پیش بینی نگرانکننده بورس؛ فشار فروش ادامهدار میشود؟
بازار سهام ایران در معاملات روز یکشنبه، تصویری آشنا اما نگرانکننده را به نمایش گذاشت؛ بازاری که اگرچه نشانههایی ضعیف از بهبود در آمار معاملات را ثبت کرد، اما در کلیت خود همچنان درگیر رکود، تردید و بیاعتمادی فعالان بود. افزایش نسبی حجم و ارزش دادوستدها نتوانست برتری مطلق عرضه بر تقاضا را خنثی کند و رفتار قیمتها نشان داد جریان غالب بازار همچنان در اختیار فروشندگان است. سرخپوشی بیش از سهچهارم نمادها، بار دیگر این پیام را مخابره کرد که سرمایهگذاران در شرایط فعلی، خروج را بر ماندن ترجیح میدهند.
فضای معاملات یکشنبه بیش از هر چیز تحت تاثیر احتیاط سنگین معاملهگران شکل گرفت؛ احتیاطی که نه از دل عوامل درونبازاری، بلکه از متغیرهای بیرونی و فضای مبهم اقتصاد کلان تغذیه میشود. بازار سهام که طی ماههای اخیر بارها تلاش کرده است کفهای حمایتی خود را حفظ کند، این بار نیز نتوانست محرک قوی برای تغییر مسیر پیدا کند و همین ناتوانی، به تشدید فشار فروش در بسیاری از نمادها انجامید.
غلبه عرضه؛ نشانهای از بیاعتمادی عمیق
بررسی وضعیت صفهای خرید و فروش در پایان معاملات، تصویر روشنتری از وضعیت روانی بازار ارائه میدهد. ارزش صفهای فروش در پنج ردیف اول بازار به حدود یک و نیم همت رسید، در حالی که صفهای خرید اندکی بیش از ۹۰۰ میلیارد تومان را ثبت کردند. این فاصله معنادار، بیانگر نبود توازن میان عرضه و تقاضاست و نشان میدهد میل به نقد شدن داراییها، همچنان دست بالا را دارد.
چنین شرایطی معمولا زمانی رخ میدهد که معاملهگران افق روشنی پیشروی خود نمیبینند و ترجیح میدهند پیش از مواجهه با ریسکهای احتمالی، از بازار خارج شوند. این رفتار، بهویژه در نمادهای بزرگ و شاخصساز پررنگتر بود؛ جایی که فروشندگان با عرضههای پیدرپی، مانع شکلگیری هرگونه موج تقاضای پایدار شدند. نتیجه این وضعیت، بازاری فرسایشی است که در آن حتی خبرهای خنثی نیز بهانهای برای عرضه بیشتر میشود.
افت شاخصها و پیام آن برای فعالان بازار
در پایان معاملات یکشنبه، شاخص کل بورس تهران با افت ۸۵ هزار و ۱۳۸ واحدی، در سطح سه میلیون و ۶۱۸ هزار و ۴۸۲ واحد متوقف شد. این کاهش قابل توجه، بار دیگر نگرانیها درباره از دست رفتن سطوح حمایتی مهم را افزایش داد. همزمان، شاخص هموزن نیز با افت ۱۷ هزار و ۶۷ واحدی به عدد ۹۴۱ هزار و ۶۹۱ واحد رسید؛ افتی که نشان میدهد فشار فروش تنها محدود به نمادهای بزرگ نبوده و بخش عمدهای از بازار را دربر گرفته است.
افت همزمان شاخص کل و هموزن، معمولا نشانهای از فراگیر بودن رکود در بازار است. در چنین شرایطی، حتی سهام کوچکتر که گاهی در دورههای رکودی مورد توجه نوسانگیران قرار میگیرند نیز از موج فروش در امان نمیمانند. این موضوع، عمق بیاعتمادی را بیشتر نمایان میکند و نشان میدهد سرمایهگذاران فعلا تمایلی به ریسکپذیری، حتی در کوتاهمدت، ندارند.
حجم و ارزش معاملات؛ بهبود کمجان بدون اثرگذاری
یکی از نکات مورد توجه در معاملات یکشنبه، افزایش نسبی حجم و ارزش معاملات خرد بود. حجم معاملات به ۲۸.۴ میلیارد برگه سهم و ارزش دادوستدها به حدود ۱۰ هزار و ۱۵۱ میلیارد تومان رسید. اگرچه این ارقام در مقایسه با روزهای بسیار کمرمق گذشته اندکی بهتر به نظر میرسد، اما همچنان فاصله زیادی با سطوحی دارد که بتوان آن را نشانه بازگشت رونق تلقی کرد.
بازار سهام برای خروج از رکود، نیازمند ورود نقدینگی تازه و افزایش معنادار ارزش معاملات است؛ موضوعی که فعلا نشانهای جدی از آن دیده نمیشود. افزایش محدود معاملات، بیشتر به جابهجایی سهام میان معاملهگران فعلی شباهت دارد تا ورود سرمایه جدید. به همین دلیل، این بهبود جزئی نتوانست جهت کلی بازار را تغییر دهد و صرفا به کاهش سرعت افت در برخی نمادها انجامید.
خروج پول حقیقی؛ مهمترین سیگنال منفی بازار
شاید مهمترین و نگرانکنندهترین داده معاملات یکشنبه، خروج دو هزار و ۷۸۲ میلیارد تومان پول حقیقی از بازار سهام بود. این رقم بالا، مهر تاییدی بر تداوم روند فرار سرمایه از بورس است؛ روندی که طی هفتههای اخیر بارها تکرار شده و به یکی از عوامل اصلی ضعف بازار تبدیل شده است.
خروج پول حقیقی، معمولا نشاندهنده کاهش اعتماد سرمایهگذاران خرد به چشمانداز بازار است. وقتی این خروج بهصورت پیوسته و با ارقام بالا رخ میدهد، به معنای آن است که بخش قابل توجهی از فعالان، ریسک ماندن در بازار سهام را بیش از بازدهی احتمالی آن ارزیابی میکنند. این شرایط، کار را برای بازگشت بازار دشوارتر میکند؛ چرا که بدون حضور پول حقیقی، حتی حمایت حقوقیها نیز اثرگذاری محدودی خواهد داشت.
کوچ نقدینگی به داراییهای امن
همزمان با خروج پول از بازار سهام، نشانههای روشنی از ورود نسبی نقدینگی به صندوقهای طلا و داراییهای کمریسک مشاهده شد. این جابهجایی، بازتاب مستقیم فضای نااطمینانی حاکم بر اقتصاد و سیاست است. سرمایهگذاران در شرایطی که افق بازار سهام مبهم است، ترجیح میدهند به سمت ابزارهایی حرکت کنند که نوسان کمتری دارد یا دستکم در برابر شوکهای بیرونی، نقش پوشش ریسک را ایفا میکند.
افزایش جذابیت طلا و داراییهای مشابه، معمولا در دورههایی رخ میدهد که ریسکهای ژئوپولیتیک و سیاسی پررنگتر میشود. این رفتار، پیام روشنی برای بازار سهام دارد: تا زمانی که متغیرهای بیرونی آرام نشوند، انتظار بازگشت پرقدرت تقاضا چندان واقعبینانه نیست.
متغیرهای بیرونی و سایه سنگین سیاست و دیپلماسی
نگاهی به شرایط بیرونی نشان میدهد چرا بازار سهام در وضعیت شکننده فعلی گرفتار شده است. ضعف فضای دیپلماسی و نبود سیگنالهای مثبت، طی روزهای پایانی هفته گذشته باعث شد طلا و دلار در مسیر صعودی قرار بگیرند. همزمان، قیمت نفت نیز روند افزایشی به خود گرفت؛ مجموعهای از نشانهها که معمولا بهعنوان علامت افزایش ریسکهای ژئوپولیتیک تفسیر میشود.
این تحولات، بهطور مستقیم بر انتظارات فعالان بازار اثر گذاشته است. افزایش نرخ ارز و طلا، اگرچه در برخی مقاطع میتواند به نفع شرکتهای صادراتمحور باشد، اما در فضای پرریسک فعلی بیشتر بهعنوان نشانهای از بیثباتی تلقی میشود. همین برداشت، موجب شده معاملهگران به جای تمرکز بر تحلیل بنیادی، بیشتر به حفظ سرمایه خود بیندیشند.
پیشبینی بورس دوشنبه؛ بازار کمجان با تمایل نزولی
با کنار هم قرار دادن دادههای معاملاتی و متغیرهای بیرونی، سناریوی غالب برای معاملات دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴، بازاری کمرمق و متمایل به نزول است. انتظار میرود فشار عرضه در بسیاری از نمادها ادامه داشته باشد و شکلگیری یک موج تقاضای پایدار، دستکم در ابتدای معاملات، بعید به نظر برسد.
با این حال، مسیر نهایی بازار همچنان به جریان اخبار وابسته است. هرگونه سیگنال مثبت از مذاکرات یا تحولات سیاسی میتواند شدت عرضه را کاهش دهد و حتی در برخی نمادها تعادل نسبی ایجاد کند. اما در غیاب چنین اخباری، کفه ریسکها همچنان سنگینتر از عوامل حمایتی خواهد بود و بازار در فضای تردید به حرکت خود ادامه میدهد.
جمعبندی؛ بورس در انتظار یک محرک واقعی
آنچه از معاملات یکشنبه بورس تهران برمیآید، بازاری است که بیش از هر زمان دیگری با تردید معامله میشود. بهبود جزئی در حجم و ارزش معاملات، نتوانست برتری عرضه، افت شاخصها و خروج سنگین پول حقیقی را جبران کند. کوچ نقدینگی به سمت داراییهای امن و صندوقهای طلا نیز نشان میدهد سرمایهگذاران فعلا ترجیح میدهند در حاشیه بایستند.
در چنین شرایطی، بازگشت روند صعودی بدون یک محرک قوی بیرونی یا تغییر معنادار در فضای سیاسی و اقتصادی، دور از انتظار است. بورس تهران برای خروج از این وضعیت، نیازمند بازسازی اعتماد و کاهش ریسکهای سیستماتیک است؛ امری که فعلا نشانه روشنی از تحقق آن دیده نمیشود و همین موضوع، چشمانداز کوتاهمدت بازار را همچنان نوسانی و شکننده نگه میدارد.


