راز جهش دلار تا ۲۷۰ هزار تومان؛ ۳ سناریویی که مسیر بعدی بازار ارز را تعیین میکنند
دلار در پنجم مهر حدود ۲۳۴ هزار تومان معامله میشد. یک روز بعد نرخ به محدوده ۲۴۴ هزار تومان رسید و در هفتم مهر از مرز ۲۵۰ هزار تومان عبور کرد. آرشیو قیمتها نشان میدهد نرخ پایانی دلار در ششم مهر حدود ۲۴۴ هزار و ۸۰۰ تومان، هفتم مهر ۲۵۳ هزار و ۷۰۰ تومان و تا ۱۳ مهر حدود ۲۶۸ هزار و ۷۰۰ تومان بوده است.
امروز نیز شبکه اطلاعرسانی طلا و ارز قیمت حدود ۲۶۹ هزار و ۵۰۰ تومان را ثبت کرده و گزارش روزانه آن از رشد ۵.۸۱ درصدی دلار طی یک هفته و ۲۱.۳۴ درصدی طی یک ماه حکایت دارد.
بنابراین بازار در کمتر از دو هفته فقط با یک حرکت آرام ناشی از تورم روبهرو نبوده؛ بلکه یک موج فشرده تقاضا وارد بازار شده است.
سناریوی اول؛ واردکنندگان برای خرید ارز عجله کردند
حسن کاظمزاده، تحلیلگر بازارهای مالی و بنیانگذار فردانامه، یکی از عوامل اصلی جهش اخیر را رفتار تجار و واردکنندگان میداند. از این منظر، زمانی که فعال اقتصادی احتمال میدهد مسیر تجارت خارجی، انتقال پول یا تأمین کالا در آینده دشوارتر شود، خرید ارز را جلو میاندازد.
در این حالت، تقاضای چند هفته یا چند ماه آینده در چند روز فشرده میشود.
اتفاقات سیاسی اخیر نیز چنین نگرانیای را کاملاً بیپایه نشان نمیدهد. وزارت خزانهداری آمریکا پنجم اکتبر هشدار داد مؤسسات مالی خارجی که با ایران یا بخش مالی ایران معامله کنند ممکن است بدون اخطار قبلی هدف تحریم قرار گیرند؛ اقدامی که عملاً ریسک همکاری بانکها و واسطههای مالی خارجی با ایران را افزایش میدهد.
وقتی واردکننده احتمال دهد نقلوانتقال پول سختتر یا پرهزینهتر خواهد شد، حتی دلار ۲۵۰ یا ۲۶۰ هزار تومانی نیز ممکن است برایش از دلار گرانتر آینده جذابتر باشد.
در چنین شرایطی دلار دیگر فقط یک دارایی سرمایهای نیست؛ ماده اولیه تجارت خارجی است.
خروج سرمایه؛ خریدارانی که حساسیت کمتری به قیمت دارند
دومین بخش تقاضا به انتقال دارایی از ریال به ارز مربوط میشود.
متقاضی تجاری معمولاً قیمت خرید را با حاشیه سود واردات خود مقایسه میکند، اما کسی که هدف اصلیاش حفظ ارزش دارایی یا انتقال سرمایه به خارج از کشور است، ممکن است حساسیت کمتری نسبت به تفاوت چند هزار تومانی نرخ داشته باشد.
در دورههایی که محدودیتهای مالی افزایش پیدا میکند، این نوع تقاضا میتواند سریعتر شود؛ زیرا صاحبان سرمایه نگراناند در آینده دسترسی به شبکه انتقال پول دشوارتر شود.
ترکیب این گروه با واردکنندگانی که خرید خود را جلو انداختهاند، میتواند بخشی از جهش سریع اخیر را توضیح دهد.
با این حال، میزان دقیق «خروج سرمایه» در موج اخیر داده رسمی لحظهای ندارد و نمیتوان کل افزایش نرخ دلار را به این عامل نسبت داد.
عامل سوم؛ سرعت گردش پول بیشتر شده است
شاید مهمترین بخش تحلیل کاظمزاده به مفهوم سرعت گردش پول مربوط باشد.
در اقتصاد تورمی لازم نیست برای افزایش همزمان قیمت چند بازار، هر روز حجم بزرگی پول جدید خلق شود. کافی است صاحبان پول تصمیم بگیرند مدت کمتری ریال نگه دارند.
فردی خودرو میفروشد و به جای نگه داشتن پول در حساب بانکی، طلا میخرد؛ فروشنده طلا همان پول را وارد بازار سهام میکند؛ نفر بعدی دلار میخرد و فروشنده ارز به سمت ملک حرکت میکند.
یک واحد نقدینگی میتواند در فاصله کوتاه چند معامله ایجاد کند.
در چنین فضایی، سرعت فرار از ریال افزایش مییابد و همان نقدینگی موجود قدرت بیشتری برای بالا بردن قیمت داراییها پیدا میکند.
این نکته با وضعیت تورمی اقتصاد نیز قابل توجه است. طبق دادههای مرکز آمار، تورم ماهانه شهریور ۱۴۰۵ به ۴.۲ درصد، تورم نقطهبهنقطه به ۸۹.۸ درصد و تورم سالانه به ۷۳.۶ درصد رسیده است. چنین محیط تورمی بهطور طبیعی انگیزه نگهداری پول نقد را کاهش میدهد.
نرخ تعادلی ۲۰۰ یا ۲۳۴ هزار تومان؛ عدد قطعی نیست
در تحلیل فردانامه از محدودههایی مانند ۲۰۰ و سپس ۲۳۴ هزار تومان بهعنوان نرخ تعادلی یاد شده است.
اما باید توجه داشت که این اعداد برآورد تحلیلی هستند، نه نرخ تعادلی رسمی بانک مرکزی یا یک حقیقت قابل اندازهگیری مستقیم.
ارزش تعادلی ارز به مجموعه بزرگی از متغیرها شامل تورم داخلی و خارجی، درآمد ارزی، کسری بودجه، نقدینگی، صادرات نفت، تجارت غیرنفتی، محدودیتهای انتقال پول و انتظارات سیاسی وابسته است.
در نتیجه عبور دلار از ۲۳۴ به ۲۷۰ هزار تومان را نمیتوان صرفاً «فاصله گرفتن از ارزش واقعی» دانست؛ ممکن است خود عوامل بنیادی نیز در حال تغییر باشند.
یک عامل مهمتر؛ فشار بر درآمد ارزی ایران
در کنار تقاضا، سمت عرضه بازار نیز اهمیت دارد.
رویترز امروز گزارش داده جریان نفت کشورهای خلیج فارس در سپتامبر به حدود ۸۱ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته، اما صادرات نفت ایران تحت محاصره تحت رهبری آمریکا به صفر کاهش یافته است. چنین تحولی، اگر پایدار بماند، مستقیماً ظرفیت ورود ارز نفتی ایران را تحت فشار قرار میدهد.
این موضوع برای بازار ارز بسیار مهم است؛ زیرا نرخ دلار فقط با میزان تقاضا تعیین نمیشود. اگر عرضه ارز ناشی از صادرات نفت محدود شود، حتی تقاضای ثابت نیز میتواند در نرخ بالاتری به تعادل برسد.
بنابراین یکی از خطاهای تحلیلی این است که جهش اخیر را کاملاً «هیجانی» تلقی کنیم.
بخشی از ریسک بازار اکنون به توان واقعی تأمین ارز مربوط است.
مذاکرات ایران و آمریکا در چه وضعیتی است؟
در جبهه سیاسی نیز وضعیت همچنان مبهم است.
رویترز ۳۰ سپتامبر گزارش داد ایران پاسخ آمریکا به آخرین پیشنهاد خود را از طریق میانجیگری قطر دریافت کرده است. طرح ایران شامل رفع محاصره بنادر در مقابل بازگشایی تنگه هرمز بود؛ در حالی که دونالد ترامپ پیشتر از رد پیشنهاد ایران سخن گفته بود.
همزمان بازارهای منطقه در روزهای اخیر تحت تأثیر بنبست مذاکرات ایران و آمریکا و نگرانی از تشدید دوباره درگیری قرار داشتهاند. رویترز دوم اکتبر گزارش داد همین بنبست یکی از عوامل فشار بر بازارهای سهام امارات بوده است.
بنابراین بازار دلار ایران نه فقط بر اساس اتفاق امروز، بلکه براساس احتمال اتفاقات هفتهها و ماههای آینده قیمتگذاری میشود.
سه سناریوی سیاسی برای آینده دلار
برای ادامه مسیر بازار میتوان سه سناریوی اصلی در نظر گرفت:
| سناریو | محرک اصلی | اثر احتمالی بر بازار ارز |
|---|---|---|
| فشار اقتصادی + ادامه مذاکره | تحریم ادامه دارد اما کانال گفتوگو باز میماند | نوسان شدید اما امکان دورههای استراحت |
| کاهش تنش و توافق موقت | تسهیل تجارت، افزایش دسترسی ارزی | کاهش ریسک سیاسی و امکان اصلاح نرخ |
| تشدید درگیری | محدودیت بیشتر تجارت و منابع ارزی | افزایش تقاضای احتیاطی و ریسک جهش جدید |
در شرایط فعلی، آنچه در گزارشهای رسمی دیده میشود ترکیبی از ادامه فشار اقتصادی و باقی ماندن مسیر مذاکره است؛ اما نمیتوان از این وضعیت نتیجه گرفت که یکی از سناریوهای بعدی حتماً رخ خواهد داد.
آیا دلار میتواند مدتی در محدوده ۲۵۰ تا ۲۸۰ هزار تومان بماند؟
در تحلیل کاظمزاده، اگر بخش بزرگی از جهش اخیر نتیجه خریدهای فشرده، افزایش سرعت گردش پول و رفتار احتیاطی بوده باشد، پس از تخلیه این تقاضا بازار میتواند وارد یک دوره استراحت چند هفتهای شود.
در چنین سناریویی محدوده ۲۵۰ تا ۲۸۰ هزار تومان بهعنوان یک دامنه تحلیلی مطرح میشود، نه پیشبینی قطعی.
نرخ امروز نزدیک ۲۶۹ هزار تومان نشان میدهد بازار فعلاً در میانه همین محدوده قرار دارد.
اما نکته مهم این است که ثبات در این کانال الزاماً به معنی پایان روند صعودی نیست.
اگر عرضه ارز محدود بماند و تورم و انتظارات تورمی بالا ادامه پیدا کند، استراحت بازار ممکن است تنها به شکل حرکت افقی پیش از موج بعدی ظاهر شود.
سناریوی خطرناکتر؛ دلار از طلا و خودرو جلو میزند
اگر بازار به این نتیجه برسد که احتمال درگیری یا محدودیتهای تجاری در حال افزایش است، رفتار ارز میتواند با سایر داراییها متفاوت شود.
طلا، خودرو و سهام عمدتاً از تورم و نرخ ارز اثر میگیرند، اما خود دلار علاوه بر تورم مستقیماً به دسترسی کشور به ارز خارجی وابسته است.
در نتیجه، اگر تجارت خارجی، نفت یا مسیر انتقال منابع ارزی با اختلال تازهای روبهرو شود، دلار ممکن است سریعتر از برخی بازارهای دیگر حرکت کند.
این همان چیزی است که ریسک سیاسی را به «پرمیوم» یا صرف اضافه قیمت در بازار ارز تبدیل میکند.
پیشبینی قیمت دلار؛ چهار متغیر را باید دنبال کرد
برای تشخیص مسیر بعدی دلار، نگاه کردن به یک خبر سیاسی یا یک عدد نقدینگی کافی نیست.
چهار متغیر اکنون بیشترین اهمیت را دارند:
سرعت گردش پول و میزان تمایل مردم به نگهداری ریال؛ رشد نقدینگی و کسری بودجه؛ توان عرضه ارز از مسیر نفت و تجارت؛ و مهمتر از همه، مسیر تنش یا مذاکره میان ایران و آمریکا.
بازار امروز در حوالی ۲۷۰ هزار تومان قرار گرفته و دادههای یکماهه نشان میدهد هنوز مومنتوم صعودی کاملاً از بین نرفته است.
اما جهش از ۲۳۴ به حدود ۲۷۰ هزار تومان آنقدر سریع بوده که بخشی از تقاضای آینده احتمالاً از قبل وارد بازار شده است. همین مسئله امکان یک دوره اصلاح یا نوسان خنثی را افزایش میدهد.
جمعبندی این است که پشت پرده جهش اخیر دلار یک عامل واحد قرار ندارد؛ فشار تجاری، تقاضای خروج از ریال، افزایش سرعت گردش پول، تورم بسیار بالا و ریسک سیاسی همزمان روی بازار اثر گذاشتهاند. آرامش چندروزه ممکن است، اما تا زمانی که وضعیت روابط خارجی و دسترسی ایران به منابع ارزی روشن نشود، نمیتوان آن را پایان قطعی موج صعودی دلار دانست.