بازار شوکهشده از ارز تکنرخی؛ چرا خرید لوازم خانگی متوقف شد؟
بازار لوازم خانگی ایران در هفتهها و ماههای اخیر وارد مرحلهای کمسابقه از التهاب شده که نشانههای آن را میتوان همزمان در رشد افسارگسیخته قیمتها و توقف محسوس معاملات مشاهده کرد. این وضعیت نه یک نوسان مقطعی، بلکه بحرانی ساختاری است که از یک سو مصرفکننده را از بازار رانده و از سوی دیگر فروشنده را در وضعیتی بلاتکلیف و پرریسک قرار داده است. افزایشهای متوالی قیمت با استناد به سیاست ارز تکنرخی، بدون آنکه به ثبات منجر شود، عملاً بازار را به سمت رکودی عمیق سوق داده و نشانههای روشنی از قفلشدگی در چرخه عرضه و تقاضا پدید آورده است.
آغاز یک دوره پرالتهاب در بازار لوازم خانگی
آنچه امروز در بازار لوازم خانگی مشاهده میشود، نتیجه انباشت چند عامل همزمان است که در نهایت به تشدید بیاعتمادی انجامیده است. تولیدکنندگان در یک ماه گذشته بارها لیست قیمتهای جدیدی را به بازار اعلام کردهاند و این تغییرات به جای آنکه با منطق هزینه و تولید همخوان باشد، بیشتر به صورت مستمر و حتی هفتگی اعمال شده است. نتیجه این روند، سردرگمی گسترده در میان فروشندگان و مصرفکنندگان بوده؛ فروشنده نمیداند با چه نرخی کالا را عرضه کند و خریدار نیز اطمینانی به ثبات قیمتها ندارد. این فضای مبهم، بازار را از حالت عادی خارج کرده و خرید را به تصمیمی پرریسک تبدیل کرده است.
جهشهای بیسابقه قیمت در بازهای کوتاه
بررسی تحولات قیمتی نشان میدهد که شدت افزایشها در مدت زمانی بسیار کوتاه رخ داده و از الگوی معمول بازار فاصله گرفته است. تنها در یک ماه، قیمت بسیاری از اقلام اصلی لوازم خانگی رشد چند ده درصدی را تجربه کرده و در برخی کالاها جهشهای چند ده میلیونی ثبت شده است. نمونههای میدانی حاکی از آن است که یخچالهای ساید بای ساید با افزایشی نزدیک به چهل میلیون تومان روبهرو شدهاند، کولرهای آبی و گازی رشدهای بالای شصت درصد را تجربه کردهاند و ماشینهای لباسشویی که تا چندی پیش در محدودهای قابل دسترس قرار داشتند، اکنون به کالاهایی لوکس تبدیل شدهاند. این ارقام نشان میدهد که متوسط افزایش قیمت در بازار لوازم خانگی به بیش از پنجاه درصد رسیده و چنین سطحی از رشد، عملاً بخش بزرگی از خانوارها را از چرخه خرید حذف کرده است.
کاهش قدرت خرید و حذف لوازم خانگی از سبد مصرفی
افزایش شدید قیمتها در شرایطی رخ داده که درآمد خانوارها تغییری متناسب با آن نداشته است. در نتیجه، لوازم خانگی که پیشتر جزو نیازهای ضروری محسوب میشد، امروز به کالایی تعویقی تبدیل شده است. بسیاری از مصرفکنندگان خرید را به آیندهای نامعلوم موکول کردهاند، نه از سر انتخاب بلکه به دلیل ناتوانی در تامین هزینهها. این کاهش تقاضا، برخلاف انتظار، همراه با افزایش فروش نبوده و نشان میدهد که رشد قیمت بدون توجه به توان بازار، تنها به تعمیق رکود منجر میشود.
سردرگمی فروشندگان در بازار بیثبات
فروشندگان لوازم خانگی در خط مقدم این بحران قرار گرفتهاند. تغییر مداوم قیمتها باعث شده که حتی واحدهای صنفی نیز نتوانند برنامهریزی کوتاهمدت داشته باشند. اعلام پیدرپی لیستهای جدید از سوی تولیدکنندگان، فضای روانی بازار را ملتهب کرده و فروشنده را در برابر مشتری پاسخگو ساخته است. در چنین شرایطی، هر قیمتی که امروز اعلام میشود، ممکن است فردا اعتبار خود را از دست بدهد. این بیثباتی، رابطه اعتماد میان فروشنده و خریدار را تضعیف کرده و معاملات را به حداقل رسانده است.
نبود نظارت مؤثر و نقش آن در التهاب بازار
یکی از مهمترین عوامل تشدید بحران، فقدان نظارت شفاف و مؤثر بر قیمتگذاری تولیدکنندگان است. در بازاری که باید تغییرات قیمت بر اساس هزینههای واقعی تولید و نرخ ارز قابل ردیابی باشد، افزایشها بدون چارچوب مشخص اعمال میشود. کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از رشد قیمتها نه از افزایش واقعی هزینهها، بلکه از فضای روانی و نبود سازوکار کنترلی ناشی میشود. این شرایط، امکان افزایشهای چندباره را فراهم کرده و بازار را به محیطی غیرقابل پیشبینی تبدیل کرده است.
رکود عمیق در سایه افزایش قیمت
برخلاف برخی بازارها که افزایش قیمت میتواند به هجوم تقاضا منجر شود، بازار لوازم خانگی مسیر معکوسی را طی کرده است. افزایش افسارگسیخته قیمتها نه تنها فروش را افزایش نداده، بلکه به توقف تقریبی معاملات انجامیده است. فعالان صنفی میگویند بسیاری از واحدها روزها بدون فروش میمانند و مشتریان پس از مشاهده قیمتها، از خرید منصرف میشوند. نگرانی از ادامهدار بودن افزایشها نیز تصمیمگیری را دشوارتر کرده و مصرفکننده ترجیح میدهد فعلاً از بازار فاصله بگیرد.
فروش سبدی و قفل شدن سرمایه واحدهای صنفی
در کنار افزایش قیمتها، شیوه عرضه برخی تولیدکنندگان نیز به چالشی جدی تبدیل شده است. گزارشها نشان میدهد که محصولات به صورت سبدی عرضه میشوند و فروشنده برای دریافت کالای پرفروش، ناچار به خرید اقلام کمفروش یا راکد است. این سیاست، سرمایه واحدهای صنفی را در انبارها قفل میکند و هزینههای جانبی را افزایش میدهد. در شرایط رکودی فعلی، چنین رویکردی فشار مضاعفی بر فروشندگان وارد کرده و ریسک فعالیت اقتصادی را بالا برده است.
تناقض احتکار و رکود در بازار لوازم خانگی
مسئله دیگری که فروشندگان با آن مواجهاند، برخوردهای نظارتی در خصوص نگهداری کالا در انبار است. در حالی که به دلیل نبود تقاضا، بسیاری از کالاها بیش از مدت طولانی در انبار باقی میماند، خطر متهم شدن به احتکار نیز وجود دارد. این تناقض، فروشنده را در وضعیتی دشوار قرار داده است؛ از یک سو امکان فروش وجود ندارد و از سوی دیگر نگهداری کالا میتواند تبعات نظارتی داشته باشد. چنین شرایطی نشان میدهد که سیاستگذاریها با واقعیتهای بازار همخوان نیست.
ضرورت ورود جدی نهادهای مسئول
کارشناسان و فعالان صنفی بر این باورند که ادامه این روند، بازار لوازم خانگی را به رکودی عمیقتر سوق خواهد داد. نبود شفافیت در قیمتگذاری، تغییر مداوم لیستها و عرضه سبدی کالا همگی نشانه خروج بازار از مسیر طبیعی است. ورود جدی نهادهای مسئول برای ایجاد شفافیت، کنترل رفتار تولیدکنندگان و بازگرداندن تعادل به عرضه و تقاضا، ضرورتی انکارناپذیر به نظر میرسد. بدون این مداخله، نه تنها رکود تشدید میشود، بلکه اعتماد مصرفکنندگان نیز آسیب جدی خواهد دید.
جمعبندی
بازار لوازم خانگی امروز در نقطهای حساس قرار دارد؛ نقطهای که افزایشهای بیضابطه قیمت، کاهش شدید قدرت خرید و نبود نظارت مؤثر، آن را به وضعیت قفلشدگی رسانده است. تجربه ماههای اخیر نشان میدهد که رشد قیمت بدون توجه به توان تقاضا، راهحل نیست و تنها به حذف مصرفکننده از بازار منجر میشود. اگر سیاستگذاریها به سمت شفافیت، ثبات و حمایت از تعادل بازار حرکت نکند، بازگشت اعتماد عمومی بسیار دشوارتر از کنترل مقطعی قیمتها خواهد بود و این بازار استراتژیک، همچنان در چرخهای از التهاب و رکود گرفتار میماند.


