افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت شیر نایلونی: فروپاشی نماد کالای اقتصادی و وابستگی سبد خانوار به کالابرگ
شیر نایلونی، که دههها بود به عنوان یک سنگر در برابر نوسانات تورمی و نمادی از تعهد اجتماعی به تغذیه کودکان در سبد مصرفی خانوار ایرانی جای داشت، اکنون با جهشی افسارگسیخته، مفهوم «اقتصادی بودن» را به چالش کشیده است. ثبت نرخ ۶۳ هزار تومان برای بستهبندی ۸۰۰ گرمی این محصول، در حالی که تنها حدود ۴۰ روز پیش قیمت آن ۳۱ هزار تومان بوده، حکایت از رشد ۱۰۰ درصدی دارد. این رشد عمودی و بیسابقه، نه تنها تحلیلگران اقتصادی را به تفکر واداشته، بلکه مستقیمترین تأثیر را بر مصرف روزانه خانوارها، بهویژه دهکهای کمدرآمد، گذاشته است. شیر نایلونی، که همواره تداعیگر سیاستهای حمایتی و دسترسی حداقلی به اقلام اساسی سلامت بود، اکنون خود تبدیل به یک کالا شده که تهیه آن نیازمند مدیریت دقیق اعتبارات حمایتی است. این تغییر ماهیت از یک کالای ثابت و روزمره به یک قلم مصرفی مشروط، نشاندهنده فشار مضاعف تورم بر حلقههای ابتدایی زنجیره غذایی کشور است.
شیر نایلونی دیگر چرا اقتصادی نیست؟ ابعاد قیمتگذاری و تحلیل ساختاری
مقایسه قیمت جدید با گذشته، تنها بخشی از داستان است؛ فهم چرایی این جهش، ریشه در ساختار تولید و توزیع این محصول دارد. شیر نایلونی ۸۰۰ گرمی، که عملاً حجم کمتری نسبت به بستهبندیهای استاندارد (معمولاً یک لیتری) دارد و از لحاظ فرآیند حرارتی و تکنولوژی بستهبندی در مرتبهای پایینتر از شیرهای تتراپک یا بطری قرار میگیرد، همواره به عنوان «گزینه ارزانتر» معرفی میشد. این پایینتر بودن قیمت، ناشی از صرفهجویی در هزینههای نگهداری و بستهبندی بود تا بتواند نقش تأمینکننده حداقل نیاز لبنیاتی را برای اقشار آسیبپذیر ایفا کند. زمانی که این محصول با قیمتهای بسیار پایین عرضه میشد، سیاستگذار عملاً بخشی از بار تأمین سلامت را بر دوش تولیدکننده یا تنظیمکننده بازار میگذاشت. اما در حال حاضر، افزایش قیمت تا مرز ۶۳ هزار تومان، نشان میدهد که فشار هزینههای تولید، شامل مواد اولیه، انرژی و دستمزد، چنان افزایش یافته که حتی مدل کسبوکار مبتنی بر کمترین حاشیه سود در این بخش نیز دیگر قادر به تحمل قیمتهای پیشین نیست. این امر زنگ خطری برای کل زنجیره تولید لبنیات است، چرا که اگر ارزانترین محصول هم با این سرعت رشد قیمت مواجه شود، پیشبینی قیمت سایر محصولات استاندارد دشوارتر خواهد بود.
تأثیر مستقیم افزایش قیمت بر الگوی مصرف خانوار: از ضرورت تا کالای لوکس
برای یک خانواده سه نفره با مصرف متوسط روزانه شیر، خرید روزانه یک بسته شیر نایلونی با قیمت جدید، هزینهای بالغ بر حدود ۱.۲۶ میلیون تومان در ماه به همراه دارد. این رقم در مقایسه با درآمد متوسط بسیاری از خانوارهای جامعه، رقمی بسیار قابل توجه است که دیگر نمیتوان آن را در محاسبات ماهانه نادیده گرفت. شهادت مادر دانشآموز مبنی بر کاهش خرید از «روزانه» به «هفتهای دو بار» به خوبی نشان میدهد که این کالا از مرحله «ضرورت روزمره» به مرحله «برنامهریزی و اولویتبندی شده» منتقل شده است. وقتی یک قلم غذایی پایه مانند شیر، که مستقیماً با رشد جسمی و ذهنی کودکان در ارتباط است، از سبد خرید ثابت حذف یا کمتعداد شود، پیامدهای کوتاهمدت آن کاهش مصرف و پیامدهای بلندمدت آن، تهدیدی جدی برای شاخصهای سلامت عمومی در آینده خواهد بود. این تحول نشان میدهد که سیاستهای تنظیم بازار در حفظ قدرت خرید اساسی برای اقلام پروتئینی با شکست مواجه شده و سفره خانوار در حال انقباض است.
کالابرگ حمایتی؛ چتری ناکافی بر سر سبد لبنیات: تحلیل اعتبار حمایتی
در شرایط فعلی، شیر نایلونی در چرخه توزیع کالابرگ قرار گرفته و بخشی از هزینه آن از طریق اعتبار ماهانه یک میلیون تومانی به هر نفر تأمین میشود. اما این حمایت دولتی، با توجه به نرخهای جدید، عمق کافی ندارد. اگر صرفاً هزینه شیر یک خانواده سه نفره، طبق محاسبات سرانگشتی، از کل اعتبار ماهانه این سه نفر نیز فراتر رود (یا بخش عمده آن را ببلعد)، کارکرد حمایتی این طرح زیر سؤال میرود. اعتبار کالابرگ باید کفاف سبد اصلی شامل گوشت، مرغ، برنج، روغن و سایر اقلام ضروری را بدهد. وابستگی مطلق مصرف شیر به این اعتبار به این معناست که هرگونه افزایش قیمت ناگهانی در این کالا، نه تنها قدرت خرید عمومی را کاهش میدهد، بلکه سقف اعتبار حمایتی را در برابر سایر کالاها تضعیف میکند. در واقع، این اعتبار به جای آنکه یک مزیت مضاعف برای ارتقای سطح تغذیه باشد، تبدیل به یک ابزار جبرانی شده که صرفاً برای حفظ حداقل مصرف یک قلم کالای گرانشده به کار میرود. این مسئله باعث میشود که خانوادهها همواره نگران باشند که سهمیه اعتباریشان برای تأمین سایر نیازهای حیاتی کفایت نکند.
پیامدهای کلان اقتصادی و اجتماعی: بحران سلامت پنهان در آمار قیمتها
فروپاشی تدریجی نماد کالای اقتصادی و وابستگی آن به یارانه مستقیم، پدیدهای صرفاً مالی نیست؛ بلکه یک بحران اجتماعی-سلامتی پنهان است. کارشناسان تغذیه هشدارهای مکرری درباره اهمیت مصرف روزانه لبنیات، بهویژه کلسیم و پروتئین مورد نیاز کودکان و نوجوانان، ارائه دادهاند. وقتی شیر از دسترس خارج شود، این خلاء با جایگزینهای ارزانتر اما فاقد ارزش غذایی مشابه پر میشود که در بلندمدت به افزایش هزینههای بهداشت عمومی منجر خواهد شد. این گزارش تحلیلی نشان میدهد که رشد ۱۰۰ درصدی قیمت شیر نایلونی، شاخصی قوی از تورم ساختاری است که قدرت دولت در حمایت مؤثر از دهکهای پایین را به چالش میکشد. تا زمانی که قیمت نهایی این کالای اساسی، با در نظر گرفتن هزینه تولید و حاشیه سود منطقی، در دسترس عموم نباشد، مفهوم «امنیت غذایی» برای این گروه از محصولات دچار خدشه خواهد بود. دولت باید راهکاری جامع برای تثبیت قیمت و یا افزایش مؤثر سقف اعتبارات بیابد، در غیر این صورت، شیر نایلونی از سبد خانوار حذف و جایگزین آن با آسیبهای جسمی جبرانناپذیر خواهد شد.
جمعبندی:
جهش ۱۰۰ درصدی قیمت شیر نایلونی، نمادینترین شکست در حوزه مدیریت بازار کالاهای اساسی در ماههای اخیر بوده است. این افزایش از ۳۱ هزار تومان به ۶۳ هزار تومان در کمتر از دو ماه، نه تنها مفهوم «اقتصادی بودن» را برای این محصول از بین برده، بلکه مصرف روزانه آن را به وابستگی کامل به مکانیزم اعتبارات کالابرگ تبدیل کرده است. اگرچه طرح کالابرگ تلاشی حمایتی است، اما سرعت افسارگسیخته تورم در این قلم اساسی، نشان میدهد که این چتر حمایتی برای پوشش سایر نیازهای حیاتی خانوار در برابر تورم عمومی، کفایت لازم را ندارد. استمرار این روند، سلامت نسل آینده را به طور مستقیم به خطر انداخته و نیازمند بازنگری فوری در سیاستهای قیمتگذاری و حمایتهای معیشتی است تا شیر نایلونی بتواند جایگاه تاریخی خود را در تأمین حداقلهای تغذیهای خانوار بازیابد.


