واگذاری بزرگ واتی بینتیجه ماند؛ بلوک ۳۰ درصدی شیران همچنان در پرتفوی
گروه سرمایهگذاری آتیه دماوند با نماد «واتی» در یکی از مهمترین برنامههای واگذاری پرتفوی خود به نتیجه نرسید. بلوک ۳۰.۰۱ درصدی شرکت سرمایهگذاری صنایع شیمیایی ایران با نماد «شیران» که در قالب یک عرضه بزرگتر توسط بانک صنعت و معدن برای فروش گذاشته شده بود، بدون متقاضی باقی ماند. سهم واتی از این عرضه بیش از ۱۶.۳ میلیارد سهم بود و عدم انجام معامله به این معناست که شرکت فعلاً نتوانسته منابعی را که میتوانست از محل فروش این دارایی آزاد کند، محقق سازد.
برنامه خروج از شیران فعلاً متوقف شد
ابعاد این واگذاری باعث میشود بینتیجه ماندن آن صرفاً یک مزایده ناموفق معمولی تلقی نشود. مالکیت بیش از ۳۰ درصدی در یک شرکت بورسی، سهم قابل توجهی از پرتفوی واتی را تشکیل میدهد و فروش آن میتوانست ترکیب داراییهای شرکت را به شکل محسوسی تغییر دهد.
در شرایط فعلی، این تغییر اتفاق نیفتاده و واتی همچنان باید این سهم را در ساختار سرمایهگذاری خود نگه دارد. در نتیجه، اگر مدیریت شرکت برای منابع حاصل از فروش این بلوک برنامهای مانند سرمایهگذاری جدید، بازپرداخت تعهدات یا بازآرایی پرتفوی داشته باشد، اجرای آن نیز فعلاً به تعویق افتاده است.
شرایط فروش هم نتوانست تقاضا ایجاد کند
یکی از نکات مهم مزایده، ساختار پرداخت بود. برای خریدار این امکان در نظر گرفته شده بود که تنها ۶۰ درصد مبلغ معامله را به صورت نقدی بپردازد و ۴۰ درصد باقیمانده به شکل شرایطی تسویه شود.
چنین ساختاری معمولاً میتواند مانع نقدینگی اولیه خریدار را کاهش دهد، اما با وجود این امتیاز نیز متقاضی برای خرید بلوک شکل نگرفت. این مسئله باعث میشود تحلیل مزایده فقط به نبود نقدینگی در بازار محدود نشود و عواملی مانند قیمت پایه، ارزشگذاری بلوک، اندازه معامله و جذابیت اقتصادی مالکیت مورد بررسی قرار گیرد.
شکست مزایده به معنای افت قطعی ارزش شیران نیست
در تفسیر این اتفاق باید از نتیجهگیریهای شتابزده پرهیز کرد. نبود متقاضی برای یک بلوک مدیریتی یا بزرگ الزاماً به معنای کاهش ارزش بنیادی شرکت هدف نیست. معاملات بلوکی ویژگیهای متفاوتی با خرید و فروش عادی سهام در بازار دارند و خریدار باید علاوه بر قیمت سهم، منابع مالی بسیار بزرگ، افق سرمایهگذاری و حتی ساختار مدیریتی شرکت را در نظر بگیرد.
بنابراین آنچه فعلاً قطعی است، صرفاً عدم انجام معامله است. از این رو نمیتوان از این مزایده بهتنهایی نتیجه گرفت که ارزش شیران کاهش یافته یا واتی متحمل زیان شده است.
مسئله مهمتر برای واتی، نقدینگی محققنشده است
از منظر آتیه دماوند، مهمترین اثر این رویداد آن است که درآمد یا وجه نقد حاصل از فروش ایجاد نشده است. در شرکتهای سرمایهگذاری، فروش بلوکهای بزرگ میتواند منابع قابل توجهی برای تغییر پرتفوی یا اجرای سیاستهای مالی فراهم کند و به همین دلیل شکست یک عرضه بزرگ میتواند برنامههای بعدی شرکت را عقب بیندازد.
اگر واتی قصد داشته باشد همچنان این دارایی را واگذار کند، احتمالاً باید میان حفظ قیمت موردنظر و افزایش جذابیت شرایط فروش تعادل ایجاد کند. هر تغییری در این دو متغیر میتواند پیام متفاوتی برای بازار داشته باشد.
عرضه مجدد با چه شرایطی انجام میشود؟
پرسش اصلی پس از شکست این مزایده، نحوه عرضه بعدی است. یکی از احتمالات، تکرار عرضه با همان قیمت و شرایط است؛ سناریویی که در صورت تغییر شرایط بازار ممکن است به نتیجه برسد. احتمال دیگر، تغییر قیمت پایه یا مدل پرداخت برای افزایش شانس جذب خریدار است.
اگر قیمت پایه در عرضه بعدی کاهش یابد، بازار ممکن است آن را به عنوان تعدیل انتظارات فروشنده نسبت به ارزش قابل تحقق بلوک تفسیر کند. در مقابل، حفظ قیمت و شرایط فعلی میتواند نشان دهد واتی همچنان برای فروش عجله ندارد و حاضر است زمان بیشتری برای یافتن خریدار مناسب صرف کند.
قفل ماندن دارایی چه اثری دارد؟
تا زمانی که معاملهای انجام نشود، این بلوک همچنان بخشی از داراییهای واتی باقی میماند. این موضوع از نظر حسابداری به خودی خود زیان ایجاد نمیکند، اما از منظر تخصیص سرمایه به این معناست که منابع شرکت همچنان در همان سرمایهگذاری متمرکز است.
در صورتی که هدف مدیریت کاهش تمرکز در این دارایی یا انتقال منابع به پروژههای دیگر باشد، تأخیر در فروش میتواند بازده برنامهریزیشده از جابهجایی سرمایه را نیز عقب بیندازد. میزان اهمیت این موضوع بستگی به راهبرد مالی واتی و نیاز شرکت به منابع جدید دارد.
بازار منتظر افشای تصمیم بعدی است
پس از شکست عرضه، هرگونه افشای جدید درباره تجدید مزایده، تغییر قیمت پایه، اصلاح شرایط پرداخت یا توقف برنامه واگذاری میتواند برای سهامداران اهمیت داشته باشد. این اطلاعات مشخص خواهد کرد که عدم فروش صرفاً یک اتفاق مقطعی بوده یا اینکه شرکت ناچار به بازنگری جدی در برنامه خروج از شیران شده است.
در حال حاضر، نمیتوان از این مزایده ناموفق نتیجهای درباره زیان قطعی واتی یا افت ارزش شیران گرفت، اما عدم تحقق یک واگذاری به این ابعاد، از منظر مدیریت نقدینگی و ساختار پرتفوی آتیه دماوند قابل توجه است. عرضه بعدی و شرایطی که برای آن تعیین میشود، میتواند روشن کند واتی برای خروج از این سرمایهگذاری تا چه اندازه انعطاف نشان خواهد داد.