سقوط آزاد بورس تهران: از اوج تا افول در یک دوره بحرانی

بورس تهران از خردادماه تا کنون شرایطی بحرانی را پشت سر گذاشته است. شاخص کل بورس که در ابتدای این دوره در سطح سه میلیون و 252 هزار واحد قرار داشت، اکنون با سقوطی 26 درصدی به دو میلیون و 430 هزار واحد رسیده است.
ریزش شاخص کل در حالی رخ داده که طی این مدت بیش از 61 هزار میلیارد تومان نقدینگی از سهام، حقتقدم و صندوقهای سهامی خارج شده که در تاریخ بازار سرمایه کمسابقه تلقی میشود. طی این مدت، ارزش دلاری بازار سهام نیز در مسیر نزولی شتاب گرفته و اکنون به 80 میلیارد دلار رسیده است.
کوچ پول حقیقی به سمت طلا و صندوقهای درآمد ثابت
آمارها نشان میدهد در همین بازه 22 هزار و 664 میلیارد تومان نقدینگی به سمت صندوقهای طلا و حدود 22 هزار میلیارد تومان به صندوقهای درآمد ثابت سرازیر شده است. موضوعی که بهخوبی تغییر تمایل سرمایهگذاران را از داراییهای پرریسک به سمت ابزارهای امن و کمریسک بازتاب میدهد.
میانگین حجم معاملات سهام در این مدت تنها 20 میلیارد برگه سهم بوده و ارزش معاملات هم به 6 هزار و 600 میلیارد تومان کاهش یافته است. این آمارها نشان میدهد نهتنها قیمتها سقوط کرده، بلکه عمق معاملات نیز بهشدت افت داشته و بازار در رکود عمیق فرو رفته است.
جنگ 12 روزه و شروع بحران بورس
یکی از سختترین شوکهایی که بورس تهران در این دوره تجربه کرد، جنگ 12 روزه و تعطیلی اجباری آن بود. پس از بازگشایی، بازار سهام با موج شدیدی از فروش مواجه شد. فعالان بازار میگویند این وقفه باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران اعتماد خود را به بازار از دست بدهند، زیرا در زمان تعطیلی، ریسکهای سیاسی و اقتصادی افزایش یافت و بورس نتوانست این شوک را در بازگشایی جبران کند.
از همان زمان روند نزولی شاخص کل شدت گرفت و تلاشهای مقطعی برای بازگشت بازار هم به دلیل نبود محرکهای قوی، ناکام ماند.
ابهام در دیپلماسی؛ بازار تشنه خبر قطعی
نبود سیگنالهای روشن از مذاکرات سیاسی و پرونده دیپلماسی، دومین عامل مهم در ریزش بورس بود. سرمایهگذاران انتظار داشتند اخبار قطعی درباره پیشرفت یا توقف مذاکرات منتشر شود، اما در عوض تنها گمانهزنیهای پراکنده به بازار مخابره شد.
تحلیلگران تاکید میکنند که بازار سرمایه برای بازگشت به مسیر صعودی نیازمند قطعیت است. نبود شفافیت باعث شده سرمایهگذاران با هر خبر منفی به سمت فروش هجوم ببرند و در مقابل، اخبار مثبت نیز بهدلیل بیاعتمادی موجود چندان اثری بر بازار نداشته باشد.
نرخهای بهره و هزینه بالای سرمایهگذاری
یکی دیگر از عواملی که رکود بازار سرمایه را عمیقتر کرد، نرخهای بالای بهره بانکی و اوراق بدهی بود. این نرخها بازدهی بدون ریسک را برای سرمایهگذاران جذاب نگه داشته و عملا ریسکپذیری را کاهش داده است.
سرمایهگذاران ترجیح میدهند در شرایطی که سود بدون ریسک در سطوح بالا قرار دارد، داراییهای امنتری را انتخاب کنند تا اینکه سرمایه خود را در بازاری پرنوسان مانند بورس به خطر بیندازند. این موضوع بهویژه در ماههای اخیر سبب شد بخش بزرگی از نقدینگی به سمت صندوقهای درآمد ثابت و طلا حرکت کند.
بحران انرژی و فشار بر صنایع
ناترازی انرژی و محدودیتهای برق عامل مهم دیگری است که بر سودآوری صنایع فشار وارد کرده است. بسیاری از شرکتهای بورسی در ماههای اخیر با محدودیتهای تولید ناشی از قطع برق روبهرو بودهاند و این مساله حاشیه سود آنها را کاهش داده است.
سرمایهگذاران که بهدنبال ثبات در سودآوری هستند، با دیدن این ریسکها، تصمیم گرفتهاند بخشی از سرمایه خود را از بازار خارج کنند و به داراییهای کمریسکتر پناه ببرند.
جذابیت دلار و طلا در برابر اعتمادسوزی در بورس
بررسی جریان نقدینگی نشان میدهد از ابتدای این ریزش بزرگ، سرمایهگذاران حقیقی ترجیح دادهاند بهجای سهام، در صندوقهای طلا و حتی بازار ارز سرمایهگذاری کنند. تزریق 22 هزار و 664 میلیارد تومان به صندوقهای طلا گواهی روشن این روند است.
علاوه بر این، با فعال شدن مکانیسم ماشه و جهش نرخ دلار به مرز 105 هزار تومان، بخشی از سرمایهها به بازار ارز حرکت کرده و این موضوع فشار مضاعفی بر بورس وارد کرده است.
ضعف موجهای مثبت و فروش در هر صعود
در روزهای اخیر هر بار که شاخص کل تلاش کرده با موجی مثبت اندکی صعود کند، فروشندگان به سرعت وارد عمل شدهاند. کارشناسان معتقدند تا زمانی که اعتماد از دست رفته سهامداران بازنگردد و ریسکهای سیاسی و مالی کاهش نیابد، بازار نمیتواند صعودی پایدار را تجربه کند.
تالار شیشهای به فراموشی سپرده شد
اکنون پس از گذشت چند ماه از آغاز ریزش، شاخص کل در محدوده دو میلیون و 430 هزار واحدی متوقف شده است. برخی تحلیلگران میگویند اگر سیگنالهای مثبتی از مذاکرات سیاسی و کاهش نرخهای بهره منتشر شود، بازار میتواند بخشی از افت خود را جبران کند.
در مقابل، گروهی دیگر معتقدند تا زمانی که جریان نقدینگی معکوس نشود و سرمایهگذاران به بازار بازنگردند، بورس همچنان در معرض ریسک سقوطهای بیشتر قرار خواهد داشت.
در مجموع، آنچه مسلم است اینکه بازار سرمایه ایران در ماههای اخیر نهتنها از نظر شاخصها بلکه از نظر اعتماد عمومی نیز ضربه سنگینی خورده و به نحوی مسئولان نیز تالار شیشهای را فراموش کردهاند.