو فلز از هم جدا میشود. در چنین شرایطی، طلا معمولاً روند صعودی خود را حفظ میکند، در حالی که نقره حتی میتواند وارد فاز نزولی شود.
چشمانداز تکنیکال نقره؛ اهداف جذاب اما پرریسک
از منظر تحلیل تکنیکال، اونس جهانی نقره اهداف قیمتی قابلتوجهی پیش روی خود دارد. بر اساس ارزیابیهای نموداری، سطح ۹۲ دلار میتواند بهعنوان سقف قیمتی بالقوه نقره در نظر گرفته شود و در سوی مقابل، کف ۷۱ دلار نیز برای آن قابل پیشبینی است. با این حال، تحقق این سناریوی صعودی مشروط به عبور قدرتمند قیمت از مقاومت ۸۴ دلار و تثبیت بالای این محدوده است. این اعداد اگرچه برای معاملهگران جذاب به نظر میرسند، اما همزمان ریسک بالای نوسان را نیز به سرمایهگذار تحمیل میکنند.
کاهش قدرت خرید؛ موتور اصلی رشد تقاضای داخلی نقره
در بازار داخلی ایران، افزایش توجه به نقره بیش از آنکه ناشی از تحلیلهای کلان جهانی باشد، ریشه در واقعیتهای اقتصادی جامعه دارد. کاهش مستمر قدرت خرید، بسیاری از مردم را از ورود به بازار طلا بازداشته و نقره را به گزینهای در دسترستر تبدیل کرده است. امکان خرید شمش نقره با مبالغی بهمراتب کمتر از شمش طلا، باعث شده بخشی از سرمایههای خرد به این بازار سرازیر شود؛ جریانی که اگرچه در کوتاهمدت به رشد تقاضا منجر شده، اما در بلندمدت میتواند زمینهساز شکلگیری حبابهای قیمتی باشد.
بازار کوچک و اشباعپذیر؛ پاشنه آشیل نقره
یکی از تفاوتهای اساسی نقره با طلا، اندازه و عمق بازار آن است. بازار نقره بهسرعت اشباع میشود و بهدلیل محدودیت عرضه، مستعد حبابگیری است. برخلاف طلا که بازار گسترده و متنوعی دارد، بخش قابلتوجهی از نقره موجود در بازار داخلی ایران، شمشهای وارداتی بهویژه از ترکیه است. همین محدودیت عرضه باعث میشود با افزایش ناگهانی تقاضا، قیمتها سریعتر از واقعیتهای بنیادی فاصله بگیرند و حباب قیمتی شکل بگیرد.
حباب قیمتی؛ جایی که نقره دیگر منطقی نیست
به باور این تحلیلگر بازارهای مالی، در شرایطی که نقره دچار حباب قیمتی میشود، خرید آن توجیه اقتصادی خود را از دست میدهد. بسیاری از افراد بهدلیل ناتوانی در خرید طلا یا بیاعتمادی به بازار سکه، به سمت نقره سوق پیدا میکنند و همین رفتار جمعی، تقاضا را تشدید کرده و حباب را بزرگتر میکند. نتیجه این روند، بازاری است که در آن قیمتها بیش از ارزش ذاتی رشد میکنند و ریسک اصلاحهای سنگین افزایش مییابد.
سرمایهگذاری فیزیکی یا ابزار مالی؛ کدام مسیر منطقیتر است
سرمایهگذاری مستقیم روی نقره فیزیکی، بهویژه در شرایطی که حباب قیمتی وجود دارد، از دید بسیاری از کارشناسان توصیه نمیشود. میلاد زمانی تأکید میکند که ورود به نقره فیزیکی تنها زمانی میتواند منطقی باشد که حباب آن در سطوح بسیار پایین قرار داشته باشد. در غیر این صورت، استفاده از ابزارهای مالی مانند صندوقهای مبتنی بر نقره در بازار سرمایه، گزینهای معقولتر است؛ هرچند این مسیر نیز ریسکهای خاص خود، از جمله احتمال تعطیلی بازار در شرایط بحرانی را دارد.
اسپرد بالا و چالش نقدشوندگی
یکی از مشکلات جدی بازار نقره، اختلاف بالای قیمت خرید و فروش است. این اسپرد قابلتوجه باعث میشود سرمایهگذار حتی در صورت رشد قیمت بازار، هنگام فروش با زیان یا حداقل عدم تحقق سود مورد انتظار مواجه شود. به گفته این کارشناس، ممکن است نقره در یک قیمت مشخص خریداری شود، اما هنگام فروش، بازار حتی همان قیمت اولیه را نیز نپذیرد. این مسئله، بهویژه برای سرمایهگذاران خرد، ریسک نقدشوندگی را بهشدت افزایش میدهد.
پلتفرمهای فروش نقره؛ هزینه پنهان سرمایهگذاری
در سالهای اخیر، پلتفرمهای متعددی اقدام به فروش نقره فیزیکی یا ساچمه نقره کردهاند. حتی با فرض اصالت و عیار استاندارد این محصولات، کارمزدهای بالا و هزینههای جانبی باعث میشود خرید از این مسیرها بهصرفه نباشد. این هزینههای پنهان، در نهایت بازده واقعی سرمایهگذار را کاهش میدهد و جذابیت ظاهری نقره را زیر سؤال میبرد.
نقره در مقیاس جهانی؛ فلزی صنعتی با کارکرد محدود سرمایهای
در سطح جهانی نیز نقره برخلاف طلا، بهعنوان دارایی امن شناخته نمیشود. بخش قابلتوجهی از تقاضای نقره، ماهیت صنعتی دارد و همین موضوع باعث میشود این فلز به چرخههای اقتصادی حساستر باشد. رشدهای اخیر نقره بیشتر ناشی از همبستگی آن با طلا بوده و نه جایگاه مستقل آن بهعنوان پناهگاه امن سرمایه. در صورت بروز بحرانهای بزرگ جهانی، این وابستگی میتواند به نقطه ضعف نقره تبدیل شود.
مقایسه عملیاتی طلا و نقره؛ مزیت با کدام است
از منظر عملیاتی، طلا همچنان دست بالا را دارد. جابهجایی، نگهداری و ذخیرهسازی حجم بالای نقره دشوار و پرهزینه است. سرمایهای که با یک شمش طلا بهراحتی قابل انتقال است، در بازار نقره به حجم بسیار بیشتری از فلز تبدیل میشود. به همین دلیل، چه برای سرمایهگذاران بزرگ و چه برای نهادهای مالی، طلا گزینهای امنتر، نقدشوندهتر و عملیاتیتر محسوب میشود.
جمعبندی؛ نقره جذاب اما پرریسک
در مجموع، نقره اگرچه در شرایط کاهش قدرت خرید و نوسانات بازار طلا، به گزینهای جذاب برای بخشی از سرمایهگذاران تبدیل شده، اما نباید آن را با طلا همتراز دانست. نوسانات شدیدتر، بازار کوچکتر، ریسک حباب قیمتی و نبود جایگاه دارایی امن، عواملی هستند که نقره را به فلزی پرریسک تبدیل میکنند. برای سرمایهگذارانی که بهدنبال حفظ ارزش دارایی در شرایط بحرانی هستند، طلا همچنان انتخاب منطقیتر و قابلاتکاتری است و نقره بیش از آنکه پناهگاه امن باشد، ابزاری برای نوسانگیری با ریسک بالاتر محسوب میشود.


