وپاسار ۴۸ همت بیشتر از تسهیلات درآمد گرفت؛ ۴۶.۸ همت آن را سود سپردهها بلعید
بانکها ممکن است در یک دوره همزمان درآمد تسهیلاتی و سود پرداختی به سپردهها را با سرعت زیادی افزایش دهند و از نظر مبلغ به رکوردهای تازه برسند، اما کیفیت این رشد از فاصله میان این دو سمت مشخص میشود. پاسارگاد در پنج ماه نخست امسال حدود ۱۲۵.۲ همت درآمد از تسهیلات اعطایی داشته که نسبت به ۷۷.۱ همت دوره مشابه حدود ۴۸.۲ همت بیشتر است. در سوی دیگر، سود پرداختی به سپردهگذاران از ۶۳.۹ همت به ۱۱۰.۶ همت رسیده و حدود ۴۶.۸ همت افزایش یافته است. حاصل تفریق این دو در سال گذشته حدود ۱۳.۲ همت بود و امسال به ۱۴.۶ همت رسیده؛ یعنی با وجود رشد بیش از ۶۰ درصدی مقیاس درآمد تسهیلاتی، فاصله ریالی دو سمت فقط حدود ۱۰.۷ درصد بزرگتر شده است. این نسبت بهتنهایی تمام سودآوری بانک را نشان نمیدهد، زیرا وپاسار درآمدهای کارمزدی، سرمایهگذاری، سپردهگذاری و سایر فعالیتها نیز دارد؛ اما برای ارزیابی هسته واسطهگری مالی بانک، سرعت بیشتر رشد هزینه سپرده نسبت به درآمد تسهیلات یک علامت قابل توجه است.
۴۸ همت درآمد بیشتر؛ فقط ۱.۴ همت فاصله بیشتر
مهمترین عدد این گزارش نه ۱۲۵ همت درآمد تسهیلاتی و نه ۱۱۰ همت سود سپردههاست؛ مهمترین عدد تفاوت رشد این دو است. بانک نسبت به دوره مشابه ۴۸.۱۶ همت درآمد تسهیلاتی بیشتری ساخته، اما هزینه سود سپردههای آن نیز ۴۶.۷۶ همت افزایش یافته است.
در نتیجه از هر ۱۰۰ تومان درآمد تسهیلاتی اضافه نسبت به سال قبل، حدود ۹۷ تومان همزمان به افزایش سود پرداختی به سپردهها اختصاص یافته است. این محاسبه به معنی آن نیست که تمام درآمد تسهیلاتی بانک مستقیماً برای پرداخت سود سپرده مصرف میشود یا فقط سه تومان از هر صد تومان برای بانک باقی میماند؛ بانک مجموعه بزرگتری از درآمدها و هزینهها دارد و مقایسه حاضر فقط اختلاف دو ردیف اصلی عملیات بانکی را بررسی میکند.
اما برای تحلیل مسیر حاشیه، این عدد بسیار گویاست. بانک توانسته مقیاس فعالیت را بزرگ کند، اما بخش تقریباً تمام افزایش درآمد تسهیلاتی جدید با افزایش هزینه تجهیز منابع همراه شده است.
حاشیه ساده تسهیلات و سپرده کوچکتر شده است
اگر اختلاف درآمد تسهیلات و سود سپردهها را بر درآمد تسهیلات تقسیم کنیم، در پنج ماه نخست سال گذشته این فاصله تقریباً ۱۷.۱ درصد بود؛ امسال همان نسبت به حدود ۱۱.۶ درصد کاهش یافته است.
این نسبت معادل حاشیه سود خالص بانک یا NIM رسمی نیست و نباید به جای آن استفاده شود. محاسبه حاشیه سود خالص بانکی به متوسط داراییهای سودآور و اجزای دقیقتر صورت مالی نیاز دارد. اما این مقایسه ساده نشان میدهد فاصله بین دو جریان بزرگ درآمد و هزینه نسبت به حجم درآمد تسهیلاتی کمتر شده است.
به زبان اقتصادی، وپاسار امسال پول بیشتری کار انداخته، اما هزینه نگهداری همین موتور نیز سریعتر رشد کرده است.
قیمت پول برای وپاسار چقدر بالا رفته است؟
از گزارش پنجماهه نمیتوان نرخ مؤثر سود هر سپرده یا Cost of Funds دقیق بانک را محاسبه کرد؛ برای چنین محاسبهای باید متوسط مانده انواع سپرده، ترکیب جاری، کوتاهمدت و بلندمدت و نرخ مؤثر هر کدام در اختیار باشد.
آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که مبلغ سود پرداختی به سپردهها ۷۳ درصد افزایش یافته، در حالی که درآمد تسهیلاتی ۶۳ درصد رشد کرده است. بنابراین هزینه این بخش از منابع با سرعت بیشتری از درآمد حاصل از مهمترین دارایی سودآور بانک بالا رفته است.
این تفاوت میتواند دلایل مختلفی داشته باشد؛ افزایش مانده سپرده، تغییر ترکیب منابع به سمت سپردههای گرانتر، تغییر نرخها یا ترکیبی از این عوامل. گزارش فعالیت ماهانه بهتنهایی اجازه نمیدهد یکی از این دلایل را قطعی بدانیم.
اما برای سهامدار، نتیجه اولیه مهمتر است: رشد هزینه پول از رشد درآمد تسهیلات جلو زده است.
وپاسار در واقع بزرگتر شده؛ اما آیا اقتصادیتر هم شده است؟
رشد ۶۳ درصدی درآمد تسهیلاتی نشان میدهد بانک در مقیاس اسمی عملیات اعتباری بزرگتری دارد. این اتفاق میتواند حاصل رشد مانده تسهیلات، افزایش نرخ مؤثر تسهیلات یا ترکیبی از هر دو باشد.
اگر بانک منابع بیشتری جذب کرده و آنها را با بازده مناسب به تسهیلات تبدیل کرده باشد، رشد مقیاس میتواند برای سودآوری مثبت باشد. مسئله زمانی ایجاد میشود که نرخ یا هزینه منابع سریعتر بالا رود و قسمت بیشتری از درآمد جدید را مصرف کند.
پنجماهه وپاسار دقیقاً چنین پرسشی ایجاد کرده است. اعداد بزرگتر شدهاند، اما فاصله آنها به همان نسبت بزرگ نشده است.
رشد ۷۳ درصدی سود سپرده یک عدد فرعی نیست
در برخی تحلیلهای بانکی، درآمد تسهیلات در تیتر قرار میگیرد و هزینه سپرده به ردیفی فرعی تبدیل میشود؛ در حالی که برای بانک این دو دو سمت یک کسبوکار واحد هستند. بانک منابع را جذب میکند و بابت بخشی از آنها هزینه میدهد، سپس منابع را در تسهیلات و داراییهای دیگر به کار میگیرد.
پاسارگاد فقط در پنج ماه حدود ۱۱۰.۶ همت سود به سپردههای سرمایهگذاری پرداخت کرده است. این رقم در دوره مشابه ۶۳.۹ همت بود و نزدیک به ۴۶.۸ همت افزایش داشته است.
برای درک مقیاس کافی است همین افزایش هزینه را با افزایش ۴۸.۲ همتی درآمد تسهیلاتی مقایسه کنیم. دو عدد تقریباً روی یکدیگر افتادهاند.
مرداد همین فشار را در مقیاس ماهانه نشان داد
در مرداد، درآمد تسهیلاتی بانک حدود ۲۷.۱ همت و سود پرداختی به سپردهها حدود ۲۳.۹ همت بود. بنابراین اختلاف مستقیم این دو ردیف در همان ماه تقریباً ۳.۱۴ همت مثبت بود. منبع منتشرکننده در متن خود یکجا این اختلاف را «منفی» توصیف کرده، اما ارقام همان گزارش از نظر حسابی اختلاف مثبت حدود ۳.۱۴ همتی را نشان میدهند؛ بنابراین در این گزارش مبنا را خود اعداد قرار میدهیم، نه آن عبارت متناقض.
نکته مهمتر رشد سالانه است. درآمد تسهیلاتی مرداد نسبت به سال قبل حدود ۸۳ درصد بالا رفته، اما سود سپرده همان ماه نزدیک به ۹۷ درصد افزایش داشته است.
یعنی حتی در یک ماه نیز سمت هزینه سریعتر از سمت درآمد رشد کرده است.
بانک برای جبران این فشار چه گزینههایی دارد؟
راه نخست افزایش بازده داراییهای درآمدزاست. اگر بانک بتواند منابع خود را در تسهیلاتی با بازده بالاتر و کیفیت مناسب قرار دهد، درآمد تسهیلاتی سریعتر رشد میکند و بخشی از فشار هزینه پول جبران میشود.
راه دوم بهبود ترکیب منابع است. سپرده جاری و منابع کمهزینه در اقتصاد بانک ارزش بالایی دارند، زیرا بانک بابت آنها هزینه بسیار کمتر یا حتی در برخی موارد هزینه مستقیمی مشابه سپردههای سرمایهگذاری پرداخت نمیکند.
راه سوم افزایش درآمدهای غیرمشاع و کارمزدی است. بانکی که بخش بیشتری از درآمد خود را از کارمزد خدمات، انتقال وجه، ضمانتنامه، بانکداری دیجیتال و خدمات مشابه بسازد، کمتر به فاصله نرخ تسهیلات و سپرده وابسته خواهد بود.
پاسارگاد در همه این حوزهها فعالیت دارد، اما برای تشخیص اینکه کدام مسیر در سال جاری توانسته فشار هزینه منابع را خنثی کند، باید صورت مالی ششماهه منتشر شود.
ویپاد میتواند در این معادله چه نقشی داشته باشد؟
بانک پاسارگاد طی سالهای گذشته روی بانکداری دیجیتال و ویپاد سرمایهگذاری کرده و بخش قابل توجهی از خدمات خرد خود را به بستر دیجیتال منتقل کرده است. بانک همچنین در شش ماه نخست سال ۱۴۰۵ هزاران فقره تسهیلات تکلیفی ازدواج و فرزندآوری پرداخت کرده است.
مزیت بالقوه بانکداری دیجیتال این است که میتواند هزینه ارائه خدمت و جذب مشتری را کاهش دهد و در صورت مقیاس مناسب، درآمدهای کارمزدی یا منابع خرد بیشتری ایجاد کند.
اما برای تبدیل این مزیت به تحلیل مالی باید ارقام دقیق دید؛ تعداد کاربر به تنهایی کافی نیست. مهم این است که مشتری دیجیتال چه مقدار سپرده کمهزینه وارد بانک میکند، چه درآمد کارمزدی میسازد و هزینه جذب و نگهداری او چقدر است.
اگر ویپاد بتواند سهم منابع کمهزینه را بالا ببرد، از زاویه این گزارش مستقیماً به یکی از مسائل اصلی وپاسار یعنی قیمت پول کمک خواهد کرد.
سپرده بیشتر همیشه خبر خوبی نیست
رشد سپرده معمولاً در نگاه نخست نشانهای مثبت برای بانک است، زیرا منابع بیشتری برای تسهیلات و سرمایهگذاری ایجاد میکند. اما تمام سپردهها کیفیت اقتصادی یکسان ندارند.
یک سپرده گرانقیمت که بانک بابت آن نرخ بالایی پرداخت میکند فقط زمانی ارزشآفرین است که بانک بتواند همان منبع را در داراییای با بازده بالاتر و ریسک قابل قبول قرار دهد.
اگر فاصله این دو نرخ کوچک شود، رشد حجم منابع میتواند درآمد را بالا ببرد اما حاشیه را پایین بیاورد.
از همین رو، تحلیل بانک باید از «میزان سپرده» عبور و به «ترکیب سپرده» برسد.
درآمد تسهیلات هم باید از نظر کیفیت بررسی شود
افزایش درآمد تسهیلاتی در صورتی ارزش بالاتری دارد که اصل و سود تسهیلات نیز با کیفیت مناسب وصول شوند. درآمدی که بعداً به مطالبات غیرجاری، امهال یا ذخیره سنگین منتهی شود، ارزش اقتصادی متفاوتی دارد.
داده پنجماهه مورد استفاده در این گزارش درباره کیفیت کل سبد اعتباری وپاسار پاسخ کامل نمیدهد. برای این موضوع باید نسبت مطالبات غیرجاری، ذخایر کاهش ارزش و وضعیت مشتریان عمده در صورت مالی بررسی شوند.
بنابراین حتی اگر بانک بتواند نرخ بازده تسهیلات را بالا ببرد، افزایش بازده نباید از مسیر افزایش ریسک اعتباری به دست آید.
هدف مطلوب بانک ترکیب سه متغیر است: منابع ارزانتر، تسهیلات با بازده مناسب و کیفیت اعتباری قابل قبول.
درآمدهای دیگر میتوانند داستان را تغییر دهند
تمرکز این گزارش عمداً بر درآمد تسهیلات و سود سپرده است؛ زیرا این دو پایه اصلی واسطهگری مالی بانک هستند. اما وپاسار فقط از این دو ردیف تشکیل نشده است.
بانک از کارمزدها، سپردهگذاری، اوراق، سرمایهگذاریها و سایر فعالیتها نیز درآمد دارد. بنابراین کاهش فاصله تسهیلات و سپرده الزاماً به معنای کاهش سود نهایی بانک نیست.
ممکن است رشد کارمزد یا درآمد سرمایهگذاری تمام این فشار را جبران کند یا حتی سود خالص را افزایش دهد.
به همین دلیل این گزارش از عبارت «فشار بر حاشیه عملیات بانکی» استفاده میکند، نه اینکه از روی پنج ماه فعالیت ماهانه درباره سود خالص بانک حکم قطعی صادر کند.
واگذاری داراییها هم یک مسیر دیگر است
بانک پاسارگاد در ماههای اخیر فرآیند فروش بخشی از داراییهای خود را نیز دنبال کرده است. بانک ۱۱۷ ملک مازاد را به مزایده گذاشته بود که برای ۱۰ ملک پیشنهاد دریافت شد و مذاکرات ادامه یافت.
همچنین برنامه عرضه عمده ۱۸.۹۹ درصد از سهام بیمه پاسارگاد اعلام شده است.
فروش دارایی میتواند نقدینگی آزاد و ساختار ترازنامه را سبکتر کند، اما ماهیت آن با درآمد تکرارشونده بانکداری متفاوت است. بانک نمیتواند هر سال برای پوشش فشار هزینه پول همان ملک یا همان سهام را دوباره بفروشد.
بنابراین ارزش پایدار وپاسار همچنان باید از عملیات اصلی و درآمدهای تکرارشونده ساخته شود و فروش دارایی نقش مکمل دارد.
افزایش سرمایه هم مسئله قیمت پول را حل نمیکند
بانک پاسارگاد برنامه افزایش سرمایه از حدود ۴۶.۹ همت به ۸۵.۱ همت را دنبال کرده، هرچند فرآیند دریافت مجوز به دلیل تکمیلنشدن مدارک در مهلت مقرر با تأخیر مواجه شده است.
افزایش سرمایه میتواند نسبتهای نظارتی، ظرفیت توسعه و ساختار حقوق صاحبان سهام را تقویت کند، اما بهخودیخود هزینه سپرده را کاهش نمیدهد.
بانک ممکن است سرمایه بسیار بزرگتری داشته باشد و همچنان برای جذب منابع جاری خود هزینه بالایی بپردازد.
بنابراین افزایش سرمایه و مدیریت قیمت پول دو پروژه متفاوتاند؛ هر دو مهم هستند اما یکی جای دیگری را نمیگیرد.
چرا فقط رشد درآمد را نباید تیتر کرد؟
اگر فقط رقم ۱۲۵ همت درآمد تسهیلاتی دیده شود، تصویر وپاسار بسیار قدرتمند به نظر میرسد؛ درآمد تسهیلات بیش از ۶۲ درصد افزایش یافته و بانک در مقیاس بسیار بزرگتری فعالیت میکند.
اما اضافه کردن رقم ۱۱۰.۶ همت سود سپرده تصویر را کامل میکند. هزینه اصلی منابع با سرعت ۷۳ درصدی رشد کرده است.
همین است که تفاوت گزارش تحلیلی با بازنشر گزارش فروش یا درآمد را میسازد. در بانک، پولی که ساخته میشود بدون پولی که برای جذب منابع پرداخت شده معنای کاملی ندارد.
وپاسار هنوز فاصله مثبت دارد
با همه این فشارها، اختلاف پنجماهه درآمد تسهیلاتی و سود سپرده همچنان حدود ۱۴.۶ همت مثبت است. یعنی درآمد تسهیلاتی هنوز از هزینه سود سپرده بالاتر قرار دارد.
بنابراین این گزارش نباید به این برداشت منجر شود که عملیات تسهیلاتی وپاسار در پنج ماه منفی شده است. چنین گزارهای با ارقام موجود درست نیست.
مسئله اصلی کاهش کیفیت نسبی فاصله است: سال گذشته حدود ۱۳.۲ همت اختلاف روی ۷۷ همت درآمد تسهیلاتی وجود داشت و امسال ۱۴.۶ همت اختلاف روی ۱۲۵ همت درآمد ایجاد شده است.
مقیاس بسیار بزرگتر شده، اما فاصله تنها اندکی افزایش یافته است.
این همان نقطهای است که صورت مالی ششماهه تعیینکننده میشود
گزارش ششماهه باید چند ابهام اصلی را پاسخ دهد. اول، متوسط هزینه واقعی منابع بانک چقدر شده است؟ دوم، بازده داراییهای سودآور چگونه تغییر کرده؟ سوم، سهم سپردههای ارزان و گران در ترکیب منابع چه تغییری داشته است؟
چهارم، درآمدهای کارمزدی چه میزان رشد کردهاند؟ پنجم، کیفیت اعتباری تسهیلات چگونه بوده و چه میزان ذخیره برای مطالبات نیاز شده است؟
اگر پاسخ این متغیرها مناسب باشد، فشار مشاهدهشده در فاصله تسهیلات و سپرده میتواند از مسیر دیگر درآمدها جبران شده باشد.
اگر سایر درآمدها نیز نتوانسته باشند این شکاف را پوشش دهند، آن زمان رشد هزینه پول تأثیر جدیتری در سود دوره خواهد داشت.
مهر فقط درباره تراز منفی شهریور نیست
در نسخه نخست، تمرکز روی چرخش شدید عملکرد شهریور بود. اما برای تیتر یک اقتصاد، اهمیت گزارش مهر در جای دیگری قرار دارد: آیا رشد هزینه منابع ادامه پیدا میکند؟
حتی اگر تراز ماهانه مهر دوباره مثبت شود، باید دید این مثبت شدن چگونه اتفاق افتاده است. آیا هزینه سپرده کاهش یافته، درآمد تسهیلات رشد کرده یا درآمدهای دیگری به کمک بانک آمدهاند؟
این تفکیک بسیار مهمتر از خود علامت مثبت یا منفی تراز خواهد بود.
یک بانک میتواند یک ماه مثبت شود اما حاشیه ساختاری آن همچنان تحت فشار باشد؛ همانطور که ممکن است یک ماه منفی ثبت کند اما روند بنیادی آن تغییری نکرده باشد.
۹۷ درصد رشد درآمد تازه کجا رفت؟
محاسبه پنجماهه ساده اما قابل توجه است. درآمد تسهیلات نسبت به سال گذشته حدود ۴۸.۱۶ همت افزایش یافته است. هزینه سود سپردهها نیز حدود ۴۶.۷۶ همت بالا رفته است. حاصل تقسیم رشد هزینه به رشد درآمد تقریباً ۹۷ درصد است.
این عدد نمیگوید ۹۷ درصد کل درآمد بانک صرف سود سپرده شده؛ بلکه میگوید ۹۷ درصد افزایش درآمد تسهیلاتی نسبت به سال قبل، با افزایش همزمان هزینه سود سپردهها همراه شده است.
همین تفاوت کوچک در تعریف برای تحلیل مالی حیاتی است.
در نتیجه سؤال اصلی از اینجا شکل میگیرد: چرا بانک برای ساخت ۴۸ همت درآمد تسهیلاتی بیشتر مجبور شده تقریباً همان مقدار هزینه سپرده بیشتری تحمل کند؟
رقابت بانکها برای پول میتواند پشت ماجرا باشد؟
در یک محیط بانکی که نرخ بازده اوراق و سایر ابزارهای مالی بالاست، سپردهگذار نیز برای نگه داشتن پول در بانک بازده بالاتری مطالبه میکند. در چنین فضایی بانکها برای حفظ و جذب منابع با یکدیگر و با بازار بدهی رقابت میکنند.
اما درباره وپاسار نمیتوان بدون داده ترکیب سپردهها نتیجه گرفت افزایش هزینه دقیقاً ناشی از افزایش نرخ رقابتی بوده است. افزایش حجم سپردههای سرمایهگذاری نیز میتواند همان اثر ریالی را ایجاد کند.
پس این موضوع باید در حد یک فرضیه اقتصادی باقی بماند تا صورت مالی ترکیب منابع را روشن کند.
آنچه قطعی است رشد ۷۳ درصدی مبلغ سود پرداختی است، نه علت نهایی آن.
مدل بهتر برای پاسارگاد چیست؟
از منظر بانکی، بهترین حالت این است که رشد وپاسار بیشتر از منابع کمهزینه و درآمد کارمزدی تغذیه شود و تسهیلات نیز با بازده متناسب و کیفیت اعتباری بالا رشد کنند.
در چنین مدلی بانک مجبور نیست برای هر واحد رشد درآمد، تقریباً همان میزان افزایش هزینه سود سپرده تحمل کند.
این نقطه به ویژه برای بانکی با شبکه دیجیتال گسترده اهمیت دارد؛ زیرا بانکداری دیجیتال زمانی ارزش واقعی ایجاد میکند که هزینه جذب و خدمترسانی به منابع را کاهش دهد و مشتری را به منبع درآمد کارمزدی یا سپرده کمهزینه تبدیل کند.
صرف افزایش تعداد کاربران یا تعداد تراکنشها برای اثبات این هدف کافی نیست؛ صورت مالی باید نتیجه آن را نشان دهد.
وپاسار بزرگتر شده؛ حاشیهاش چه؟
پاسارگاد در پنج ماه نخست سال از نظر درآمد تسهیلاتی رشد بسیار بزرگی ثبت کرده است. درآمد از ۷۷.۱ همت به ۱۲۵.۲ همت رسیده و تقریباً ۴۸.۲ همت افزایش یافته است. اما سود پرداختی به سپردهها نیز از ۶۳.۹ همت به ۱۱۰.۶ همت افزایش پیدا کرده و نزدیک به ۴۶.۸ همت بیشتر شده است.
نتیجه این است که اختلاف این دو ردیف از حدود ۱۳.۲ همت به ۱۴.۶ همت رسیده؛ رشد حدود ۱۰.۷ درصدی فاصله، در شرایطی که مقیاس درآمد تسهیلاتی بیش از ۶۲ درصد بزرگتر شده است.
این ارقام ثابت نمیکنند سود خالص وپاسار کاهش یافته یا بانک وارد وضعیت نامناسبی شده است؛ برای چنین نتیجهای باید تمام صورت مالی، درآمد کارمزد، سرمایهگذاری، کیفیت تسهیلات و ذخایر بررسی شوند.
اما یک واقعیت اقتصادی را روشن میکنند: قیمت پول برای بانک پاسارگاد به متغیری بسیار جدیتر تبدیل شده است.
مسئله اصلی وپاسار در ادامه سال بنابراین فقط این نیست که چه مقدار تسهیلات میدهد یا چند همت درآمد جدید ثبت میکند. سؤال مهمتر این است که برای ساخت هر همت درآمد تازه، چه مقدار هزینه بیشتری برای جذب و نگهداری منابع پرداخت میکند؟
اگر بانک بتواند ترکیب سپردهها را به سمت منابع ارزانتر ببرد، درآمد کارمزدی را بزرگتر کند و بازده داراییها را بدون افزایش نامتناسب ریسک اعتباری بالا ببرد، مقیاس بزرگ فعلی میتواند دوباره به افزایش محسوس حاشیه تبدیل شود.
اما اگر روند پنجماهه ادامه پیدا کند و هزینه سپردهها همچنان سریعتر از درآمد تسهیلات رشد کنند، رکوردهای بزرگ درآمد یک سؤال مهم را بیپاسخ خواهند گذاشت: بانک پاسارگاد بزرگتر شده است؛ اما آیا از هر واحد پولی که واسطهگری میکند، نسبت به گذشته ارزش بیشتری برای سهامدار باقی میگذارد یا کمتر؟