پیش بینی بورس پس از ریزش ۱۰ درصدی؛ دلار ارزان شود، سهامداران سود میکنند؟ | سناریوی بازگشت بازار سهام
بازار سهام در هفتههای اخیر با تغییر محسوسی در رفتار معاملهگران مواجه شده است. پس از رشد قابلتوجه شاخص کل و افزایش ارزش ریالی بسیاری از شرکتها، فشار فروش در نمادهای بزرگ و کوچک افزایش یافت و بخشی از سرمایهگذاران ترجیح دادند سود شناساییشده خود را از بازار خارج کنند.
بررسی دادههای معاملاتی نشان میدهد شاخص کل بورس تهران از محدوده ۸ میلیون و ۴۸۹ هزار واحد در ۲۱ مهر به حدود ۷ میلیون و ۶۴۹ هزار واحد در پایان معاملات ۱۱ آبان رسیده است؛ کاهشی نزدیک به ۹.۹ درصد که از ورود بازار به مرحله اصلاح حکایت دارد.
مبین ناظمی، تحلیلگر بازار سرمایه، در تشریح دلایل این اتفاق به دو عامل مهم اشاره میکند: افزایش شدید قیمت سهام در دوره رشد قبلی و تغییر شرایط اقتصادی و سیاسی.
به گفته او، کاهش نگرانیها پس از تنشهای نظامی و انتشار گزارشهای مالی شرکتها در مقطعی باعث شد معاملهگران چشمانداز مثبتتری برای سودآوری بنگاهها متصور شوند.
افزایش نرخ ارز در مرکز مبادله و بازار آزاد نیز به رشد درآمد ریالی بسیاری از شرکتهای صادراتمحور کمک کرد.
ناظمی معتقد است مجموعه این عوامل در دوره مورد بررسی او، زمینه رشد حدود ۱۳۰ درصدی ریالی و ۴۵ درصدی دلاری بازار را فراهم کرده بود.
این درصدها برآورد مطرحشده از سوی تحلیلگر هستند و بدون مشخص شدن تاریخ دقیق ابتدا و انتهای دوره، نباید آنها را بازده قطعی یک بازه مشخص تلقی کرد.
رشد نسبت P/E؛ آیا بورس بیش از اندازه گران شده بود؟
یکی از نکات مهم تحلیل ناظمی، افزایش نسبت قیمت به سود شرکتها یا P/E است.
او میگوید در دوره رشد بازار، این نسبت از محدوده ۵ تا ۵.۲ به حوالی ۱۰ رسیده بود؛ تغییری که میتواند نشانه افزایش انتظارات سرمایهگذاران از سودآوری آینده شرکتها باشد.
نسبت P/E نشان میدهد سرمایهگذاران برای هر واحد سود شرکت چه مقدار پرداخت میکنند. افزایش این نسبت ممکن است به معنای خوشبینی به رشد آینده باشد، اما اگر سود واقعی شرکتها متناسب با قیمت سهام افزایش پیدا نکند، خطر اصلاح بیشتر میشود.
به همین دلیل، ناظمی معتقد است بازار پس از رشد شدید، دیگر از پشتوانه بنیادی کافی برای ادامه افزایش قیمت تمام سهمها برخوردار نبود.
البته P/E بالا بهتنهایی به معنای حباب قیمتی نیست. نرخ تورم، رشد سودآوری مورد انتظار، هزینه سرمایه و تفاوت صنایع نیز در ارزشگذاری نقش دارند.
در چنین شرایطی، فروش بخشی از داراییها برای شناسایی سود میتواند یکی از عوامل اصلاح باشد؛ بهویژه زمانی که نگرانیهای اقتصادی نیز همزمان افزایش پیدا کردهاند.
ارزش دلاری بورس به زیر ۱۰۰ میلیارد دلار رسید؛ زنگ خطر برای سهامداران؟
یکی از مهمترین نگرانیهای فعالان بازار سرمایه، کاهش ارزش دلاری بورس تهران است.
طبق دادههای پایگاه چشم بورس، ارزش دلاری مجموع بازار سهام بورس و فرابورس در ۹ آبان ۱۴۰۵ حدود ۹۰.۳ میلیارد دلار برآورد شده است؛ در حالی که این رقم در ۶ آبان حدود ۱۰۰.۱ میلیارد دلار بود.
این محاسبه با استفاده از ارزش ریالی شرکتها و نرخ دلار بازار آزاد انجام شده است. بنابراین نتایج آن ممکن است با برآوردهایی که نرخ ارز متفاوتی را مبنا قرار میدهند، اختلاف داشته باشد.
مبین ناظمی معتقد است در سالهای گذشته ارزش دلاری بازار بارها در محدوده ۱۱۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار با فشار فروش مواجه شده و در برخی دورهها تا حدود ۸۰ تا ۸۴ میلیارد دلار عقبنشینی کرده است.
با این حال، رسیدن ارزش دلاری بورس به یک محدوده تاریخی، بهتنهایی نشانه قطعی پایان اصلاح یا ارزندگی تمام سهام نیست.
زیرا ارزش دلاری بازار علاوه بر قیمت سهام، به نرخ ارز نیز وابسته است. افزایش دلار میتواند حتی بدون تغییر محسوس قیمت ریالی سهام، ارزش دلاری بازار را کاهش دهد.
از سوی دیگر، سودآوری شرکتها، میزان تولید و شرایط اقتصاد کلان نیز باید در تحلیل ارزش واقعی بازار در نظر گرفته شود.
نرخ بهره ۴۴ درصدی و فشار بر بورس؛ پول سهامداران کجا میرود؟
یکی دیگر از عوامل مهم اصلاح بازار سهام، افزایش جذابیت ابزارهای مالی با درآمد ثابت است.
ناظمی در مصاحبه خود به بازدههای ۴۳ تا ۴۴ درصدی برخی ابزارهای مالی اشاره کرده و معتقد است چنین نرخهایی میتوانند انگیزه سرمایهگذاران برای پذیرش ریسک سهام را کاهش دهند.
البته باید میان نرخ بهره بینبانکی و بازده اوراق مالی تفاوت قائل شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، نرخ بهره بینبانکی در هفته منتهی به ۷ آبان ۱۴۰۵ در سطح ۲۴ درصد باقی مانده است. در مقابل، نرخ بازده تا سررسید دو نماد اوراق دولتی در حراج چهارم آبان، حدود ۴۱ و ۴۱.۷ درصد گزارش شده بود.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ارقام بالای ۴۰ درصد را نباید نرخ رسمی بهره بینبانکی معرفی کرد.
زمانی که ابزارهای کمریسکتر بازده بالایی ارائه میکنند، سرمایهگذاران برای ورود به سهام انتظار بازده بیشتری خواهند داشت.
در نتیجه، اگر چشمانداز سودآوری شرکتها نتواند این انتظار را پاسخ دهد، تقاضا برای سهام ممکن است کاهش پیدا کند.
خروج پول حقیقی از بورس؛ چرا نقدشوندگی اولویت سرمایهگذاران شده است؟
یکی از نگرانیهای مهم بازار، ادامه خروج سرمایه حقیقی است.
بررسی معاملات دوشنبه ۱۱ آبان نشان میدهد با وجود رشد شاخص هموزن، حدود ۱.۵ تا ۱.۶ همت پول حقیقی از بازار سهام و ابزارهای سهامی خارج شد.
شاخص کل در همین روز با افت ۵ هزار و ۲۲۸ واحدی به محدوده ۷ میلیون و ۶۴۹ هزار واحد رسید، اما شاخص هموزن حدود ۹ هزار و ۶۳۴ واحد افزایش یافت.
این اختلاف عملکرد نشان میدهد فشار فروش در سهام بزرگ همچنان وجود داشته، اما بخشی از نمادهای کوچک و متوسط با تقاضای بهتری مواجه شدهاند.
ناظمی معتقد است افزایش ابهامهای سیاسی و نظامی باعث شده سرمایهگذاران بیش از گذشته به نقدشوندگی داراییهای خود اهمیت بدهند.
از نگاه او، اگر فعالان بازار احتمال دهند که شرایط بحرانی ممکن است به محدودیت معاملات منجر شود، تمایل بیشتری برای نگهداری وجه نقد پیدا خواهند کرد.
البته خروج پول حقیقی از سهام لزوماً به معنای خروج آن از کل نظام مالی نیست. این منابع ممکن است به سپرده بانکی، صندوق درآمد ثابت یا سایر داراییها منتقل شوند.
آیا توافق احتمالی ایران و آمریکا بورس را صعودی میکند؟
یکی از محورهای اصلی تحلیل ناظمی، تأثیر کاهش تنشهای سیاسی بر آینده بورس تهران است.
او معتقد است برطرف شدن بخشی از ابهامهای موجود میتواند انتظارات سرمایهگذاران را بهبود ببخشد و زمینه بازگشت تقاضا به بازار سهام را فراهم کند.
با این حال، تأثیر هر توافق احتمالی به جزئیات آن وابسته خواهد بود.
اگر توافق به کاهش محدودیتهای تجاری، بهبود روابط بانکی، کاهش هزینه حملونقل و تسهیل صادرات منجر شود، برخی شرکتها میتوانند از شرایط جدید بهرهمند شوند.
اما توافقی که صرفاً موجب کاهش موقت تنشها شود و تغییر محسوسی در فعالیت اقتصادی شرکتها ایجاد نکند، ممکن است آثار متفاوتی بر بازار سرمایه داشته باشد.
از سوی دیگر، تجربه رشد و اصلاح شدید بورس در سال ۱۳۹۹ نشان میدهد افزایش انتظارات مثبت، بدون پشتوانه پایدار سودآوری، نمیتواند تداوم روند صعودی را تضمین کند.
بنابراین مقایسه شرایط فعلی با سال ۱۳۹۹، تنها برای بررسی رفتار احتمالی سرمایهگذاران مفید است و نباید مبنای پیشبینی قطعی تکرار جهش آن دوره قرار گیرد.
کاهش قیمت دلار به نفع بورس است یا به ضرر شرکتهای صادراتی؟
یکی از مهمترین پرسشهای مطرحشده در مصاحبه ناظمی این است که آیا کاهش نرخ دلار در صورت گشایش اقتصادی، میتواند به شرکتهای بورسی آسیب بزند؟
بهطور معمول، افزایش نرخ ارز به رشد درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور کمک میکند؛ زیرا درآمد ارزی این شرکتها هنگام تبدیل به ریال افزایش مییابد.
در مقابل، کاهش دلار ممکن است بخشی از درآمد ریالی صادرکنندگان را کاهش دهد.
اما ناظمی معتقد است موضوع را باید از زاویه دیگری نیز بررسی کرد: افزایش حجم فروش.
برای مثال، شرکتی را در نظر بگیریم که در شرایط محدودیت تجاری، محصولات خود را با نرخ ارزی بالا اما در حجم کم صادر میکند.
اگر گشایش اقتصادی به افزایش مقدار صادرات، کاهش هزینه نقلوانتقال پول و دسترسی بهتر به بازارهای بینالمللی منجر شود، این شرکت ممکن است حتی با دلار ارزانتر سود بیشتری کسب کند.
البته تحقق این وضعیت قطعی نیست و به میزان کاهش نرخ ارز، رشد صادرات و تغییر هزینههای عملیاتی وابسته است.
تفاوت اصلی، رشد درآمد از محل افزایش قیمت با رشد درآمد ناشی از افزایش مقدار فروش است. در حالت دوم، افزایش فعالیت اقتصادی واقعی میتواند پشتوانه پایدارتری برای سودآوری شرکت ایجاد کند.
کدام صنایع بورسی از گشایش اقتصادی بیشتر تأثیر میگیرند؟
ناظمی در بررسی چشمانداز صنایع، از شرکتهای بزرگ فولادی، معدنی، پتروشیمی و پالایشی بهعنوان گروههایی نام میبرد که ممکن است از کاهش محدودیتهای اقتصادی بهرهمند شوند.
با این حال، اثر کاهش نرخ ارز و گشایش اقتصادی بر همه صنایع یکسان نخواهد بود.
|
گروه بورسی |
فرصت احتمالی |
ریسک احتمالی |
|---|---|---|
|
فولاد و فلزات اساسی |
افزایش صادرات و تسهیل فروش |
کاهش ارزش ریالی درآمد ارزی |
|
پتروشیمی |
دسترسی بهتر به بازارهای صادراتی |
نوسان قیمت جهانی محصولات |
|
پالایشی |
بهبود تجارت و نقلوانتقال مالی |
تغییر نرخ خوراک و فرآوردهها |
|
بانکها |
تسهیل روابط مالی و تجاری |
هزینههای تطبیق و تغییر مقررات |
|
خودروسازی |
دسترسی بهتر به قطعات و فناوری |
افزایش رقابت |
|
صنایع مصرفی |
کاهش احتمالی هزینه واردات |
محدودیت قدرت خرید داخلی |
این مقایسه نشان میدهد یک تحول اقتصادی میتواند برای گروهی از شرکتها فرصت و برای گروه دیگر چالش ایجاد کند.
به همین دلیل، انتخاب صنایع صرفاً براساس انتظار توافق یا کاهش قیمت دلار، بدون بررسی صورتهای مالی و ساختار درآمدی شرکتها، میتواند با ریسک همراه باشد.
پیشبینی بورس در ادامه آبان ۱۴۰۵؛ اصلاح ادامه پیدا میکند یا صعود آغاز میشود؟
با توجه به شرایط فعلی، سه سناریو برای معاملات آینده بورس تهران قابل بررسی است.
سناریوی نخست؛ بازگشت تقاضا و آغاز بهبود: اگر ابهامهای سیاسی کاهش یابد و ورود پول حقیقی به بازار افزایش پیدا کند، امکان تقویت تقاضا در نمادهای بزرگ و کوچک وجود خواهد داشت.
سناریوی دوم؛ ادامه معاملات نوسانی: در صورت تداوم وضعیت فعلی، ممکن است شاخص کل در محدودههای نزدیک به سطوح اخیر نوسان کند و رشد برخی صنایع با فشار فروش در گروههای دیگر همراه شود.
سناریوی سوم؛ تشدید اصلاح: اگر نگرانیهای اقتصادی افزایش یابد و خروج سرمایه ادامه پیدا کند، احتمال کاهش بیشتر قیمت سهام وجود دارد.
با این حال، برای تشخیص تغییر پایدار روند، تنها مثبت شدن شاخص در یک جلسه معاملاتی کافی نیست.
رشد ارزش معاملات خرد، افزایش قدرت خریداران، ورود مستمر نقدینگی و بهبود گزارشهای سودآوری شرکتها از نشانههایی هستند که باید همزمان بررسی شوند.
جمعبندی؛ آیا بورس آماده یک رشد بزرگ است؟
بازار سرمایه ایران پس از رشد قابلتوجه ماههای گذشته، اکنون با مجموعهای از چالشهای اقتصادی و انتظاری مواجه است.
اصلاح نزدیک به ۱۰ درصدی شاخص کل، کاهش ارزش دلاری بورس به زیر ۱۰۰ میلیارد دلار در برخی محاسبات و ادامه خروج پول حقیقی نشان میدهد بخشی از سرمایهگذاران همچنان نسبت به آینده محتاط هستند.
در مقابل، مبین ناظمی معتقد است افزایش نرخ ارز میتواند به سودآوری شرکتها کمک کند و گشایش اقتصادی احتمالی نیز امکان افزایش حجم صادرات و فعالیت واقعی بنگاهها را فراهم خواهد کرد.
مهمترین نکته تحلیل او این است که کاهش قیمت دلار الزاماً به معنای کاهش سودآوری بورس نیست؛ اگر همزمان هزینههای تجارت کاهش یابد و مقدار فروش شرکتها افزایش پیدا کند، بخشی از آثار منفی افت نرخ ارز میتواند جبران شود.
با این حال، تحقق چنین سناریویی به تحولات واقعی اقتصاد، جزئیات هر تفاهم احتمالی و عملکرد شرکتهای بورسی وابسته است.
در نهایت، آینده بورس تنها با قیمت دلار تعیین نمیشود. سودسازی شرکتها، نرخ بهره، جریان نقدینگی و میزان اطمینان سرمایهگذاران، مجموعه عواملی هستند که مشخص خواهند کرد اصلاح فعلی به پایان میرسد یا بازار سرمایه همچنان به زمان بیشتری برای بازگشت نیاز خواهد داشت.