چین بازی نفتی ایران را به هم زد؟ راز سقوط واردات پکن و آینده تنگه هرمز
آمارهای منتشرشده نشان میدهد کاهش خرید نفت چین بسیار بزرگتر از یک نوسان عادی فصلی بوده است. چین طی پنج سال گذشته بهطور متوسط روزانه حدود ۱۱.۵ میلیون بشکه نفت وارد میکرد، اما از ماه آوریل این رقم بهطور میانگین به حدود هشت میلیون بشکه در روز کاهش یافت. واردات ژوئن نیز به ۷.۱۲ میلیون بشکه در روز رسید که پایینترین میزان از اکتبر ۲۰۱۶ و ۴۱.۳ درصد کمتر از مدت مشابه سال قبل بود.
برآورد دیگری نشان میدهد خالص واردات دریایی نفت چین در دوره ۳۰روزه منتهی به هشتم مه، نسبت به سال قبل حدود ۵.۵ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کرد؛ رقمی معادل بیش از پنج درصد تقاضای جهانی نفت. این افت گسترده، میلیونها بشکه نفت را برای خریداران دیگر آزاد کرد و بخشی از فشار صعودی قیمتها را کاهش داد.
بنابراین این ادعا که چین در کنترل قیمت جهانی نفت نقش مهمی داشته، از نظر آماری قابل دفاع است. مسئله اصلی اما منشأ این کاهش است: آیا پکن آگاهانه و با هدف کنترل بازار خرید خود را پایین آورد یا ناامنی عرضه و قیمتهای بالا، این تصمیم را به چین تحمیل کرد؟
چین ناظم بازار بود یا ناچار به عقبنشینی شد؟
رفتار پکن ترکیبی از هر دو سناریو بود. چین در مقام بزرگترین واردکننده نفت جهان، ابزارهایی داشت که بسیاری از کشورهای مصرفکننده در اختیار ندارند. پالایشگاههای این کشور فعالیت خود را کاهش دادند، تعمیرات برنامهریزیشده را جلو انداختند، از ذخایر استفاده کردند و حتی تعدادی از محمولههای خریداریشده در قراردادهای بلندمدت را دوباره به خریداران خارجی فروختند. این رفتارها نشان میدهد چین منفعل نبود و برای کاهش آثار بحران، یک برنامه مدیریت تقاضا اجرا کرد.
با این حال، این مدیریت در فضایی کاملاً اختیاری انجام نشد. پیش از بحران، حدود یکپنجم عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز عبور میکرد و اختلال مؤثر در این مسیر، دسترسی پالایشگاههای آسیایی به بخش بزرگی از نفت خلیج فارس را محدود کرد. برآوردهای بازار از خارج شدن حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده از چرخه عرضه حکایت دارد.
پالایشگاههای چینی میتوانستند برای خرید نفت برزیل، غرب آفریقا، دریای شمال یا آمریکا وارد رقابت شدیدتری شوند، اما چنین اقدامی هزینه حمل و قیمت خوراک آنها را افزایش میداد. در شرایطی که نفت گران و حاشیه سود پالایش پایین باشد، ادامه تولید با ظرفیت بالا میتواند زیانآور شود. از این منظر، کاهش واردات بیشتر شبیه «مدیریت خسارت» بود تا نمایش قدرت مطلق یک مصرفکننده بر بازار.
پکن چگونه جلوی جهش سریع نفت را گرفت؟
چین از چند مسیر همزمان اثر شوک عرضه را کاهش داد. نخست، میزان نفت ورودی به پالایشگاهها را پایین آورد. فعالیت پالایشگاههای چین در ژوئن به حدود ۱۲.۴۷ میلیون بشکه در روز رسید که ۱۷.۷ درصد کمتر از ژوئن ۲۰۲۵ و پایینترین میزان از دوران همهگیری کرونا در مارس ۲۰۲۰ بود.
دوم، پکن از موجودی انبارهای خود استفاده کرد. به دلیل محرمانه بودن آمار ذخایر دولتی و تجاری چین، اندازه دقیق این ذخایر مشخص نیست. با این حال، محاسبات مبتنی بر واردات، تولید داخلی و مقدار پالایش نشان میدهد چین در ماه ژوئن احتمالاً روزانه حدود ۹۴۰ هزار بشکه از ذخایر خود برداشت کرده است. البته این کشور در مجموع نیمه نخست سال هنوز حدود ۵۳۰ هزار بشکه در روز به ذخایر اضافه کرده بود؛ موضوعی که نشان میدهد با یک پشتوانه اولیه قابلتوجه وارد بحران شده است.
سوم، پالایشگاههای چینی برخی محمولههای گرانقیمت را به دیگر کشورها فروختند. این اقدام هم نیاز چین به پردازش نفت گران را کاهش داد و هم عرضه بیشتری در اختیار خریداران دیگر قرار داد. مجموعه این اقدامات اجازه نداد کمبود نفت خلیج فارس بلافاصله به یک رقابت جهانی کنترلناپذیر برای خرید محموله تبدیل شود.
آیا چین ابزار فشار تنگه هرمز را بیاثر کرد؟
در کوتاهمدت، اقدامات چین قدرت انتقال شوک عرضه به قیمت جهانی را کاهش داد. اگر بزرگترین خریدار نفت جهان وارد بازار میشد و برای جایگزینی تمام نفت ازدسترفته با پالایشگاههای ژاپنی، کرهای، هندی و اروپایی رقابت میکرد، احتمالاً قیمتها زودتر و با شدت بیشتری افزایش مییافت.
از این نظر، چین بخشی از اثربخشی فوری اختلال در هرمز را خنثی کرد. شوکی که میتوانست ظرف چند روز به انفجار قیمتی منجر شود، با افت مصرف پالایشگاهی، برداشت از ذخایر و کاهش واردات به تأخیر افتاد.
اما تأخیر در انتقال شوک با حذف آن یکسان نیست. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده موجودی قابل مشاهده نفت جهان از زمان آغاز بحران با متوسط سرعت ۳.۸ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. ذخایر دولتی کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز به پایینترین سطح از دسامبر ۱۹۹۰ رسیده است. این ارقام نشان میدهد ثبات نسبی قیمتها با مصرف ضربهگیرهای موجود در سیستم به دست آمده، نه با رفع کمبود اصلی عرضه.
بحران از نفت خام به بنزین و گازوئیل منتقل شد
یکی از پیامدهای مهم سیاست چین، انتقال فشار از بازار نفت خام به فرآوردههای نفتی بود. کاهش ظرفیت پالایشی به معنای تولید کمتر بنزین، گازوئیل، سوخت جت و سایر محصولات است. چین برای حفظ عرضه داخلی، محدودیتهایی غیررسمی بر صادرات فرآورده اعمال کرد و در ژوئن فقط حدود ۳۹۳ هزار بشکه در روز فرآورده سبک و میانتقطیر صادر کرد.
همزمان، بازارهای جهانی سوخت با کمبود روبهرو شدند. حاشیه سود پالایش گازوئیل در اروپا به رکورد رسید و ذخایر فرآورده کشورهای توسعهیافته، با وجود بهبود محدود، همچنان پایینتر از متوسط سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ باقی ماند. قیمت بنزین و گازوئیل حتی در دورههایی که نفت خام آرامتر بود، در سطوح بالا باقی ماند.
این تحول گزاره «چین بحران را مهار کرد» را ناقص میکند. پکن توانست تقاضای نفت خام را کاهش دهد، اما بخشی از هزینه این تصمیم به بازار سوخت منتقل شد. به بیان ساده، بشکهای که خریداری و پالایش نشد، شاید قیمت نفت خام را پایین نگه داشت، اما از عرضه بنزین و گازوئیل آینده نیز کم کرد.
ذخایر چین تا چه زمانی دوام میآورد؟
هیچ آمار رسمی و شفافی از حجم کامل ذخایر راهبردی و تجاری چین منتشر نمیشود. حتی نهادهای بینالمللی برای برآورد موجودی این کشور ناچارند اختلاف میان تولید داخلی، واردات، صادرات و مصرف پالایشگاهی را محاسبه کنند. اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز تأکید کرده که تخمین ذخایر چین با عدم قطعیت قابلتوجهی همراه است.
با این حال، روند کلی روشن است: کاهش واردات، برداشت از ذخایر و پایین آوردن تولید پالایشگاهی را نمیتوان برای همیشه ادامه داد. کاهش مستمر پالایش، عرضه سوخت به حملونقل، صنعت و کشاورزی را محدود میکند و میتواند تورم انرژی و افت فعالیت اقتصادی را به همراه داشته باشد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز برآورد کرده است که اختلال در عرضه و کاهش دسترسی به فرآوردهها، تحویل نفت به مصرفکنندگان نهایی جهان را در سهماهه دوم سال حدود پنج میلیون بشکه در روز کاهش داده است. این نهاد پیشبینی کرده تقاضای جهانی نفت در کل سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز پایینتر از سال قبل باشد؛ نشانهای از اینکه بحران انرژی بخشی از تقاضا را عملاً از اقتصاد جهانی حذف کرده است.
بازگشت نفت به بالای ۱۰۰ دلار چه پیامی دارد؟
آخرین تحولات بازار نشان میدهد ظرفیت چین و سایر مصرفکنندگان برای مهار قیمت نامحدود نیست. قیمت نفت برنت در معاملات ۲۳ ژوئیه به ۱۰۵ دلار و ۷۰ سنت رسید و برخی محمولههای فیزیکی نفت دریای شمال تا نزدیکی ۱۱۰ دلار معامله شدند. اختلال دوباره در هرمز، حمله به نفتکشها در دریای سرخ و کاهش صادرات قزاقستان، خریداران آسیایی را برای یافتن نفت جایگزین تحت فشار قرار داده است.
عبور دوباره نفت از مرز ۱۰۰ دلار تأیید میکند که افت تقاضای چین فقط شدت و زمان شوک را تغییر داده است. تا زمانی که مسیرهای عرضه به شرایط عادی بازنگردند، هر اختلال تازه میتواند با موجودی کمتر و ظرفیت پالایشی محدودتر روبهرو شود و واکنش قیمتی بزرگتری ایجاد کند.
چین بازی ایران را خراب کرد یا زمان خرید؟
پاسخ دقیق این است که چین در کوتاهمدت بخشی از اهرم قیمتی ناشی از اختلال تنگه هرمز را تضعیف کرد، اما نتوانست پیامد اقتصادی بحران را حذف کند. پکن با کاهش خرید و پالایش، جلوی رقابت فوری برای نفت گران را گرفت و به بازار جهانی زمان داد؛ در مقابل، ذخایر خود را مصرف کرد، تولید فرآورده را کاهش داد و بخشی از فشار را به بازار بنزین و گازوئیل منتقل ساخت.
بنابراین چین نه «فرمانروای مطلق بازار» بود و نه «قربانی کاملاً بیاختیار». این کشور با استفاده از اندازه اقتصاد، ذخایر و ظرفیت پالایشی خود، یک عقبنشینی حسابشده انجام داد. نتیجه آن، تبدیل شوک سریع قیمت نفت به یک فرسایش تدریجی در ذخایر و زنجیره فرآورده بود.
برای سیاستگذاران تهران، نتیجه مهمتری نیز وجود دارد: اتکا به شوک فوری قیمت نفت ممکن است در برابر مصرفکنندهای مانند چین کارایی گذشته را نداشته باشد. چین میتواند برای مدتی تقاضا را منقبض، مسیرهای خرید را متنوع و هزینه بحران را در طول زمان پخش کند. با این حال، اگر اختلال طولانی شود، کاهش ذخایر، افت تولید پالایشگاهی و افزایش قیمت فرآوردهها دوباره فشار را به بازار نفت خام بازمیگرداند.
پس چین بازی را پایان نداده است؛ فقط قواعد آن را تغییر داده و زمان واکنش بازار را طولانیتر کرده است.