۰۴/مهر/۱۴۰۵ ۱۸:۵۱ Saturday - 2026 26 September
۱۴۰۵/۰۷/۰۴ ۱۷:۰۷

واحیا و سرمایه‌های قفل‌شده؛ پروژه ۸ همتی و ۹۵۵ میلیارد تومان اقلام راکد چه می‌گویند؟

نماد واحیا
واحیا با دارایی‌های بزرگ و پروژه‌های چندهمتی روبه‌روست، اما مسئله اصلی دیگر اندازه دارایی‌ها نیست؛ کیفیت بازده آنهاست. اظهارنظر مشروط حسابرس، نزدیک به ۹۵۵ میلیارد تومان اقلام راکد، پروژه گلدن‌پلاس با ارزش اعلامی حدود ۸ همت و تأخیرهای اجرایی نشان می‌دهد بخش قابل‌توجهی از سرمایه شرکت هنوز به سود و نقدینگی قابل اتکا تبدیل نشده است.
کد خبر: ۲۳۹۷۱۲
تیتر یک اقتصاد |

مجتمع صنایع و معادن احیاء سپاهان با نماد «واحیا» در موقعیتی قرار گرفته که تحلیل آن با نگاه صرف به ارزش دارایی‌ها می‌تواند گمراه‌کننده باشد. شرکت پروژه‌های بزرگ، سرمایه‌گذاری‌های متعدد و دارایی‌های قابل‌توجهی در اختیار دارد، اما حسابرس درباره صورت‌های مالی تلفیقی اظهارنظر مشروط داده و همزمان نزدیک به هزار میلیارد تومان از منابع شرکت در قالب دریافتنی‌ها و پیش‌پرداخت‌های راکد باقی مانده است. از سوی دیگر پروژه گلدن‌پلاس که مدیریت ارزش روز آن را حدود ۸ همت اعلام کرده، همچنان با تأخیر در تکمیل، آثار آتش‌سوزی، مسائل مربوط به مجوز و اختلاف با شریک مواجه است. این ترکیب نشان می‌دهد مسئله اصلی واحیا کمبود دارایی نیست؛ مسئله این است که بخش مهمی از دارایی‌ها با چه سرعت و چه بازدهی به جریان نقد و سود واقعی تبدیل می‌شوند.

۹۵۵ میلیارد تومان منابعی که هنوز آزاد نشده‌اند

وجود حدود ۹۵۵ میلیارد تومان اقلام راکد در حساب‌های دریافتنی و پیش‌پرداخت‌ها از مهم‌ترین نقاط منفی گزارش حسابرس است. این رقم یعنی بخشی از سرمایه شرکت برای مدت طولانی از چرخه عادی فعالیت خارج شده و هنوز به پول نقد، کالا، خدمت یا دارایی مولد تبدیل نشده است. در شرکتی سرمایه‌گذاری، سرعت گردش سرمایه اهمیت بالایی دارد و هر منبعی که برای دوره طولانی راکد بماند، بازده کل پرتفوی را پایین می‌آورد.

برای سهامدار، پرسش مهم این است که این اقلام مربوط به چه قراردادها و شرکت‌هایی هستند، چه مدت از سررسید آنها گذشته و چه مقدار از آنها واقعاً قابل وصول است. اگر بخشی از این منابع در نهایت نیازمند کاهش ارزش باشد، اثر آن می‌تواند مستقیماً روی سود انباشته و ارزش خالص دارایی‌ها منعکس شود.

ارزش ۸ همتی گلدن‌پلاس به تنهایی کافی نیست

اعلام ارزش روز حدود ۸ همتی برای پروژه گلدن‌پلاس در ظاهر جذاب است، اما تا زمانی که پروژه به بهره‌برداری کامل نرسد، این ارزش بیشتر در سطح دارایی بالقوه باقی می‌ماند. سهامدار از یک پروژه توسعه‌ای فقط ارزش کارشناسی نمی‌خواهد؛ باید بداند چه زمانی پروژه درآمد ایجاد می‌کند، حاشیه سود آن چقدر است و بازده سرمایه‌گذاری چه نسبتی با منابع صرف‌شده دارد.

اگر پروژه‌ای سال‌ها سرمایه را درگیر کند، هزینه فرصت آن نیز بالا می‌رود. در شرایط تورمی، هر سال تأخیر می‌تواند هزینه ساخت، قیمت تجهیزات و نیاز مالی را افزایش دهد و بازده نهایی را کاهش دهد. بنابراین معیار واقعی موفقیت گلدن‌پلاس باید زمان بهره‌برداری و جریان نقدی باشد، نه فقط ارزش روز اعلام‌شده.

یک سال دیگر برای تکمیل پروژه؛ هزینه تأخیر چقدر است؟

مدیریت اعلام کرده تکمیل گلدن‌پلاس همچنان حدود یک سال دیگر زمان نیاز دارد. این فاصله زمانی در پروژه‌ای با این ابعاد اهمیت زیادی دارد، زیرا هر ماه تأخیر می‌تواند هزینه مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کند. افزایش قیمت مصالح، رشد هزینه پیمانکار، هزینه نگهداری و تأمین مالی همگی می‌توانند بر نرخ بازده پروژه فشار وارد کنند.

اگر منابع تکمیلی از محل نقدینگی داخلی تأمین شوند، شرکت فرصت سرمایه‌گذاری در پروژه‌های دیگر را از دست می‌دهد و اگر از تسهیلات استفاده شود، هزینه مالی افزایش پیدا می‌کند. بنابراین هر تمدید زمانی باید با برآورد تازه‌ای از هزینه نهایی پروژه همراه باشد.

آتش‌سوزی فقط یک حادثه نبود

آتش‌سوزی سال گذشته یکی از عواملی بوده که روند پروژه گلدن‌پلاس را کند کرده است. اما اثر اقتصادی چنین حادثه‌ای فراتر از خسارت مستقیم است؛ توقف کار، افزایش زمان اجرا، نیاز به بازسازی و تأخیر در بهره‌برداری همگی هزینه دارند. اگر بخشی از خسارت تحت پوشش بیمه بوده، میزان جبران باید روشن شود و اگر نبوده، اثر خالص آن بر منابع شرکت اهمیت دارد.

بازار نیاز دارد بداند چه میزان از هزینه ناشی از این حادثه در حساب‌ها شناسایی شده و چه بخش دیگری ممکن است در دوره‌های آینده ظاهر شود.

اختلاف با شریک می‌تواند زمان و هزینه را بیشتر کند

وجود اختلاف با شریک در یک پروژه بزرگ یکی از مهم‌ترین ریسک‌های اجرایی است. اختلاف در تعهدات مالی، سهم سرمایه‌گذاری یا زمان‌بندی می‌تواند پروژه را متوقف یا کند کند و در بدترین حالت به دعوای حقوقی منجر شود.

برای واحیا، روشن‌کردن وضعیت این اختلاف ضروری است. اگر اختلاف حل شده، باید اثر آن بر زمان و هزینه پروژه مشخص شود و اگر هنوز ادامه دارد، ریسک تأخیر بیشتر باید در تحلیل لحاظ شود.

ماشین‌آلات مونوبلوک؛ سرمایه‌ای که هنوز به تولید تبدیل نشده

موضوع ماشین‌آلات خط چرخ مونوبلوک نیز از منظر بهره‌وری سرمایه مهم است. هر تجهیزی که خریداری شده اما وارد مدار تولید نشده، سرمایه‌ای است که هزینه شده اما هنوز درآمد ایجاد نمی‌کند. اگر تجهیزات در گمرک، انبار یا مرحله نصب باقی مانده باشند، هزینه فرصت آنها هر ماه بیشتر می‌شود.

سهامدار باید بداند این خط چه زمانی وارد تولید خواهد شد، ظرفیت ایجادشده چقدر است و چه میزان درآمد و سود جدید برای شرکت خواهد ساخت.

چرا بازده برخی سرمایه‌گذاری‌ها پایین مانده است؟

یکی از انتقادهای مطرح‌شده در مجمع، پایین‌بودن بازده بخشی از سرمایه‌گذاری‌های شرکت بوده است. برای یک هلدینگ، صرف مالکیت دارایی معیار موفقیت نیست؛ سرمایه باید به پروژه‌هایی تخصیص یابد که بازده آنها از هزینه سرمایه بیشتر باشد.

اگر یک سرمایه‌گذاری برای سال‌ها سود ناچیزی ایجاد کند، ادامه نگهداری آن باید توجیه اقتصادی داشته باشد. در غیر این صورت، خروج از آن و انتقال منابع به پروژه‌های پربازده‌تر می‌تواند ارزش بیشتری برای سهامدار ایجاد کند.

NAV بالا بدون جریان نقد کافی نیست

واحیا ممکن است به دلیل دارایی‌های معدنی، صنعتی و پروژه‌ای از NAV بالایی برخوردار باشد، اما NAV زمانی ارزش واقعی برای سهامدار ایجاد می‌کند که دارایی‌ها قابلیت نقدشدن یا تولید سود داشته باشند. دارایی‌ای که سال‌ها در پروژه نیمه‌تمام باقی می‌ماند، روی کاغذ ارزشمند است اما در عمل بازده محدودی ایجاد می‌کند.

همین تفاوت میان ارزش و نقدشوندگی است که باعث می‌شود بازار برای برخی هلدینگ‌ها تخفیف سنگین نسبت به NAV قائل شود.

مطالبات راکد بازده سرمایه را کاهش می‌دهند

حتی اگر ۹۵۵ میلیارد تومان اقلام راکد در نهایت به‌طور کامل وصول شود، دوره طولانی وصول خودش هزینه دارد. در اقتصادی با تورم بالا، ارزش واقعی پول با گذر زمان کاهش پیدا می‌کند و اگر شرکت نتواند خسارت تأخیر یا بازده مناسبی روی مطالبات دریافت کند، عملاً بخشی از ارزش اقتصادی منابع از دست می‌رود.

بنابراین عملکرد مدیریت باید با سرعت وصول سنجیده شود، نه فقط با این ادعا که مطالبات در نهایت قابل وصول‌اند.

سود تقسیمی پایین چه پیامی داشت؟

در مجمع اخیر فقط ۱۰ درصد سود قابل تقسیم میان سهامداران توزیع شد و سود نقدی ۱۵۵۰ ریالی به تصویب رسید. این تصمیم می‌تواند از منظر حفظ نقدینگی برای پروژه‌ها قابل دفاع باشد، اما سهامدار حق دارد بداند منابع نگهداری‌شده دقیقاً در کدام پروژه‌ها مصرف خواهد شد و چه بازدهی ایجاد می‌کند.

اگر سود کمتر تقسیم شود اما منابع در پروژه‌ای با بازده بالا به کار گرفته شوند، این تصمیم می‌تواند ارزش‌آفرین باشد. اگر منابع دوباره در دارایی‌های کم‌بازده یا پروژه‌های طولانی قفل شوند، سهامدار از هر دو سمت متضرر می‌شود؛ هم سود نقدی کمتری دریافت می‌کند و هم بازده سرمایه‌گذاری شرکت پایین می‌ماند.

ماده ۱۲۹ و حساسیت نسبت به معاملات وابسته

عدم تصویب برخی معاملات موضوع ماده ۱۲۹ در مجمع نشان می‌دهد بخشی از معاملات مرتبط با مدیران یا اشخاص وابسته نیازمند بررسی بیشتر بوده است. معاملات وابسته در هر هلدینگ بزرگی طبیعی‌اند، اما باید با قیمت منصفانه و بدون تعارض منافع انجام شوند.

بازار نیاز دارد بداند این معاملات چه مبلغی داشته‌اند، طرف مقابل چه شرکتی بوده و چرا مجمع آنها را نپذیرفته است. هر ابهام در این حوزه می‌تواند اعتماد سهامداران خرد را کاهش دهد.

دعاوی حقوقی می‌توانند ارزش دارایی را معطل کنند

پرونده‌های حقوقی تا زمان تعیین تکلیف، ارزش بخشی از دارایی یا مطالبات شرکت را در وضعیت نامطمئن نگه می‌دارند. اگر واحیا در پرونده‌ها طلبکار باشد، طولانی‌شدن رسیدگی به معنای تأخیر در وصول است و اگر بدهکار یا طرف دعوا باشد، احتمال خروج منابع وجود دارد.

برای تحلیل دقیق، مبلغ هر پرونده و احتمال موفقیت شرکت باید شفاف شود. بدون این اطلاعات، ارزش‌گذاری بخشی از دارایی‌ها با عدم قطعیت همراه خواهد بود.

پروژه‌های زیاد می‌توانند منابع را پراکنده کنند

یکی از ریسک‌های هلدینگ‌های بزرگ، پخش منابع میان پروژه‌های متعدد است. اگر سرمایه همزمان به چند طرح تزریق شود، ممکن است هیچ‌کدام با سرعت مناسب تکمیل نشوند. در این حالت، شرکت مجموعه‌ای از پروژه‌های نیمه‌تمام با بازده پایین خواهد داشت.

واحیا باید اولویت‌بندی روشن داشته باشد و منابع را به پروژه‌هایی اختصاص دهد که نزدیک‌تر به بهره‌برداری و دارای نرخ بازده بالاتر هستند.

سرمایه‌گذاری موفق با بهره‌برداری سنجیده می‌شود، نه کلنگ‌زنی

در شرکت‌های سرمایه‌گذاری، آغاز پروژه به‌خودی‌خود ارزش‌آفرینی محسوب نمی‌شود. معیار اصلی، رسیدن به بهره‌برداری و ایجاد جریان نقد است. هر پروژه‌ای که برای مدت طولانی در مرحله ساخت باقی بماند، ریسک و هزینه بیشتری به شرکت تحمیل می‌کند.

گلدن‌پلاس از این منظر به مهم‌ترین آزمون مدیریت واحیا تبدیل شده است؛ پروژه‌ای با ارزش بالا که باید بالاخره از مرحله دارایی در جریان به درآمد عملیاتی برسد.

مدیریت باید نرخ بازده پروژه‌ها را منتشر کند

یکی از اطلاعاتی که می‌تواند تصمیم‌گیری سهامدار را بهبود دهد، نرخ بازده مورد انتظار هر پروژه است. صرف اعلام ارزش سرمایه‌گذاری یا درصد پیشرفت کافی نیست. بازار باید بداند IRR یا دوره بازگشت سرمایه چه مقدار است و آیا این بازده نسبت به گزینه‌های جایگزین جذاب است یا نه.

اگر شرکت پروژه‌ای با بازده پایین را صرفاً به دلیل هزینه‌های گذشته ادامه دهد، ممکن است گرفتار «هزینه سوخته» شود و منابع بیشتری را در سرمایه‌گذاری کم‌بازده مصرف کند.

واحیا باید از انباشت دارایی به خلق جریان نقد برسد

بزرگ‌ترین چالش واحیا همین انتقال است. شرکت دارایی دارد، پروژه دارد و ارزش کارشناسی بالایی هم برای برخی سرمایه‌گذاری‌ها اعلام شده، اما سهامدار به جریان نقد و سود پایدار نیاز دارد. نزدیک به هزار میلیارد تومان اقلام راکد و یک پروژه ۸ همتی نیمه‌تمام نشان می‌دهد بخشی از سرمایه هنوز در مرحله انتظار قرار دارد.

تا زمانی که این منابع آزاد نشوند، رشد NAV لزوماً به افزایش بازده سهامدار تبدیل نخواهد شد.

آزمون اصلی یک سال آینده

یک سال آینده برای واحیا اهمیت زیادی دارد. اگر گلدن‌پلاس طبق برنامه تکمیل شود، ماشین‌آلات جدید وارد مدار شوند و اقلام راکد کاهش پیدا کنند، بخش بزرگی از نگرانی فعلی می‌تواند فروکش کند. اما اگر موعدهای جدید نیز به تعویق بیفتند و مانده مطالبات تغییری نکند، مسئله بهره‌وری سرمایه جدی‌تر خواهد شد.

سهامدار باید در هر گزارش فصلی میزان کاهش اقلام راکد، پیشرفت پروژه و جریان نقد حاصل از سرمایه‌گذاری‌ها را دنبال کند.

سؤال اصلی برای سهامداران واحیا

پرسش اصلی دیگر این نیست که واحیا چقدر دارایی دارد؛ پرسش این است که این دارایی‌ها چه زمانی و با چه نرخ بازدهی به پول و سود تبدیل می‌شوند. اگر مدیریت بتواند پروژه‌ها را به بهره‌برداری برساند و مطالبات را وصول کند، ارزش‌های چندهمتی می‌توانند واقعی شوند. اگر سرمایه همچنان در پروژه‌های طولانی و اقلام راکد باقی بماند، تخفیف بازار نسبت به ارزش دارایی‌ها قابل‌انتظار خواهد بود.

واحیا برای ساختن بازده پایدار به پروژه جدید نیاز ندارد؛ ابتدا باید سرمایه‌های فعلی را از حالت راکد خارج کند. صورت‌های مالی بعدی نشان خواهند داد آیا مدیریت توانسته این تغییر را آغاز کند یا نه.

گزارش خطا

برچسب ها:

اخبار بورس
آخرین اخبار
پربازدیدها