کاهش ۱۰ درصدی مصرف لبنیات؛ چرا کالابرگ عمومی نتوانست سفره مردم را نجات دهد؟
عدد ۱۰ درصد هنوز یک برآورد صنفی است و نه نتیجه یک گزارش جامع و منتشرشده از هزینه و مصرف خانوار. بااینحال، شواهد دیگر نیز جهت کلی این هشدار را تأیید میکنند: افزایش شدید قیمت شیر خام، بالا رفتن نرخ محصولات پرمصرف و گزارشهایی که از کاهش طولانیمدت سرانه مصرف لبنیات در ایران خبر میدهند.
سخنگوی انجمن صنایع لبنی چه گفت؟
محمد فربد تأکید کرده است که تکنرخی شدن ارز از مطالبات صنعت لبنیات بوده و همچنان مورد حمایت انجمن قرار دارد. بااینحال، او میگوید آزادسازی یا اصلاح سیاست ارزی باید با حمایت مؤثر از مصرفکننده همراه شود؛ زیرا افزایش هزینه مواد اولیه و شیر خام مستقیماً به قیمت کالا در فروشگاه منتقل میشود.
به گفته فربد، کالابرگ فعلی اثر مثبتی بر میزان مصرف لبنیات نداشته است. استدلال او این است که خانوار میتواند اعتبار خود را میان اقلام مختلف توزیع کند و زمانی که برنج، روغن، مرغ یا دیگر نیازهای فوری در اولویت قرار میگیرند، سهم لبنیات کاهش مییابد. گزارشهای میدانی پیشین نیز نشان دادهاند که در سبد کالابرگ، برنج، روغن و مرغ در شمار انتخابهای اصلی خانوارها بودهاند و تقاضای شیر، ماست و پنیر ضعیفتر مانده است.
انجمن صنایع لبنی به همین دلیل خواستار تعریف «کالابرگ ویژه لبنیات» شده است؛ اعتباری که تنها برای خرید محصولات مشخصی مانند شیر، ماست و پنیر قابل استفاده باشد و نتوان آن را به کالاهای دیگر انتقال داد. هدف اعلامشده این پیشنهاد، بازگرداندن مصرف حداقل به سطح پیش از افزایش قیمتهای اخیر است.
شیر خام چگونه قیمت لبنیات را بالا برد؟
قیمت مصوب هر کیلوگرم شیر خام در بهار ۱۴۰۵ با افزایشی حدود ۲۹ درصد به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان رسید. پس از این تصمیم، قیمت چهار محصول پرمصرف نیز افزایش یافت: شیر نایلونی ۹۰۰ گرمی ۸۴ هزار تومان، شیر بطری یکلیتری کمچرب ۹۸ هزار تومان، پنیر UF چهارصد گرمی ۲۰۳ هزار تومان و ماست دبهای دوکیلویی ۲۲۸ هزار و ۷۰۰ تومان اعلام شد.
شیر خام بخش بزرگی از هزینه تولید محصولات لبنی را تشکیل میدهد. انجمن صنایع لبنی در مطالب منتشرشده خود سهم شیر خام از هزینه برخی محصولات را تا حدود ۶۰ یا ۷۰ درصد برآورد کرده است؛ هرچند این سهم برای شیر، ماست، پنیر، کره و محصولات فرآوریشده یکسان نیست. هزینه بستهبندی، انرژی، دستمزد، حملونقل سردخانهای و مواد افزودنی نیز در قیمت نهایی نقش دارند.
به همین علت، افزایش قیمت شیر خام الزاماً به همان درصد روی تمام کالاها اعمال نمیشود. محصولاتی که شیر بیشتری مصرف میکنند یا بازده تبدیل پایینتری دارند، ممکن است افزایش هزینه بیشتری را تجربه کنند. در مقابل، قیمت برخی محصولات تابع شرایط صادرات، میزان چربی، هزینه فرآوری و بازار جهانی نیز هست.
افت قیمت جهانی کره و شیر خشک چه مشکلی ایجاد کرده است؟
فربد همزمانی دو اتفاق را برای کارخانههای لبنی مشکلساز دانسته است: افزایش بهای شیر خام در داخل و کاهش قیمت جهانی کالاهای مهم صادراتی مانند شیر خشک و کره. در چنین وضعیتی، شرکتها شیر را با قیمت بالاتری خریداری میکنند، اما ممکن است محصول صادراتی را با نرخ پایینتری بفروشند و حاشیه سود آنها کاهش یابد. این توضیح، روایت انجمن صنایع لبنی از فشار واردشده بر شرکتهاست و برای ارزیابی دقیقتر باید صورتهای مالی، قیمت فروش صادراتی و حجم صادرات هر شرکت جداگانه بررسی شود.
کاهش جذابیت صادرات میتواند از یک جهت عرضه داخل را افزایش دهد، اما لزوماً به کاهش فوری قیمت مصرفکننده منجر نمیشود؛ زیرا هزینه شیر خام و سایر نهادههای تولید همچنان بالاست. از سوی دیگر، افت تقاضای داخلی میتواند کارخانهها را با ظرفیت خالی، افزایش هزینه متوسط تولید و فشار بیشتر بر نقدینگی روبهرو کند.
آیا مصرف لبنیات واقعاً ۱۰ درصد کم شده است؟
انجمن صنایع فرآوردههای لبنی کاهش اخیر را حدود ۱۰ درصد برآورد کرده است. فربد پیشتر نیز در اواخر سال ۱۴۰۴ گفته بود فروش یا سرانه مصرف محصولات لبنی از ابتدای آن سال حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است. بنابراین باید روشن شود رقم جدید به یک دوره تازه، مقایسه سالانه یا ادامه همان روند قبلی اشاره دارد؛ جزئیاتی که در خبر کوتاه منتشرشده توضیح داده نشده است.
همچنین آمارهای اعلامشده درباره سرانه مصرف یکسان نیستند. رئیس اتحادیه تعاونیهای صنایع لبنی در اردیبهشت ۱۴۰۵ این سرانه را کمتر از ۵۰ کیلوگرم در سال دانست، در حالی که برخی گزارشها ارقام ۶۰ تا ۷۰ کیلوگرم را مطرح کردهاند. تفاوت روش محاسبه، لحاظ کردن مصرف سنتی یا صنعتی و سال مبنای آمار میتواند بخشی از این فاصله را توضیح دهد.
با وجود اختلاف اعداد، هشدار اصلی تقریباً مشترک است: مصرف لبنیات در ایران بسیار پایینتر از میزان توصیهشده قرار دارد. مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت پیشتر گفته بود مصرف متوسط کشور حدود یک واحد در روز است، در حالی که نیاز توصیهشده روزانه دو تا سه واحد اعلام شده است.
چرا خانوارها لبنیات را زودتر حذف میکنند؟
شیر و ماست در ذهن سیاستگذار کالای اساسی محسوب میشوند، اما رفتار واقعی خانوار زیر فشار تورم متفاوت است. خانوادهای که اعتبار یا درآمد محدودی دارد، ابتدا کالاهایی را انتخاب میکند که مستقیماً وعده اصلی غذا را تشکیل میدهند؛ مانند نان، برنج، روغن، مرغ و حبوبات. لبنیات، میوه و برخی منابع ریزمغذی ممکن است ضروری باشند، اما حذف کوتاهمدت آنها احساس گرسنگی فوری ایجاد نمیکند و به همین دلیل زودتر قربانی محدودیت بودجه میشوند.
پیامدهای این تصمیم معمولاً تدریجی است. شیر و فرآوردههای لبنی از منابع مهم کلسیم، پروتئین، ویتامین B12 و برخی مواد مغذی دیگر هستند. راهنمای تغذیه سازمان جهانی بهداشت برای منطقه مدیترانه شرقی بر مصرف روزانه لبنیات، ترجیحاً انواع کمچرب، تأکید میکند و کلسیم را برای سلامت استخوان و کمک به پیشگیری از پوکی استخوان ضروری میداند.
این موضوع به معنای آن نیست که همه افراد الزاماً باید یک نوع محصول لبنی مصرف کنند. افراد دارای عدم تحمل لاکتوز، حساسیت یا محدودیت پزشکی ممکن است به محصولات بدون لاکتوز یا منابع جایگزین کلسیم نیاز داشته باشند. اما کاهش مصرف ناشی از فقر و ناتوانی مالی، با انتخاب تغذیهای آگاهانه متفاوت است.
کالابرگ ویژه لبنیات چه مزیتی دارد؟
کالابرگ اختصاصی میتواند تضمین کند بخشی از یارانه خانوار واقعاً صرف شیر، ماست و پنیر شود. چنین طرحی بهویژه برای کودکان، زنان باردار، سالمندان و خانوارهای کمدرآمد اهمیت بیشتری دارد. بااینحال، اختصاصی بودن اعتبار بهتنهایی موفقیت طرح را تضمین نمیکند.
مبلغ کالابرگ باید با افزایش قیمتها بهروز شود؛ در غیر این صورت، چند ماه پس از اجرا بخش کوچکی از هزینه خرید را پوشش خواهد داد. کالاهای مشمول نیز باید متنوع باشند تا خانوار میان برندها، بستهبندیها و محصولات کمچرب یا بدون لاکتوز حق انتخاب داشته باشد. محدود شدن طرح به یک محصول، چند شرکت یا شبکه توزیع محدود میتواند دسترسی را کاهش دهد.
همچنین باید مشخص شود هدف طرح افزایش مقدار مصرف است یا فقط کاهش مبلغ پرداختی. ارزیابی میزان خرید پیش و پس از اجرای برنامه، تفکیک دهکهای درآمدی و بررسی مصرف کودکان میتواند نشان دهد یارانه واقعاً به بهبود تغذیه منجر شده یا صرفاً شکل پرداخت را تغییر داده است.
تکنرخی شدن ارز بدون حمایت مصرفکننده چه نتیجهای دارد؟
تکنرخی شدن ارز میتواند رانت، تفاوت قیمت نهادهها و ابهام در تخصیص منابع را کاهش دهد، اما در کوتاهمدت احتمال دارد قیمت نهادههایی را که قبلاً ارز ارزانتر دریافت میکردند بالا ببرد. در صنعت لبنیات، این اثر ابتدا در خوراک دام و هزینه تولید شیر خام ظاهر میشود و سپس به کارخانه و مصرفکننده منتقل میشود.
به همین دلیل، حمایت از اصلاح ارزی و درخواست کالابرگ اختصاصی از نظر صنعت دو موضع متناقض نیستند: انجمن خواهان واقعی شدن قیمت نهادههاست، اما میگوید یارانه باید بهجای پنهان ماندن در ابتدای زنجیره، مستقیماً به مصرفکنندهای برسد که قدرت خریدش کاهش یافته است. موفقیت این مدل به شفافیت قیمت، جلوگیری از انحصار و کافی بودن اعتبار خانوار بستگی دارد.
جمعبندی
افزایش قیمت شیر خام به ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان و رشد قیمت محصولات پرمصرف، فشار تازهای بر بازار لبنیات وارد کرده است. انجمن صنایع فرآوردههای لبنی کاهش مصرف ناشی از این گرانی را حدود ۱۰ درصد برآورد میکند، اما این رقم هنوز باید با دادههای مستقل و رسمی مصرف خانوار سنجیده شود.
نقد اصلی محمد فربد به کالابرگ فعلی این است که آزادی انتخاب میان همه کالاها، لبنیات را به گزینه آخر بسیاری از خانوادهها تبدیل کرده است. کالابرگ اختصاصی میتواند بخشی از این مشکل را برطرف کند، مشروط بر اینکه اعتبار آن کافی، متناسب با تورم و در فروشگاههای گسترده قابل استفاده باشد.
کاهش مصرف لبنیات فقط مسئله فروش کارخانهها نیست؛ موضوعی مرتبط با سلامت عمومی و هزینههای درمانی آینده است. راهحل پایدار نیز صرفاً قیمتگذاری دستوری یا افزایش یارانه تولید نیست. شفافیت هزینهها، حمایت هدفمند از مصرفکننده، رقابت میان تولیدکنندگان و پایش واقعی سرانه مصرف باید همزمان اجرا شوند.