نفت در آستانه بحران هرمز؛ تلاقی دیپلماسی ایران و آمریکا با جهش قیمتهای جهانی
افزایش قیمت نفت در روزهای اخیر تنها یک نوسان معمول بازار انرژی نیست، بلکه بازتابی از همزمانی بیسابقه عوامل ژئوپلیتیک، دیپلماتیک و بنیادین عرضه و تقاضاست. بازار جهانی نفت در شرایطی به استقبال معاملات روز چهارشنبه رفته که قیمتها در نزدیکی بالاترین سطح هفتماهه تثبیت شدهاند و نگاه سرمایهگذاران بیش از هر زمان دیگری به تنگه هرمز، مذاکرات ایران و آمریکا و دادههای ذخایر نفتی دوخته شده است. در چنین فضایی، هر سیگنال سیاسی یا نظامی میتواند بهسرعت مسیر قیمتها را تغییر دهد و توازن شکننده بازار را بر هم بزند.
قیمت هر بشکه نفت برنت دریای شمال با افزایش ۴۴ سنتی به ۷۱ دلار و ۲۱ سنت رسیده و نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا نیز با رشد ۴۰ سنتی در سطح ۶۶ دلار و ۳ سنت معامله میشود. این ارقام اگرچه نسبت به اوجهای تاریخی فاصله دارند، اما در مقایسه با ماههای گذشته نشاندهنده بازگشت ریسک ژئوپلیتیک به قلب بازار نفت هستند؛ ریسکی که سالهاست نام تنگه هرمز را به یکی از حساسترین نقاط انرژی جهان تبدیل کرده است.
نفت در مدار بالاترین سطح هفتماهه
بازار نفت از اواخر هفته گذشته وارد محدودهای شده که از تابستان سال گذشته تاکنون تجربه نکرده بود. نفت برنت در روز جمعه به بالاترین قیمت خود از پایان ژوئیه رسید و نفت آمریکا نیز در ابتدای هفته جاری رکوردی معادل اوایل اوت را ثبت کرد. باقی ماندن هر دو شاخص در این محدوده نشان میدهد که بازار هنوز دلیلی قانعکننده برای عقبنشینی از قیمتهای فعلی نیافته است.
تحلیلگران معتقدند این پایداری قیمتی بیش از آنکه ناشی از رشد تقاضا باشد، به دلیل افزایش پرمیوم ریسک سیاسی است. سرمایهگذاران در حال قیمتگذاری سناریوهایی هستند که در آن هرگونه اختلال در مسیرهای حیاتی حملونقل نفت، بهویژه در خلیج فارس، میتواند عرضه را بهطور ناگهانی کاهش دهد. تنگه هرمز که روزانه بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور میکند، در این میان نقشی کلیدی دارد و هرگونه تهدید علیه امنیت آن بلافاصله در بازار بازتاب مییابد.
تنگه هرمز و سایه درگیری نظامی
نگرانی اصلی بازار از آنجا ناشی میشود که ادامه یا تشدید تنشهای منطقهای میتواند به درگیری نظامی در اطراف تنگه هرمز منجر شود. این گذرگاه استراتژیک نهتنها شریان اصلی صادرات نفت ایران، بلکه مسیر حیاتی برای دیگر تولیدکنندگان بزرگ منطقه نیز محسوب میشود. هرگونه اختلال در این مسیر، حتی در کوتاهمدت، میتواند میلیونها بشکه از عرضه روزانه نفت را از بازار حذف کند و شوک قیمتی شدیدی ایجاد کند.
ایران به عنوان سومین تولیدکننده بزرگ اوپک، نقش مهمی در معادلات عرضه دارد. کاهش صادرات نفت ایران، چه به دلیل تحریمها و چه به دلیل ناامنی منطقهای، پیشتر نیز اثرات خود را بر بازار نشان داده است. اکنون سرمایهگذاران با این فرض معامله میکنند که در صورت وقوع درگیری، نهتنها صادرات ایران بلکه صادرات دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت. همین نگرانی کافی بوده تا قیمتها در سطوح بالا حفظ شوند.
مذاکرات ایران و آمریکا در کانون توجه بازار
در کنار سناریوی تقابل، سناریوی دیپلماسی نیز بهطور جدی در محاسبات بازار حضور دارد. قرار است نمایندگان ایران و آمریکا روز پنجشنبه در ژنو سومین دور مذاکرات خود را برگزار کنند؛ مذاکراتی که نتیجه آن میتواند مسیر آینده قیمت نفت را تا حد زیادی مشخص کند. حضور چهرههایی چون استیو ویتکاف و جرد کوشنر در هیأت آمریکایی، نشاندهنده اهمیت این گفتوگوها برای واشنگتن است.
اظهارات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، مبنی بر اینکه دستیابی به توافق در صورت اولویت یافتن دیپلماسی در دسترس است، سیگنالی دوگانه به بازار ارسال کرده است. از یک سو، این سخنان امید به کاهش تنش و بازگشت ثبات را زنده نگه میدارد و از سوی دیگر، مشروط بودن توافق به تغییر رویکرد آمریکا، عدم قطعیت را همچنان پابرجا میگذارد. بازار نفت در چنین شرایطی معمولاً جانب احتیاط را میگیرد و ریسک را در قیمتها لحاظ میکند.
ابعاد نظامی و اثر آن بر بازار انرژی
افشای گزارشهایی درباره تسریع مذاکرات ایران و چین برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی، لایه تازهای از نگرانی را به بازار افزوده است. این تسلیحات که توان هدف قرار دادن ناوهای مستقر در نزدیکی سواحل ایران را دارند، از دید کارشناسان میتوانند موازنه قدرت دریایی در منطقه را تغییر دهند. صرف انتشار چنین اخباری، بدون توجه به تحقق یا عدم تحقق آن، کافی است تا ریسک ژئوپلیتیک در بازار نفت افزایش یابد.
سرمایهگذاران انرژی به تجربه میدانند که بازار نفت به اخبار نظامی بیش از اخبار اقتصادی واکنش نشان میدهد. حتی احتمال افزایش توان تهاجمی یک بازیگر کلیدی در منطقهای حساس، میتواند قیمتها را بالا نگه دارد. در این فضا، تنگه هرمز نه فقط یک مسیر حملونقل، بلکه نمادی از شکنندگی امنیت انرژی جهان شده است.
عرضه و تقاضا؛ نگرانیهای پنهان بازار
با وجود آنکه تنشهای ژئوپلیتیک از قیمت نفت حمایت کردهاند، تصویر بنیادین بازار چندان یکدست نیست. دادهها نشان میدهد که عرضه جهانی نفت در حال حاضر از تقاضا پیشی گرفته و این موضوع میتواند در صورت فروکش کردن تنشها، فشار نزولی بر قیمتها وارد کند. همین تضاد میان ریسک سیاسی و واقعیتهای عرضه و تقاضا، بازار را در وضعیتی معلق قرار داده است.
گزارش موسسه نفت آمریکا از افزایش ۱۱.۴۳ میلیون بشکهای ذخایر نفت خام این کشور در هفته منتهی به ۲۰ فوریه، زنگ هشداری برای معاملهگران بود. چنین افزایشی معمولاً نشانهای از ضعف تقاضا یا مازاد عرضه در بزرگترین مصرفکننده نفت جهان است. هرچند همزمان کاهش ذخایر بنزین و میعانات گازی تا حدی از شدت نگرانیها کاسته، اما تصویر کلی همچنان از انباشت نفت حکایت دارد.
انتظار بازار برای گزارش رسمی ذخایر
انتشار گزارش رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا میتواند جهت کوتاهمدت بازار را مشخص کند. اگر این گزارش افزایش ذخایر را تأیید کند، ممکن است بخشی از فشار صعودی قیمتها خنثی شود. با این حال، تحلیلگران معتقدند تا زمانی که ریسک تنگه هرمز و مذاکرات ایران و آمریکا برطرف نشده، دادههای ذخایر بهتنهایی قادر به تغییر روند بازار نخواهند بود.
در واقع، بازار نفت در شرایط کنونی بیش از آنکه به بشکههای ذخیرهشده نگاه کند، به تحولات سیاسی چشم دوخته است. معاملهگران میدانند که یک توافق دیپلماتیک میتواند بهسرعت پرمیوم ریسک را از قیمتها حذف کند، همانطور که یک حادثه امنیتی میتواند قیمتها را بهطور ناگهانی جهش دهد.
جمعبندی
بازار جهانی نفت در مقطعی حساس قرار گرفته که در آن دیپلماسی، امنیت و اقتصاد بهطور همزمان مسیر قیمتها را تعیین میکنند. نزدیکی قیمت نفت به بالاترین سطح هفتماهه، بازتابی از نگرانی عمیق سرمایهگذاران نسبت به آینده تنگه هرمز و سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا است. در حالی که دادههای بنیادین از مازاد عرضه خبر میدهند، ریسک ژئوپلیتیک اجازه اصلاح جدی قیمتها را نمیدهد. تا زمانی که نتیجه گفتوگوهای ژنو مشخص نشود و سایه تنش از منطقه کنار نرود، بازار نفت همچنان در وضعیت انتظار و احتیاط باقی خواهد ماند؛ وضعیتی که هر خبر تازه میتواند آن را بهسرعت دگرگون کند.


