پیش بینی بورس فردا ۱۲ آبان ۱۴۰۵؛ شاخص کل تا ۷ میلیون واحد سقوط میکند؟ / معرفی صنایع پیشرو در صورت بازگشت بازار
بازار سرمایه در هفتههای اخیر با افزایش فشار فروش و عقبنشینی شاخصهای اصلی مواجه شده است. این وضعیت در معاملات یکشنبه ۱۰ آبان شدت گرفت و بخش بزرگی از نمادهای بازار در محدوده منفی قرار گرفتند.
بر اساس اطلاعات پایان معاملات، شاخص کل بورس تهران با افت حدود ۱۸۴ هزار و ۷۷۱ واحدی، معادل ۲.۳۶ درصد، به هفت میلیون و ۶۵۴ هزار واحد رسید.
شاخص کل هموزن نیز حدود ۱.۴۱ درصد کاهش یافت و در محدوده دو میلیون و ۱۶۵ هزار واحد ایستاد.
همزمان، خروج نزدیک به ۷.۸ همت پول حقیقی از سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی نشان داد فشار فروش تنها به افت قیمت محدود نبوده و جریان نقدینگی نیز تحت تأثیر قرار گرفته است.
آراد پورکار در تحلیل این شرایط معتقد است مهمترین عامل اصلاح بورس، افزایش ریسکهای سیستماتیک و نگرانی سرمایهگذاران درباره آینده تحولات منطقهای است.
به اعتقاد او، بازار پیش از روشن شدن وضعیت سیاسی، بخشی از سناریوهای نامطلوب را در قیمت سهام لحاظ میکند.
ریسک جنگ و مذاکرات ایران و آمریکا چه تأثیری بر بورس دارد؟
یکی از محورهای اصلی تحلیل پورکار، تأثیر تحولات سیاسی و مذاکرات ایران و آمریکا بر انتظارات سرمایهگذاران است.
او معتقد است اگرچه خبرهای مثبتی از تلاش میانجیها برای ازسرگیری مذاکرات منتشر شده، بازار سهام هنوز واکنش قدرتمندی به این اخبار نشان نداده است.
بر اساس گزارشهای بینالمللی، میانجیگری قطر برای کاهش تنشها و دستیابی به توافق همچنان ادامه دارد.
بااینحال، اختلافنظر طرفها درباره شروط توافق و ترتیب اجرای تعهدات باقی مانده است.
از نگاه بازار سرمایه، کاهش تنشهای سیاسی میتواند بر هزینه حملونقل، صادرات، دسترسی به منابع ارزی و چشمانداز سودآوری شرکتها اثر بگذارد.
در مقابل، تشدید درگیری یا طولانی شدن محدودیتهای تجاری ممکن است ریسک فعالیت شرکتها را افزایش دهد.
البته میزان اثرگذاری این عوامل در همه صنایع یکسان نیست و شرکتهای صادراتمحور، وارداتمحور و دارای فروش داخلی میتوانند واکنشهای متفاوتی نشان دهند.
کف بنیادی شاخص کل بورس کجاست؟
یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده در گفتوگو با آراد پورکار، محدوده حمایتی شاخص کل است.
این تحلیلگر معتقد است سطح هفت میلیون واحد میتواند حمایت بنیادی قابلتوجهی برای بازار سرمایه باشد.
او تأکید میکند که مطرح شدن چنین سطحی به معنای سقوط قطعی شاخص تا هفت میلیون واحد نیست.
در واقع، حمایت بنیادی به محدودهای اشاره دارد که برخی تحلیلگران با در نظر گرفتن سودآوری شرکتها و نسبتهای ارزشگذاری، آن را از نظر اقتصادی قابلتوجه ارزیابی میکنند.
با توجه به پایان شاخص در محدوده هفت میلیون و ۶۵۴ هزار واحد در روز یکشنبه، سطح هفت میلیون واحد حدود ۸.۵ درصد پایینتر قرار دارد.
بااینحال، چنین محدودههایی تضمینی برای توقف افت قیمت نیستند.
در صورت تشدید ریسکها، کاهش سودآوری شرکتها یا ادامه خروج نقدینگی، شاخص ممکن است حتی از حمایتهای مورد انتظار تحلیلگران عبور کند.
بنابراین، محدوده هفت میلیون واحد باید یک سناریوی تحلیلی تلقی شود، نه کف قطعی بورس.
آیا سهام بورس تهران واقعاً ارزنده شدهاند؟
با وجود افت قیمتها، برخی تحلیلگران معتقدند متغیرهای بنیادی همچنان از ارزندگی بخشی از بازار حمایت میکنند.
نسبت قیمت به سود یا P/E یکی از ابزارهای بررسی این موضوع است؛ اما پایین بودن این نسبت بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره ارزندگی یک سهم کافی نیست.
در شرایطی که قیمت سهام کاهش مییابد، اگر سودآوری شرکتها ثابت بماند، نسبت قیمت به سود نیز پایینتر میآید.
اما اگر شرکتها همزمان با کاهش فروش، افزایش هزینه تولید یا محدودیت صادرات مواجه شوند، برآورد سود آینده ممکن است تغییر کند.
به همین دلیل، بررسی گزارشهای ماهانه و صورتهای مالی میاندورهای شرکتها اهمیت زیادی دارد.
پورکار معتقد است افزایش نرخ ارز میتواند در صورت انعکاس در درآمد و سود شرکتها، به تقویت ارزش بنیادی برخی سهام کمک کند.
بااینحال، اثر نرخ ارز باید همراه با هزینههای تولید و ریسکهای عملیاتی هر شرکت بررسی شود.
سرنوشت ۳۰ همت پول خارجشده از بورس چه میشود؟
یکی از نگرانیهای سهامداران، خروج گسترده پول حقیقی از بازار سرمایه در روزهای اخیر است.
در گفتوگوی ارائهشده، از خروج حدود ۳۰ همت نقدینگی در هفته گذشته سخن گفته شده است؛ رقمی که برای تأیید دقیق آن باید دامنه بازار و دوره محاسبه مشخص باشد.
پورکار معتقد است بخشی از سرمایهگذاران پس از فروش سهام، منابع خود را به صندوقهای درآمد ثابت منتقل میکنند تا در صورت بهبود شرایط دوباره وارد بازار شوند.
این رفتار میتواند نشاندهنده احتیاط سرمایهگذاران در برابر نوسانات کوتاهمدت باشد.
بااینحال، انتقال نقدینگی به صندوقهای درآمد ثابت به معنای تضمین بازگشت آن به سهام نیست.
اگر بازده مورد انتظار بازار سهام نسبت به ریسک آن جذابتر شود، احتمال بازگشت بخشی از منابع وجود دارد.
اما در صورت تداوم نااطمینانی، سرمایهگذاران ممکن است ترجیح دهند منابع خود را برای مدت بیشتری در ابزارهای کمریسکتر نگهداری کنند.
کدام صنایع میتوانند پیشرو بورس باشند؟
آراد پورکار در بررسی سناریوهای بازگشت بورس، چند گروه صنعتی را دارای ظرفیت مورد توجه بازار معرفی کرده است.
به اعتقاد او، نوع تحول سیاسی و اقتصادی میتواند مشخص کند کدام گروهها زودتر با افزایش تقاضا مواجه شوند.
| صنعت | عامل اثرگذار بر چشمانداز |
|---|---|
| فلزات اساسی | نرخ ارز، قیمتهای جهانی و شرایط تولید |
| صنایع شیمیایی و پتروشیمی | صادرات، محدودیتهای تجاری و هزینه خوراک |
| پالایشیها | نرخ فرآوردهها، قیمت نفت و مقررات قیمتگذاری |
| بانکها | عملکرد مالی، هزینه تأمین پول و ریسکهای اقتصادی |
این گروهها در شرایط مختلف فرصتها و ریسکهای متفاوتی دارند و نمیتوان برای همه آنها یک مسیر قطعی رشد در نظر گرفت.
پتروشیمیها؛ گروه مهم در سناریوی کاهش تنش
به اعتقاد پورکار، صنایع شیمیایی میتوانند در صورت کاهش محدودیتهای تجاری و بهبود شرایط صادرات مورد توجه سرمایهگذاران قرار بگیرند.
بخش مهمی از درآمد شرکتهای پتروشیمی به فروش محصولات در بازار داخلی و خارجی وابسته است.
در صورت بهبود مسیرهای صادراتی، کاهش هزینه نقلوانتقال پول و تسهیل حمل محصولات، امکان بهبود شرایط عملیاتی برخی شرکتها وجود دارد.
بااینحال، سودآوری پتروشیمیها تنها به صادرات مربوط نمیشود.
نرخ خوراک، قیمت جهانی محصولات، میزان تولید و هزینه انرژی نیز بر عملکرد این گروه تأثیرگذار هستند.
بنابراین، کاهش ریسکهای سیاسی میتواند یکی از عوامل مثبت باشد، اما رشد قیمت تمام نمادهای پتروشیمی را تضمین نمیکند.
فلزات اساسی؛ آیا رشد دلار به کمک بورس میآید؟
گروه فلزات اساسی یکی دیگر از بخشهایی است که در تحلیل پورکار مورد توجه قرار گرفته است.
شرکتهای فولادی، مسی و سایر تولیدکنندگان فلزات میتوانند از تغییر نرخ ارز و قیمت محصولات جهانی تأثیر بپذیرند.
در سناریویی که تنشهای سیاسی افزایش بیشتری پیدا نکنند و فعالیت اقتصادی شرکتها ادامه یابد، افزایش نرخ فروش محصولات ممکن است به بهبود درآمد ریالی برخی بنگاهها کمک کند.
بااینحال، محدودیت انرژی، هزینه مواد اولیه، مشکلات صادرات و تغییر قیمت جهانی فلزات از مهمترین ریسکهای این گروه هستند.
به همین دلیل، افزایش دلار الزاماً به معنای افزایش سود تمام شرکتهای فلزی نخواهد بود.
بانکها و پالایشیها در مسیر بازگشت بورس
پورکار همچنین گروه بانکی را از صنایعی میداند که میتواند پس از اصلاح قیمتها مورد توجه قرار بگیرد.
به اعتقاد او، ماهیت فعالیت بانکها در مقایسه با برخی صنایع دارای تجهیزات سنگین، مواجهه متفاوتی با ریسک آسیب فیزیکی زیرساختها دارد.
بااینحال، بانکها نیز از ریسک اعتباری، کیفیت داراییها، مطالبات غیرجاری و تغییرات سیاست پولی تأثیر میپذیرند.
در گروه پالایشی نیز وضعیت قیمتگذاری فرآوردهها، نرخ خوراک و محدودیتهای عملیاتی اهمیت زیادی دارد.
بنابراین، بررسی صورتهای مالی و وضعیت عملیاتی شرکتها برای ارزیابی این دو صنعت ضروری است.
پیشبینی بورس فردا سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
با توجه به افت شدید معاملات اخیر، بازار سرمایه با سه سناریوی احتمالی روبهرو است.
در سناریوی نخست، کاهش فشار فروش و بهبود ارزش معاملات خرد میتواند به توقف روند نزولی یا شکلگیری بازگشت محدود شاخصها کمک کند.
در سناریوی دوم، ادامه نااطمینانی سیاسی و خروج نقدینگی ممکن است باعث تداوم نوسانات منفی شود.
در سناریوی سوم، انتشار اخبار معتبر درباره کاهش تنشها میتواند موجب تقویت تقاضا در برخی نمادهای بزرگ شود.
بااینحال، برای تأیید بازگشت پایدار بورس، تنها مثبت شدن شاخص کل کافی نیست.
افزایش تعداد نمادهای مثبت، بهبود قدرت خریداران، کاهش ارزش صفهای فروش و تغییر جریان پول حقیقی از مهمترین نشانههایی هستند که باید بررسی شوند.
همچنین عملکرد صنایع بزرگ و نحوه واکنش بازار به گزارشهای مالی شرکتها میتواند مسیر معاملات آینده را روشنتر کند.
جمعبندی؛ بورس در انتظار کاهش ریسکهای سیستماتیک
اصلاح اخیر بازار سرمایه نشان میدهد انتظارات سیاسی و اقتصادی همچنان نقش مهمی در تصمیمگیری سهامداران دارند.
آراد پورکار معتقد است محدوده هفت میلیون واحد برای شاخص کل از منظر بنیادی اهمیت دارد و در صورت کاهش ریسکهای سیستماتیک، احتمال بازگشت بخشی از نقدینگی خارجشده به بازار سهام وجود خواهد داشت.
او همچنین صنایع شیمیایی، فلزات اساسی، پالایشی و بانکی را از گروههایی معرفی میکند که بسته به شرایط اقتصادی میتوانند مورد توجه قرار بگیرند.
بااینحال، ارزندگی بنیادی بهتنهایی برای آغاز روند صعودی کافی نیست و بازار به بهبود اعتماد سرمایهگذاران و کاهش نااطمینانی نیاز دارد.
در شرایط فعلی، مهمترین پرسش بورس این نیست که شاخص حتماً به هفت میلیون واحد میرسد یا خیر؛ بلکه این است که چه زمانی فشار فروش کاهش مییابد و نقدینگی دوباره به سمت سهام بازمیگردد.