راز پشت پرده طلاهای مجازی که بازار را لرزاند
رشد شتابان پلتفرمهای آنلاین فروش طلا در یک سال گذشته، به یکی از چالشهای جدی اقتصاد و بازار طلا در کشور تبدیل شده است؛ پدیدهای که در ابتدا با تبلیغات گسترده، ظاهری جذاب و وعدههایی مانند فروش طلا بدون اجرت، بدون سود و بدون مالیات توانست بخش قابل توجهی از اعتماد عمومی را به خود جلب کند، اما بهتدریج ابعاد نگرانکننده آن آشکار شد. اکنون پرسش اصلی این است که این کسبوکارهای نوظهور تا چه اندازه بر پایه منطق اقتصادی و ضوابط قانونی شکل گرفتهاند و پیامدهای فعالیت آنها برای سرمایه مردم، تولید ملی و ثبات بازار طلا چیست.
تبلیغات گسترده و شکلگیری اعتماد عمومی
از اواخر سال گذشته، حضور پررنگ تبلیغات پلتفرمهای فروش آنلاین طلا در سطح شهر، رسانههای رسمی و حتی صداوسیما، این تصور را در ذهن بسیاری از مردم ایجاد کرد که این مجموعهها مسیرهای نظارتی را طی کرده و مورد تایید نهادهای ذیربط هستند. همین تصور، زمینهساز شکلگیری اعتماد عمومی شد؛ اعتمادی که با وعده تحویل طلا در محل و امکان خرید با مبالغ اندک تقویت شد و بخش قابل توجهی از نقدینگی خرد جامعه را به سمت این پلتفرمها سوق داد.
نبود ضوابط اولیه و آغاز فعالیت بدون پشتوانه
به گفته سید حجت شفائی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا و جواهر ایران، مشکل اساسی از جایی آغاز شد که این پلتفرمها بدون دستورالعمل مشخص و بدون پشتوانه واقعی طلا فعالیت خود را شروع کردند. سرمایه اولیه آنها نه از دارایی خودشان، بلکه از پول مردم تامین شد و عملا با استفاده از سرمایه مشتریان، اقدام به خرید و فروش و نوسانگیری کردند. این مدل کسبوکار، بهجای تکیه بر سرمایه و دارایی واقعی، بر جریان مداوم ورود پول جدید استوار بود؛ ساختاری که زمینه خالیفروشی و ایجاد بازار غیرواقعی را فراهم کرد.
ورود نهادهای نظارتی و الزام به سپردهگذاری طلا
پس از گسترش فعالیت این پلتفرمها و افزایش نگرانیها، نهادهای نظارتی به موضوع ورود کردند و پلتفرمها را ملزم ساختند وجوه دریافتی از مردم را به طلا تبدیل کرده و بهعنوان پشتوانه در بانک کارگشایی سپردهگذاری کنند. این اقدام اگرچه گامی رو به جلو بود، اما به اعتقاد فعالان صنفی، دیرهنگام و ناکافی انجام شد؛ چراکه بخش قابل توجهی از سود این پلتفرمها پیش از آن، از محل خالیفروشی و نوسانگیری به دست آمده بود.
تقابل با تولید؛ نگرانی اصلی صنعت طلا
اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا و جواهر از همان ابتدا هشدار داد که این مدل فعالیت نهتنها کمکی به تولید نمیکند، بلکه به رقیبی برای تولید داخلی تبدیل میشود. خروج سرمایه از چرخه تولید، ایجاد شغل کاذب و سوق دادن نقدینگی به سمت سوداگری، از پیامدهای مستقیم این پلتفرمهاست؛ پیامدهایی که در نهایت به تضعیف سرمایه ملی و حتی پول ملی منجر میشود.
جدال بر سر ضوابط و نقش دولت
در مقطعی، خود پلتفرمها تلاش کردند ضوابطی را تدوین و برای تصویب به هیئت عالی نظارت بر تشکلهای صنفی ارائه کنند؛ اقدامی که با مخالفت اتحادیه و حمایت نمایندگان مجلس متوقف شد. پس از آن، موضوع به وزارت اقتصاد و هیئت مقرراتزدایی ارجاع شد و نهایتا کمیسیون اقتصادی دولت با نگاهی جامعتر وارد میدان شد. حاصل این فرآیند، تصویب دستورالعملی در هیئت دولت و ابلاغ آن توسط معاون اول رئیسجمهوری بود؛ دستورالعملی که بر ضرورت داشتن پشتوانه واقعی طلا و تقویت تولید تاکید داشت.
الزام به شمش استاندارد و منع فروش طلای آبشده
یکی از محورهای کلیدی این دستورالعمل، الزام پلتفرمها به سپردهگذاری شمش استاندارد طلا با عیار مشخص در بانکها یا صندوقهای مورد تایید بانک مرکزی بود. اتحادیه تاکید کرد که طلای آبشده اساسا از سوی سازمان ملی استاندارد به رسمیت شناخته نمیشود و باید از چرخه فروش به مصرفکننده حذف شود. بر این اساس، پلتفرمها تنها مجاز به تحویل طلای پلاکدار و دارای کد استاندارد هستند؛ مشابه آنچه در تولیدات رسمی صنعت طلا رعایت میشود.
تعلل در اجرا و ادامه فعالیت بدون ضابطه
با وجود تعیین چارچوبها، اجرای کامل ضوابط به تدوین مقررات نهایی در هیئت مقرراتزدایی و ایجاد سامانه نظارتی بانک مرکزی منوط شد. قرار بود پلتفرمها ظرف دو ماه خود را با این شرایط تطبیق دهند، اما تا امروز این فرآیند بهطور کامل انجام نشده و بسیاری از پلتفرمها همچنان به شیوه گذشته فعالیت میکنند؛ موضوعی که نگرانیها را دوچندان کرده است.
جنگ ۱۲روزه و افشای کسری پشتوانه
بحران واقعی زمانی آشکار شد که در جریان جنگ ۱۲روزه، مردم برای فروش طلا به پلتفرمها هجوم بردند. در این شرایط مشخص شد بسیاری از پلتفرمها نهتنها پشتوانه کافی ندارند، بلکه حتی قادر به پاسخگویی به تعهدات خود نیستند. مسدود شدن فروش آنلاین توسط بانک مرکزی و ناتوانی پلتفرمها در تسویه حساب، نابسامانی شدیدی ایجاد کرد و گزارشهایی از کسریهای سنگین طلا و منابع مالی به گوش رسید.
قیمتگذاری شبانه و سیگنالهای کاذب
یکی دیگر از چالشهای جدی، موضوع قیمتگذاری است. به گفته شفائی، قرار بود قیمتها بر اساس نرخ اتحادیه تهران تعیین شود، اما این موضوع در مراحل پایانی بلاتکلیف ماند. فعالیت بدون محدودیت ساعت کاری و قیمتسازی شبانه، سیگنالهای غلطی به بازار ارسال کرده و موجب نوسانات غیرمنطقی شده است. تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد که پلتفرمها در زمان فروش مردم، قیمت را پایینتر از نرخ مرجع تعیین میکنند و در زمان خرید هیجانی، قیمتها را بالا میبرند.
تهدید بازار رسمی و واحدهای صنفی
بازار طلا در جهان دارای ساعت کاری و سازوکار مشخص است. در ایران نیز حدود ۶۰ هزار واحد صنفی طلافروشی بر اساس نرخ اتحادیه فعالیت میکنند. خروج پلتفرمها از این چارچوب، نهتنها نظم بازار را بر هم میزند، بلکه رقابت ناعادلانهای ایجاد میکند که در نهایت به زیان مصرفکننده تمام میشود.
جمعبندی
پلتفرمهای فروش آنلاین طلا، اگرچه در ظاهر با شعار تسهیل دسترسی و کاهش هزینهها وارد میدان شدند، اما در عمل بهدلیل نبود پشتوانه واقعی، ضعف نظارت و انحراف در قیمتگذاری، به عاملی برای ایجاد بازار کاذب و تهدید سرمایه مردم و تولید ملی تبدیل شدهاند. تجربه ماههای اخیر نشان میدهد که بدون اجرای کامل و قاطع ضوابط مصوب، این فعالیتها میتواند پیامدهای جدیتری برای اقتصاد کشور داشته باشد. ساماندهی دقیق، شفافیت در پشتوانه، تبعیت از نرخ اتحادیه و هدایت سرمایه به سمت تولید، تنها راهی است که میتواند این بازار پرریسک را به مسیری امن و مولد بازگرداند.


