بازاری که خودش را میلرزاند؛ چرخه معیوب نوسان در طلا و نقره
بازارهای مالی همیشه میدان برهمکنش علت و معلول بودهاند، اما گاهی این رابطه آنقدر درهم میپیچد که دیگر نمیتوان تشخیص داد کدام متغیر آغازگر بوده است. بازار فلزات گرانبها در ماههای اخیر به چنین نقطهای رسیده؛ جایی که نوسان قیمتها نه نتیجه مستقیم تحولات اقتصادی، بلکه محصول بازتولید هیجان در خود بازار است. طلا و نقره، که traditionally بهعنوان پناهگاههای امن شناخته میشوند، امروز بیش از هر زمان دیگری شبیه داراییهای پرریسک رفتار میکنند.
بازار فلزات گرانبها و روایتسازی درونزا
رفتار اخیر بازار طلا و نقره نشان میدهد که وزن معاملات مشتقه و جریانهای سفتهبازی، از معاملات فیزیکی پیشی گرفته است. در چنین شرایطی، بازار دیگر صرفاً واکنشگر به دادههای کلان اقتصادی یا تحولات ژئوپلیتیک نیست، بلکه شروع به ساختن روایت مستقل از خودش میکند. این روایتسازی درونزا باعث میشود قیمتها بهجای اتکا به عرضه و تقاضای واقعی، به انتظارات کوتاهمدت و موجهای معاملاتی پاسخ دهند.
چرخه بازخوردی شکلگرفته به این صورت عمل میکند که هر نوسان، سیگنال نوسان بعدی میشود. افزایش قیمت، معاملهگران بیشتری را وارد میکند و ورود آنها، نوسان را تشدید میکند. نتیجه، بازاری است که از اقتصاد واقعی فاصله میگیرد و بیشتر شبیه یک سیستم خودتحریک عمل میکند.
مشتقات مالی و تغییر مرکز ثقل قیمتگذاری
در گذشته، بازار فیزیکی طلا و نقره نقش اصلی را در کشف قیمت ایفا میکرد. اما امروز، معاملات آتی و ابزارهای اهرمی به مرکز ثقل قیمتگذاری تبدیل شدهاند. این تغییر، حساسیت بازار را بهشدت افزایش داده است، زیرا حجم بالای معاملات مشتقه میتواند بدون نیاز به جابهجایی فیزیکی فلز، قیمتها را در کوتاهمدت جابهجا کند.
همین ویژگی باعث شده بازار نسبت به اخبار، شایعات و حتی تغییرات جزئی در احساسات معاملهگران واکنش اغراقآمیز نشان دهد. در چنین فضایی، مفهوم قیمت منصفانه کمرنگ میشود و قیمت بیشتر بازتابی از موقعیتهای معاملاتی باز است تا ارزش ذاتی دارایی.
نقش سفتهبازی چینی در اختلال کشف قیمت
تحلیلگران بازار فلزات گرانبها، از جمله راس نورمن، معتقدند موج پرحجم سفتهبازی در بازار مشتقات چین یکی از عوامل کلیدی اختلال در کشف قیمت است. استفاده گسترده از اهرمهای بالا در این بازار، امکان ایجاد نوسانهای بزرگ با سرمایه نسبتاً محدود را فراهم کرده است. این موضوع باعث شده اثر معاملات کاغذی، بر معاملات فیزیکی سایه بیندازد.
وقتی وزن بازار مشتقات از بازار واقعی بیشتر میشود، قیمتها دیگر بازتابدهنده تعادل واقعی عرضه و تقاضا نیستند. در چنین شرایطی، حتی تحلیلهای بنیادی نیز قدرت توضیحدهندگی خود را از دست میدهند و بازار وارد فاز بیثباتی مزمن میشود.
طلا و تناقض میان تقاضای پنهان و قیمتهای نامطمئن
طلا در ظاهر باید از بنیانهای مثبتی برخوردار باشد. خریدهای مستمر بانکهای مرکزی، نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و تردید نسبت به آینده ارزهای فیات، همگی عواملی هستند که بهطور سنتی از قیمت طلا حمایت میکنند. با این حال، کاهش شفافیت در رفتار خریداران بزرگ، این حمایت را مبهم کرده است.
بسیاری از بانکهای مرکزی ترجیح میدهند خریدهای خود را بدون سر و صدا انجام دهند تا از تنش سیاسی با آمریکا دور بمانند. این پنهانکاری، تصویر روشنی از میزان تقاضای واقعی ارائه نمیدهد. همزمان، بازارهایی مانند شانگهای شاهد نوسان پریمیومها هستند؛ از قیمتهای بالاتر از بازار جهانی تا تخفیفهای معنادار. این اختلافها نشانهای از عدم تعادل و سردرگمی در بازار است.
نقره و تشدید ریسکپذیری
نقره همواره نسبت به طلا نوسانپذیرتر بوده، اما شرایط کنونی این ویژگی را تشدید کرده است. دامنه حرکت قیمت نقره به حدی گسترده شده که حتی معاملهگران حرفهای نیز با احتیاط مضاعف وارد بازار میشوند. نقره علاوه بر نقش سرمایهای، کاربرد صنعتی دارد و همین موضوع آن را به تحولات اقتصادی حساستر میکند.
وقتی بازار سرمایهای نقره تحت سلطه سفتهبازی قرار میگیرد، سیگنالهای مربوط به تقاضای صنعتی در هیاهوی نوسان گم میشود. این وضعیت، ریسک تصمیمگیری را برای تولیدکنندگان و مصرفکنندگان صنعتی افزایش میدهد و میتواند به کاهش تقاضای واقعی منجر شود.
کیک طلا و لایه خطرناک هیجان
رشد قیمت طلا از سال ۲۰۲۲ را میتوان حاصل ترکیب سه عامل دانست. لایه اول، خریدهای هدفمند بانکهای مرکزی است که با هدف تنوعبخشی به ذخایر ارزی انجام شده. لایه دوم، ورود سرمایهگذاران خرد و صندوقهای ETF است که از طلا بهعنوان ابزار پوشش ریسک استفاده کردهاند. لایه سوم، موج سفتهبازی در چین است که با استفاده از اهرمهای بالا، نوسان را تشدید کرده است.
این لایه سوم همان بخشی است که تعادل بازار را بر هم زده و باعث شده بورسهای آتی به افزایش وجه تضمین و محدودسازی معاملات پرریسک روی بیاورند. چنین اقداماتی نشانهای از نگرانی نهادهای ناظر نسبت به پایداری بازار است.
وقتی بازار فلزات شبیه کازینو میشود
بزرگشدن بیش از حد بازار مشتقات چین، اثرات خود را به کل بازار جهانی منتقل کرده است. در چنین فضایی، سرمایهگذاران نهادی که بهدنبال ثبات و پیشبینیپذیری هستند، ترجیح میدهند کنار بکشند. مصرفکنندگان صنعتی بهدنبال جایگزین میروند و بازار جواهرات با کاهش تقاضا مواجه میشود.
حتی بانکهای مرکزی نیز در چنین شرایطی محتاطتر عمل میکنند، زیرا ورود به بازاری با نوسان شدید میتواند پیامدهای سیاسی و اقتصادی ناخواسته داشته باشد. نتیجه، بازاری است که از کارکرد اصلی خود بهعنوان ابزار حفظ ارزش و پوشش ریسک فاصله میگیرد.
چشمانداز پیشرو و نقطه پایان چرخه
پرسش اصلی این است که این چرخه معیوب چه زمانی متوقف میشود. بهنظر میرسد نقطه پایان زمانی فرا میرسد که بازیگران سفتهباز دریابند عملاً در حال معامله با خودشان هستند و تقاضای واقعی در بازار باقی نمانده است. کاهش نقدشوندگی واقعی میتواند شوک معکوس ایجاد کند و نوسان را از درون خنثی کند.
تا آن زمان، بازار طلا و نقره همچنان درگیر نوسانی خواهد بود که بیش از هر چیز از خودش تغذیه میکند. برای فعالان این بازار، درک تفاوت میان هیجان کوتاهمدت و بنیانهای بلندمدت، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
جمعبندی
بازار فلزات گرانبها در مقطعی حساس قرار گرفته است. سلطه معاملات مشتقه و سفتهبازی، فرآیند کشف قیمت را مخدوش کرده و طلا و نقره را از نقش سنتی خود دور ساخته است. اگرچه بنیانهای بلندمدت طلا همچنان پابرجاست، اما لایه هیجانی بازار میتواند در کوتاهمدت تصویر را کاملاً تغییر دهد. عبور از این دوره نیازمند بازگشت تعادل میان بازار فیزیکی و بازار مشتقات است؛ تعادلی که بدون کاهش نقش سفتهبازی، دستیافتنی نخواهد بود.


