نفت ۱۲۰ دلاری در راه است؟ تنگه هرمز و سقوط ذخایر، بازار انرژی را وارد مرحله خطرناک کرد
قیمت جهانی نفت از ابتدای ماه ژوئیه وارد مسیر صعودی تازهای شده است. در معاملات چهارشنبه ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶، بهای نفت برنت با حدود دو درصد افزایش به محدوده ۹۲.۸۵ دلار در هر بشکه رسید و نفت وستتگزاس اینترمدیت آمریکا نیز تا حدود ۸۶ دلار بالا رفت. تشدید درگیری میان آمریکا و ایران، کاهش عبور نفتکشها از تنگه هرمز و افزایش تهدیدها علیه مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ، مهمترین عوامل این جهش معرفی شدهاند.
چرا روایت اشباع عرضه نفت دوام نیاورد؟
پس از تفاهم موقت ایران و آمریکا در ماه ژوئن و افزایش تدریجی تردد نفتکشها از تنگه هرمز، تصور غالب در بازار این بود که میلیونها بشکه نفت محبوسشده در خلیج فارس وارد بازار خواهد شد. همین انتظار سبب شد قیمت نفت در ماه ژوئن بخش بزرگی از رشد ناشی از جنگ را از دست بدهد و برخی مؤسسات درباره شکلگیری مازاد عرضه در ماههای پایانی سال هشدار دهند.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش ماه ژوئیه خود تأیید کرد که عرضه جهانی نفت در ژوئن روزانه ۴.۱ میلیون بشکه افزایش یافت و به ۹۸.۸ میلیون بشکه در روز رسید. با این حال، همین گزارش نشان میدهد تولید جهانی همچنان روزانه ۹.۴ میلیون بشکه کمتر از سطح پیش از آغاز جنگ بوده است. بنابراین افزایش عرضه ژوئن بیش از آنکه نشانه بازگشت کامل بازار باشد، تنها یک احیای موقت و ناقص محسوب میشد.
از سرگیری حملات در روزهای هفتم و هشتم ژوئیه، محاسبات مربوط به بازگشت سریع عرضه را تغییر داد. آژانس بینالمللی انرژی تصریح کرده است که پیشبینی مازاد عرضه در ماههای آینده به کاهش تنش، افزایش عبور نفتکشها از تنگه هرمز و راهاندازی مجدد تأسیسات نفتی و پالایشگاهی منطقه وابسته است. در نتیجه، بدون توافق پایدار سیاسی نمیتوان مازاد عرضه پیشبینیشده را قطعی دانست.
ذخایر نفت روی آب افزایش یافت، مخازن زمینی خالیتر شدند
یکی از مهمترین نکات گزارش آژانس بینالمللی انرژی، تفاوت میان نفت ذخیرهشده روی آب و موجودی مخازن زمینی است. ذخایر قابل رصد جهانی در ماه ژوئن ۲۱ میلیون بشکه افزایش یافت، اما این رشد عمدتاً ناشی از افزایش نفت موجود در نفتکشها بود؛ محمولههایی که از خلیج فارس خارج شدهاند اما هنوز به مقصد نرسیده یا وارد پالایشگاهها نشدهاند.
در مقابل، ذخایر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی پس از کاهش ۷۳ میلیون بشکهای در ماه مه، در ژوئن نیز ۶۲ میلیون بشکه پایین آمد. حدود ۴۴ میلیون بشکه از این کاهش مربوط به برداشت دولتها از ذخایر اضطراری بود. ذخایر نفت خام کشورهای غیرعضو OECD نیز ۳۷ میلیون بشکه کاهش پیدا کرد که بخش عمده آن به افت ۴۱ میلیون بشکهای ذخایر چین مربوط بود.
این آمار نشان میدهد افزایش نفت روی آب الزاماً به معنای وفور عرضه قابلاستفاده نیست. زمانی که نفتکشها به دلیل مخاطرات امنیتی، افزایش هزینه بیمه یا محدودیت بنادر با تأخیر حرکت میکنند، فاصله میان تولید نفت و تحویل واقعی آن به پالایشگاه بیشتر میشود. نتیجه چنین وضعیتی، ظاهری نسبتاً آرام در بازار نفت خام و فشار شدید در بازار فیزیکی و فرآوردههای نفتی است.
زنگ خطر در کاشینگ و ذخایر استراتژیک آمریکا
آمریکا از زمان آغاز درگیری، برای کنترل قیمت انرژی و جلوگیری از جهش هزینه سوخت، برداشت از ذخایر نفتی خود را افزایش داده است. دادههای منتشرشده برای هفته منتهی به سوم ژوئیه نشان میدهد ذخایر نفت در پایانه کاشینگ اوکلاهما به حدود ۱۹.۶ میلیون بشکه رسیده بود؛ سطحی که به محدوده حداقل عملیاتی این مرکز بزرگ ذخیرهسازی و تحویل قراردادهای نفت آمریکا نزدیک است.
پایین آمدن موجودی کاشینگ فقط یک کاهش آماری نیست. اگر حجم نفت در مخازن بیش از اندازه پایین بیاید، فشار و جریان لازم برای انتقال نفت از طریق خطوط لوله با مشکل روبهرو میشود و بخشی از موجودی نیز دیگر بهآسانی قابل برداشت نخواهد بود. به همین دلیل، ادامه تخلیه این مخازن میتواند عملکرد خود زیرساخت ذخیرهسازی را تهدید کند.
ذخایر استراتژیک نفت آمریکا نیز به پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ رسیده است. والاستریت ژورنال گزارش داده که دولتهای آمریکا طی چهار سال گذشته در مجموع ۳۵۲ میلیون بشکه از این ذخایر آزاد کردهاند؛ رقمی معادل نزدیک به نیمی از ظرفیت کل سامانه ذخایر اضطراری این کشور. برداشت مکرر علاوه بر کاهش موجودی، فرسودگی چاهها، پمپها و غارهای نمکی ذخیره نفت را تشدید کرده است.
اندی لیپو، رئیس شرکت «لیپو اویل اسوشیتس»، هشدار داده است که نزدیکشدن مخازن به حداقل سطح عملیاتی میتواند بدترین نگرانیهای بازار را در ماههای پایانی سال محقق کند. از نگاه او، در صورت خالیشدن قفسه ذخایر، تنها افزایش شدید قیمت و کاهش اجباری تقاضا قادر به ایجاد تعادل خواهد بود.
بحران اصلی شاید نفت خام نباشد؛ بنزین و گازوئیل گرانتر میشوند
بازار فرآوردههای نفتی اکنون شرایط نگرانکنندهتری نسبت به بازار نفت خام دارد. آژانس بینالمللی انرژی اعلام کرده حاشیه سود پالایش بنزین و گازوئیل در اوایل ژوئیه به بالاترین سطح چهار سال اخیر رسیده است. فعالیت پالایشگاههای جهان در ژوئن نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود شش میلیون بشکه در روز کمتر بود و شماری از پالایشگاههای صادراتی خاورمیانه هنوز فعالیت عادی خود را از سر نگرفتهاند.
در ماه ژوئن، صادرات نفت خام خلیج فارس به حدود سهچهارم سطح پیش از جنگ بازگشت، اما صادرات فرآوردههای نفتی و گاز مایع همچنان کمتر از نصف سطح قبلی بود. این شکاف نشان میدهد بازگشت نفت خام لزوماً به معنای افزایش فوری عرضه بنزین، دیزل و سوخت جت نیست. پالایشگاه آسیبدیده یا تعطیل نمیتواند نفت خام را به سوخت قابلمصرف تبدیل کند.
حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاهها و زیرساختهای صادراتی روسیه نیز فشار بازار دیزل را افزایش داده است. کاهش تولید پالایشگاههای روسی و محدودیت صادرات دیزل، همزمان با افت عرضه خاورمیانه، دو منبع مهم بازار جهانی سوخت را تحت تأثیر قرار دادهاند. آژانس بینالمللی انرژی تأکید کرده است که این حملات هم صادرات روسیه و هم تحویل سوخت در بازار داخلی این کشور را مختل کردهاند.
به همین دلیل حتی در صورت کاهش مقطعی قیمت نفت خام، نباید انتظار داشت قیمت بنزین و گازوئیل فوراً پایین بیاید. فاصله قیمت نفت خام و فرآوردههای پالایششده از ابتدای ژوئیه افزایش یافته و طبق گزارشهای بازار، حاشیه قیمت بنزین نسبت به نفت خام به حدود ۹۰ سنت در هر گالن رسیده است.
نقش چین در مهار قیمت نفت
چین یکی از عوامل محدودکننده جهش قیمت نفت است. پکن پیش از تشدید بحران، ذخایر قابلتوجهی از نفت خام ایجاد کرده بود و پس از افزایش قیمتها توانست واردات خود را کاهش دهد و بخشی از نیاز پالایشگاهها را از ذخایر داخلی تأمین کند. کاهش خرید چین فشار تقاضا برای نفت خام را موقتاً کمتر کرد و اجازه نداد قیمتها با سرعت بیشتری بالا بروند.
با این حال، ذخیرهسازی فرآوردههایی مانند بنزین، دیزل و سوخت هواپیما به اندازه نفت خام آسان نیست. ظرفیت انبارش این محصولات محدودتر است و کیفیت برخی فرآوردهها نیز در ذخیرهسازی طولانیمدت افت میکند. به همین دلیل بازار جهانی در برابر اختلال پالایشگاهها آسیبپذیرتر از اختلال کوتاهمدت تولید نفت خام است.
آیا نفت واقعاً به ۱۲۰ دلار میرسد؟
گلدمن ساکس هشدار داده است که اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند و تولید نفت کشورهای خلیج فارس تا پایان سال آینده به سطح عادی بازنگردد، قیمت نفت برنت ممکن است در سهماهه چهارم سال ۲۰۲۶ از ۱۲۰ دلار در هر بشکه عبور کند و میانگین آن در سال ۲۰۲۷ به ۱۰۰ دلار برسد.
با این حال، نفت ۱۲۰ دلاری سناریوی پایه گلدمن ساکس نیست. پیشبینی اصلی این بانک بر کاهش تدریجی تنشها استوار است و متوسط قیمت برنت را در سهماهه پایانی سال حدود ۸۰ دلار و در سال ۲۰۲۷ نزدیک به ۷۵ دلار در نظر میگیرد. بنابراین رسیدن به ۱۲۰ دلار به ادامه اختلال طولانیمدت در هرمز، تأخیر در بازسازی زیرساختهای انرژی و کاهش بیشتر ذخایر وابسته خواهد بود.
نفت گران چگونه به اقتصاد جهان منتقل میشود؟
افزایش طولانیمدت قیمت انرژی، هزینه حملونقل، تولید مواد غذایی، صنایع پتروشیمی، پروازهای مسافری و جابهجایی کالا را بالا میبرد. فشار نخست مستقیماً بر مصرفکنندگان سوخت وارد میشود، اما موج دوم آن میتواند به افزایش تورم و سختترشدن سیاستهای پولی بانکهای مرکزی منجر شود.
دولتها معمولاً با آزادسازی ذخایر، کاهش مالیات سوخت یا پرداخت یارانه تلاش میکنند از مصرفکنندگان حمایت کنند. این اقدامات فشار کوتاهمدت را کاهش میدهد، اما در عین حال مانع افت تقاضا میشود. هنگامی که عرضه محدود است و تقاضا کاهش نمییابد، بازار تنها از طریق افزایش بیشتر قیمت به تعادل میرسد.
در نتیجه، آینده قیمت نفت بیش از آنکه فقط به میزان تولید روزانه وابسته باشد، به سه متغیر بستگی دارد: وضعیت عبور نفتکشها از تنگه هرمز، سرعت بازگشت پالایشگاههای خاورمیانه و روسیه و میزان باقیمانده ذخایر اضطراری کشورهای مصرفکننده. تا زمانی که این سه عامل به شرایط عادی بازنگردند، نفت و بهویژه بنزین و گازوئیل مستعد باقیماندن در سطوح بالا خواهند بود.
بازار فعلاً با کمبود کامل نفت مواجه نیست، اما حاشیه امنیت آن بهشدت کاهش یافته است. همین کاهش حاشیه اطمینان کافی است تا هر حمله، تهدید دریایی یا توقف پالایشگاه، چند دلار به قیمت هر بشکه نفت اضافه کند. نفت ۱۲۰ دلاری هنوز قطعی نیست؛ اما دیگر سناریویی دور از ذهن نیز محسوب نمیشود.